eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
321 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
گفت من تا حالا دو بار رفتم کربلا ولی هنوز آدم نشدم... چه فایده داره بازم برم؟ گفتم دیگه غذا نخور، چون بعد از هر سیری، معده‌ت تخلیه می‌شه و باز گرسنه‌ای! دیگه دانشگاه نرو، چون هر چقدر بخونی و مطالعه کنی باز علمِ عالَم رو نداری! دیگه اردوی جهادی نیا، چون هر چقدر تلاش کنی محرومیت تموم نمی‌شه! دیگه فیلم نبین، چون هرچی می‌بینی که چیزی یاد بگیری یا حالت خوب شه، باز چیزهای جدیدتری هست و حالت دوباره بد می‌شه! دیگه نخواب، چون باز که بیدار می‌شی! دیگه بیدار نشو، چون باز باید بخوابی! دیگه خونه و زندگیت و تمیز نکن، چون باز کثیف می‌شه! دیگه حموم نرو، چون بازم بو عرق می‌گیری! دیگه ناخنات و نگیر، چون بازم بلند می‌شه! دیگه موهات و شونه نکن، چون دوباره به هم می‌ریزه! دیگه ازدواج نکن، چون بعد از ازدواج هم تو روزهایی رو خواهی چشید که حس تنهایی می‌کنی! به فکر بچه آوردن نباش، چون هرچه تربیت کنی جامعه گند می‌زنه! اصلاً دیگه زندگی نکن، چون تهش که می‌میری! سلام نکن، چون یه وقتی باید خداحافظی کنی! گلدونات و آب نده، چون باز خشک می‌شه! لباس نو نخر، چون باز کهنه می‌شه! دنبال پول درآوردن نری، چون... گفت تسلیم! تسلیم! فهمیدم دارم بهانه میارم! فهمیدم...
برای حجاب دارم توضیح می‌دم... برای کوکاکولا نخریدن دارم توضیح می‌دم... برای عبا نپوشیدن دارم توضیح می‌دم... برای جنگِ تحمیلیِ اسرائیل با ایران دارم توضیح می‌دم... برای سوریه و این روزهای پرعبرتش دارم توضیح می‌دم... برای جا انداختنِ درست و متقن کار کردن دارم توضیح می‌دم... برای منظم بودن دارم توضیح می‌دم... برای کاشت مژه و ناخن دارم توضیح می‌دم... برای روضه‌های درست رفتن دارم توضیح می‌دم... برای اهمیتِ بیرون کردنِ گناه از مجلس اهل بیت علیهم السلام دارم توضیح می‌دم... برای اهمیتِ اربعین رفتن دارم توضیح می‌دم... برای ردّ بهانه‌های اربعین نرفتن دارم توضیح می‌دم... برای ضرورتِ درس خوندن و دانشگاه اومدن دارم توضیح می‌دم... برای... آه! انگار تو سرم ده کیلو سنگ‌ریزهٔ داغ ریخته باشن... انگار تو چهار متریِ استخر من و با طناب به میله‌های پله بسته باشن و آب رو با فشار باز کردن و تا زیرِ چونه‌م رسیده و چیزی نمونده سرم تو آب فرو بره... گُرگرفته و خفه‌ام... چشم‌به‌راهِ اوّلین موکب...
ریحانه سادات ساداتی که شهید شد، دیدم یه‌جا افتخار می‌کنن بی‌نهایتی بوده و یه‌جا دیگه افتخارشونه مهدیار بوده... نمی‌گم بده، مثلاً اگر ایشون شاگرد کلاس من هم بود، افتخار می‌کردم شاگردم شهید شده، ولی دیگه نه با این اصرار و اغراق و یه نَموره تبلیغِ زیرزیرکی(!) من شبِ عاشورا از خدا خواستم من رو برای شهادت در راه خودش آماده و تربیت کنه، بنابراین لازم دونستم بهتون بسپارم بعد از شهادتم اگر بسیج دانشجویی خراسان رضوی، آستان قدس، جهادگران، طرح ولایت، بی‌نهایت، هیئت شهید مهدی فرودی، شهرداری مشهد، مجتمع آیه‌ها، حسینیه هنر، وَ خصوصاً آموزش و پرورش داشتن عکسم رو دست‌به‌دست می‌کردن که این شهیده از ما بوده و در مجموعهٔ ما و فلان، به گردن‌تونه با پشت دست بکوبید دهن‌شون که شهیده خودش فعال بود و همه‌جا تلاش می‌کرد کاری کنه، و اگرنه گفته بود همهٔ شماها مانع کار کردنش بودید و استخوونِ لای زخم! هر کدوم‌تون تا دیدید شهیده داره گندکاری‌هاتون رو به رخ می‌کشه، یا اخراجش کردید یا طرد، حالا شهید شده خودتون و چسبوندید بهش که پرچم‌تون بالا بره؟! مسخره‌های منفعت‌طلب(!)
