eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر صلح شه و تلویزیون موسیقی پیروزی پخش کنه به ۱۶۲ زنگ می‌زنم و جوری فحش‌کشش می‌کنم که خبرش به عراقچی برسه به هر شماره‌ای که از این بی‌شرف‌ها دارم زنگ می‌زنم و برای خون دل همه جوون‌هایی که ده روزه پشت پدافند نشستن و چشم از آسمون برنمی‌دارن و این لجن‌ها پا گذاشتن روش تا پشت میزاشون بچسبن، جوری فحش کششون می‌کنم که خبرش به اصل کاری‌هاشونم برسه... به همونا که نگران بچه‌های آمریکایی‌شونن... کاش قبل از شنیدن خبر صلح بمیرم.
شبکه خبر زیرنویس کرده تهران ساعت شش تجمع حمایت از عملیاته به‌جای منم شعار بدید برام خیلی مهمه.
تظاهرات مشهد شروع شد نرفتم چون شبکه خراسان مثل شبکه خبر زیرنویس نکرده بود تجمع برای «حمایت از عملیات بشارت فتح» شبکه ما مشهدی‌ها نوشته بود تجمع «جشن پیروزی» ما پیروز شدیم؟! غزه... آزاد شد؟! قدسِ اشغالی... غیراشغالیه دیگه؟! غرب آسیا... دست ساکنین خودشه؟! بقیع... حرم داره؟! قبرِ مخفی... پیدا شد؟! من جستجو کردم خیلی زرها خوندم... البته بهش می‌گن تحلیل(!) ولی توشون پیروزی ندیدم! سایت آقا رو از صبح هزار بار چک کردم نمی‌دونستم باید چه کار کنم برای علی زمانه‌م علی زمانه‌م هنوزم نمی‌دونم چه کار کنم فقط زبون داشتم زبون دراز زنگ زدم صداسیما ریاست جمهوری مجلس شورای شهر حرم مراجع نمی‌دونستم درست یا نادرست فقط می‌خواستم برای علی زمانه‌م کاری کنم گفتم ما پیروز نشدیم چون هنوز نمی‌تونیم بریم تو قدس نماز بخونیم بعد تاریخ رو مرور کردم تاریخ رو از اول اولش مرور کردم از خیلی اول اولش از حضرت آدم تااااااااااااااا ظهور برخی تلفنا روم قطع شد وسط برخی تلفنا گریه‌م گرفت وسط برخی تلفنا داد زدم وسط برخی تلفنا التماس کردم گفتم آه مظلومین همه‌مون و می‌گیره گفتم چشم همه مظلومین به ما بود یکی بهم گفت خانمِ سوپرانقلابی فهمیدم شروع شد دوباره برچسب‌‌ها شروع شد با مادرم صحبت کردم کوتاه چون کشش نداشتم چون انگار من به زبان جنوب غربی آفریقا صحبت می‌کردم و مادرم به زبان اسکیموهای قطب شمال چون هیچ اشتراکی اون وسط نبود تازه بابا تو راهه بابا داره میاد خونوادهٔ من عادت دارن خبرهایی که من رو اذیت می‌کنه رو همون اول بدو ورود بهم بگن قلبم سنگینه جسمم ضعف کرده مادرم کله‌پاچه بار گذاشته رنگم زرد شده صدای سگ همسایه میاد صدای موسیقی اون یکی ترک‌های روی دیوارم بیشتر خمیازه کشیدن چی می‌نویسم؟! حرفی برای گفتن نمونده کلمه‌ای برای نوشتن نمونده همین یکی دو سال هم عمرتون به باد رفت
الغارات.
فَترَتِ فکر و تفسیر، این تنِ دردتنیده را تسلیمِ تبِ تبیین‌هایی کرده بود که مراجعِ تقلید، پیش از این‌ها تقریرش می‌کردند... امروز اما، او خود به تنهایی، تقدیرِ پیروزی را بر تشویش‌ها تبیین کرد و یک‌تنه قماربازِ دودَره‌باز را تحقیر! حتی «تبریک‌» را تبیین کرد! همان انسانِ ۲۵۰ ساله‌ای که تسلیم، در تقدیرش مکتوب نشده... تنم به تبِ تشویشِ وطنم ترسیده بود که بر تلِّ تاریخ با تصویرِ خمینی، تزئینِ الله‌ی بر پرچم، وَ چفیه بر گردن، علی را در تاریخ تکرار کرد. علی لب گشود؛ تشویش و تفسیر، تحریم شد، وطن پیروز. الله اکبر❣
دایگو وصله. می‌خونم پیاماتون و. به‌مرور جواب می‌دم.
اذان شد؛ سیاهیِ عزا، آبروی شکاف‌های روی دیوارِ اتاق شد؛ به احترامِ دخترانش گوش و گردن از طلا خالی شد؛ لباسِ تن، سیاه شد؛ محتشم سربه‌راه شد؛ از اتاق تا شش‌گوشه، مشّایه شد؛ عمود به عمود، زندگی‌ زیر و رو شد؛ به مُحرّم رسید و آرزوها مستجاب شد؛ دلتنگی‌ها عاقبت‌به‌خیر شد؛ سلام بر خاکِ معجزه‌خیزِ عمودِ ۸۸۸ سلام بر نوحِ کشتی‌سوارِ ۲۳ سالگی سلام بر منجی. سلام حضرتِ آقای امام حسین❣
رفتین روضه؟ خواستم بگم این‌که امشب داریم می‌ریم روضه مدیون سیدناالقائد و سربازاشیم مدیون شهدا
سربه‌راه
رفتین روضه؟ خواستم بگم این‌که امشب داریم می‌ریم روضه مدیون سیدناالقائد و سربازاشیم مدیون شهدا
نه! نه نه! فقط سربازا و شهدای این ۱۲ روز نه... برید عقب‌تر عقب‌تر... خی‌لی‌ها برای این‌که من و تو امشب روضه و هیئت باشیم دل از خونه و خونواده کندن و رفتن به جنگِ استکبار... رفتن عِراق رفتن سوریه رفتن لبنان رفتن که کار به خونه نکشه... رفتن بیرونِ خونه‌شون نهی از منکر کردن که یه روزی نرسه به تو خونه‌شون و بچهٔ خودشون... نهی از منکری که ترک شه بالاخره به خونهٔ آدم برمی‌گرده... به بچه‌ش به نوه‌ش به نسلش... مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرࣰا يَرَهُ... مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شرࣰا يَرَهُ...
امشب زنگ نمی‌زنید صداوسیما که اعتراض کنید چرا به بهائی‌های ایران گفتن عزیز... چرا بهائیت (این فرقهٔ ضالّه) رو جزو کشور حساب کرده... فکر می‌کنید اینجا هم باید سکوت کنید و وحدت رو نگه دارید؛ یه صبح جمعه بیدار می‌شید و می‌بینید موشک‌های بهائیت، خیمه‌های امام حسین‌تون رو ویران کرده و بچه‌تون به‌جا حُتین حُتین گفتن، داره چیزا دیگه‌ای می‌گه و دیگه برای خوندنِ فتوای سیدناالقائد دربارهٔ بهاییت خیلی دیره... امشب با خودت می‌گی چرا تندرو باشم؟! انعطاف و برای این روزا گذاشتن دیگه! پس زنگ نمی‌زنی به صداوسیما و بگی تا جایی که یادته، فیلم مهمان مامان مخصوص روزای شادی و جشن بوده... چرا شبِ اولِ محرم گذاشتین؟! خب... لابد جشنِ پیروزی‌مون جدا از محرمه(!) وَ لابد ما و موشک‌هامون بدون خدا پیروزِ این معرکه شدیم(!) یه صبح جمعه‌ای از خواب پا می‌شی و می‌بینی بچه‌ت داره پا می‌ذاره رو پرچمِ امام حسین... درد گرفت قلبت؟ تصورش کن... چون انعطافِ نابه‌جای امروزت، تهش همون‌جاست... پای بچه‌ت رو پرچمِ امام و دیگه دیره بگی اونی که موشک ساخت و اونی که یاد داد و اونی که پرتاب کرد و اونی که فرماندهٔ همه‌شون بود، گریه‌کنِ امام حسین علیه السلامن... امشب تو روضه نهی از منکرِ حجاب و پوشش و آرایش و کاشت ناخن و مژه و تتو و زینت نکن... امر به معروفِ روایات و مقاتلِ صحیح خوندن و گفتن نکن... نهی از منکرِ خادمی‌های نوظهور که زن‌ها قاطیِ مردها تو موکبن یا دارن کفش واکس می‌زنن یا زنجیر گرفتن و شونه به شونهٔ مردها زنجیر می‌زنن نکن... امر به معروفِ تبیین جنایات آمریکا و اسرائیل نکن... پیشنهاد نده کفش‌کنِ هیئت پرچمِ آمریکا و اسرائیل باشه... پیشنهاد نده دورتادورِ روضه و هیئت رو عکسای رنگی زن‌وبچه‌های شهید بزنن... دانش‌آموزای شهید... با مسؤولای هیئت حرف نزن... تبیین نکن... توضیح نده... بی‌تفاوت باش! خدای صبحِ جمعهٔ بعدی هم بزرگه(!)
به احترامِ آغازِ روضه و هیئت تلفن همراهم رو روی سکوت می‌ذارم و داخل جیب. التماس دعای ظهور