سربه‌راه
دایگو پر شده از این سؤال! چند تا رو جواب دادم و دیدم ترندِ ناشناسم فعلاً این سؤاله و هی داره تکرار می‌شه. پاسخ رو آوردم روی کانال. ۱. اگر زیر ۲۱ سال هستید: سلام عزیزانم❣ (با این پیش‌فرض که خانم هستید). به روزمره‌نویسی‌های اغلب بیهوده و به‌ندرت باهودهٔ من خوش اومدید. این‌جا خبرِ خاصی نیست. من نوشتن دوست دارم و قبلاً در وبلاگ‌هام و استوری می‌نوشتم، دو سالیه این‌جا می‌نویسم. همین! از هرچی که در عمر و فکر و روزگارم می‌گذره. هدفِ خاصی رو دنبال نمی‌کنم. چالش و هشتگِ خاصی ندارم. حتی با این‌که عاشقِ آیدی گذاشتن پایینِ فرسته‌هام (پُست‌های کانال) و خوشگل‌تر می‌شه ولی حوصله ندارم. در حالتِ عادی روزی پنج تا فرسته میاد روی کانالم، اما در حالتِ غیرعادی (معمولاً وقتی داغ می‌کنم و آمپر می‌چسبونم یا خیلی شنگولم) یا رگباری دربارهٔ چیزی که روی مغزم گیر کرده حرف می‌زنم یا دو روزی سکوت می‌کنم. معلّم هستم❣ البته خرداد اخراج شدم چون نمرهٔ مفت ندادم. ولی همیشه معلّم بودم چون قبلاً هم نمرهٔ مفت ندادم و اخراج شدم اما چون تلاش کردم رهروی راهِ خلوتِ درستی باشم، خدا من رو هرگز وانگذاشته. فارسی و نگارش و دروس تخصصی علوم انسانی تدریس می‌کنم. متوسطه اوّل و دوم. به کارهای دیگه‌ای هم مشغولم که یا در فرسته‌های گذشته به چشم‌تون خواهد خورد یا در آینده قطعاً از فرسته‌هام متوجه می‌شید. آبان‌ماه ۳۵ ساله می‌شم. منظم و روی قاعده هستم. تا حواسم باشه فقط روی قاعدهٔ قرآن، اهل بیت علیهم السلام، امامین انقلاب و شهدا. و نه هیچ‌کس دیگه. اما انسانم، با پایین‌ترین سطحِ تقوا. و هزار بار ممکنه حواسم نباشه و روی قواعدِ نفْسم یا من‌درآوردی‌های جامعه پیش برم. منتقدِ جدیِ مذهبی‌‌ها هستم. هر دو کتابی که ازم چاپ شده هم نقد هست‌. در نقد، تخصص و رتبه و ادّعا دارم‌. البته زبان و ادبیاتِ کانالم، خودخواسته و عامدانه، بسیار متفاوت از زبان و ادبیاتِ نویسندگیمه. زبان و قلمم در کتاب‌هام طنزه و شیرین. اما این‌جا در نقد، تند و بی‌پروا و گاهی بی‌ادبم. بر خشمم امیر نیستم. البته در تلاشم و بهتر از قبل شده. بزرگترین عیبم؛ غرورمه. حتماً به فرسته‌هایی برخورد خواهید کرد که ازش برداشت تکبّر کنید. برداشت‌تون اشتباه نیست. در کنار بی‌شمار بدی‌ها، سرِ سوزن خوبی‌هایی هم دارم. نظم، صداقت و خیرخواهی رو رأس‌شون می‌دونم. اینجا ممکنه با غلطِ املایی بنویسم یا علائم سجاوندی رو رعایت نکنم. یک خطای خودخواسته است برای این‌که ذهنم اینجا تنفس کنه. پرسیدید با بی‌نهایت چه ارتباطی دارم؟ (این یعنی یه بی‌نهایتی به بی‌نهایتی‌ها لینکم داده) مدرّسِ نویسندگی بچه‌های بی‌نهایت بودم. بچّه‌هایی که بعید می‌دونم به نویسندگی و چاپِ کتاب برسن، نه چون استعداد نداشتن، فقط به این دلیل که حتی در یک نفرشون «همّت و استمرار» ندیدم، اما تنها کارگاهِ آزادِ من بود که همه‌شون مؤدب و باشخصیت بودن. وَ ادب و شخصیت اوّلین چیزیه که شاگردی رو برای من عزیز یا ذلیل می‌کنه. مسؤولین پیله بودن مجازی کارگاه رو ادامه بدم که زیر بار نرفتم. زیرِ بارِ هیچ فعالیتِ مجازی‌ای نمی‌رم. این برای شما نوجوانانِ نازنینم که با هر عقیده و مرام و مسلکی باشید، حتماً منتقدتون هستم، اما قطعاً دوست‌تون دارم❣ ۲. اگر بالای ۲۱ سال هستید: درست اینه که پی «محتوا» واردِ کانالی بشید، نه «شخص»! پس سؤالاتون بیهوده است. کانال رو بررسی کنید، اگر بر مبنای قرآن و اهل بیت علیهم السلام، امامین انقلاب و شهدا، مطلب می‌نوشتم «استفاده کنید». اگر نه اوّل «باتفاوت باشید و تذکر بدید»، دل بسوزونید و خیرخواه من و مخاطبم باشید، اصلاح نشدم با ترکِ کانال، نهی از منکر کنید. وَ در هر ورودتون به هر کانالی از خودتون بپرسید به‌جای این‌همه کانالی که دارم، اگر کتابِ خوب رو خوب بخونم، به منظومهٔ فکری برای تحلیل نمی‌رسم؟! زیاد از خودتون بپرسید «دلیلم برای داشتن فلان کانال و بهمان کانال چیه؟» وَ بررسی کنید دلیل‌تون چه تغییری در تقدیرتون ایجاد می‌کنه! یا پای انتخاب‌تون در هر شرایطی بمونید، یا مطمئن باشید نویسندهٔ این کانال از ریزشِ مخاطب، مطلقاً واهمه‌ای نداره.
از کوچه‌ای عبور می‌کردم. دو پسرِ جوان، سیگاربه‌دست، زنجیر‌به‌گردن، بازوهای پر از تتو، شلوارجینِ چسب به پا، تیشرت‌های نیم‌آستینِ جذب به تن، داشتن با فحش‌های سطحِ دبستان، برای هم چیزی تعریف می‌کردن. مجبور بودم از جلوشون عبور کنم. حین عبور شنیدم یکی‌شون خیلی لاتی و پزشکیان‌طور در برابر آقای جلیلی نه در برابر تاکر کارلسون(!) می‌گفت: بِرار سالی یَک بار مُرُم، به مولا زنده مُشُم برمِگِردُم، اصلاً عشق مُکُنُم! وَخه امسال با مو بیا بیبین اربعین چیَه! خدا می‌دونه چه خویشتن‌داری‌ای کردم نرم چادرم و بزنم به کمرم و روی پنجهٔ پا کنارشون بشینم و بگم بِرار یه نخ سیگارُم به مو بده تا بِرَت بُگُم ایٖ بِرارِ دِگَه‌مان چی مِگَه و اربعین چیَه!
برای چهار ساعتِ امروز پدر و مادرت زحمت کشیدن و گذاشتنت مدرسه. هر مدرسه‌ای که بودی، خوب یا بد، اونا اندازهٔ وسعِ مادی و معنوی‌شون، دوازده سال، شرایط تحصیلِ تو رو مهیّا کردن، حتی وقتی ممکنه خودشون محروم از تحصیل بودن... برای چهار ساعتِ امروز حداقل پنجاه معلم، اندازهٔ سواد و درک و شعورِ خودشون، برات وقت و اعصاب گذاشتن و بدترین روش‌تدریس رو هم که می‌داشتن، قطعاً بازم تو یک کلمه‌ای که هفتاد سال برده‌شون بشی رو ازشون یاد گرفتی... برای چهار ساعتِ امروز چند تا مهمونی رو نرفتی/پیچوندی، چند تا دورهمی و دیدوبازدید رو کنار گذاشتی/پیچوندی، مدتی صلهٔ رحم و فامیل‌بازی رو پشت گوش انداختی/پیچوندی، تعدادی سفر و خوش‌گذرونی رو لغو کردی/پیچوندی و هر کس اندازهٔ درک و تجربه و انصافش باهات کنار اومد... برای چهار ساعتِ امروز کلی هم‌کلاسی رو تجربه کردی که خوب و بد تو درس خوندن و نخوندن‌ت، کم یا زیاد، اثر داشتن... اگر صفحه یا کانال یا وبلاگی داری، برای چهار ساعتِ امروز مخاطبینت مدت‌ها اضطراب و غم و شادی و لحظه‌شماری و فرار و نق‌وناله و ساعاتِ درسی و همه‌چیزت رو خوندن و پابه‌پات تو اون حال و هوا بودن... از این لیستی که کلی ازقلم‌افتاده داره چی می‌خوام بگم؟ می‌خوام بگم باید الآن درگیرِ دونه دونه مواردی باشیم که تبیین می‌طلبه و گفتن یا نگفتنش در سرنوشتِ ایرانِ بعد از جنگِ تحمیلیِ اسرائیل فوق‌العاده تعیین‌کننده است، اما برای رسیدن به اون تحلیل و تبیینِ عظیمِ ملّی و جهانی و تمدّنی، باید اوّل بلد باشیم و بلد کنیم همین روزمره‌های ساده رو دو دو تا چهاری منصفانه و عادلانه کنیم... خدا قوّت کنکوری! حالا برو و تا نتایج بیاد روی خودت کار کن که متوجه این لیستی که در چهار ساعتِ امروزت دخیل بودن باشی که فردای نتیجه، پروفایل و استوری نذاری «رتبه یه مسألهٔ شخصیه»(!) دیدی که نیست! نفوذِ تفکرِ اومانیستی و فردمحوری و هشتگِ توسعه فردی هم، همه رو فریب نمی‌ده! رتبه‌ت خوب بود قدرشناس باش و پروفایل و استوری بذار و از این لیست تشکر کن، رتبه‌ت بد بود شجاع باش و پروفایل و استوری بذار و از این لیست عذرخواهی کن که با همهٔ همّتت درس نخوندی و بیفت پی جبران. وَ اگر نه با تفکّرِ «رتبه یه مسألهٔ شخصیه» تو دانشگاه تهران و فردوسی و شریف هم پا بذاری، دکتر و مهندس و معلم هم بشی، هرگز جزو انسان‌های به‌دربخور و دنیاساز نخواهی شد!
سربه‌راه
فقط چند قدم مونده به فتحِ قلّه... فقط چند قدم! بادها شدیدتر می‌شه و مسیر لغزنده‌تر... حتی خلوت‌تر... اما فتح شد؛ به استقامت به نترسیدن به ایمان به توکّل به تلاش به امید به یا علی یا علی گفتن: اگر خسته‌جانی بگو یا علی! اگر ناتوانی بگو یا علی! اگر تن بیفتد میانِ بلا مترس از بلا و بگو یا علی!
تو حرم داره یه اتفاقِ جدید میفته! درواقع چون مذهبی‌های مؤمن و عارف و امام رضایی و امام حسینی و هیئتی و اربعینی‌مون خیلی به مهربانی و مدارا و گذشت اهمیت می‌دن و امر به معروف و نهی از منکری که درست مثلِ نماز واجبه و تاااازه قضا هم نداره😎 براشون تلخ و زننده و دافعه‌داره، ما به‌مرور از مراحلِ قبلیِ تالار و آتلیه شدنِ حرم عبور کردیم و داریم به ساحل شدنِ حرم نزدیک می‌شیم😍 خیلی هیجان‌انگیزه🤩 چون هرررررررکس با هررررررر عقیده‌ای، با هرررررررررر پوششی، با هرررررررر مدلی می‌تونه بیاد حرم🥰 آقا طلبیده دیگه، من و توی گریه‌کنِ امام حسین علیه السلام چه کاره‌ایم؟! همون‌طور که قبلاً هم پیش‌بینی کردم و هشدار دادم و مذهبی‌ها صلاح دونستن فقططط عاشقِ امام رضا جان باشن و تو کار ایشون و زائرهاش دخالتی نکنن، این‌بار هم می‌خوام این خبرِ خوش رو بهتون بدم به زودیِ زود، زائرانی به سبکِ فرح پهلوی پا به حرم می‌ذارن و بعد از اون هم‌جنس‌بازها هم طلبیده می‌شن و خدا رو چه دیدی؟ رواق‌ها هم می‌شه حجلهٔ بعد از دیت‌ها😚 ولی خب متأسفانه من مذهبی نیستم و هم‌چنان تندرویی هستم که به‌جای عششششششق کردن با امام رضاجان، تلاش می‌کنم پیروی دغدغهٔ ایشون باشم. لذا بعد از چندین مورد مشاهدهٔ زائران خانمی که فقط چادررنگه رو سرشون کشیدن و زیرش نه شال، نه روسری، نه لباسی آستین‌دار به تن دارن و این چادرِ زورکی همه‌ش بازه، فهمیدم ای دل غافل! سربه‌راه جان! واردِ فاز جدیدی شدیم و در مردم‌داریِ مذهبیون و خدمتِ بی‌شائبهٔ آستان قدس و لال‌مُردگیِ علما و مراجع و مشغولیتِ جوانانِ بسیج و هیئتی به شوهر تور کردن و دختربازی با چادر و محاسن، شعائرالله ریز ریز و بی‌صدا داره هتک حرمت می‌شه... منم که اُمّل و دوقطبی‌ساز و دافعه‌دار😂 یا علی گفتم و بعد از خوندن زیارت امین الله، رفتم که به سیرت امین الله عمل کنم. اوّل با تلفن مبارک ۱۳۸ رو گرفتم. آقای پاسخگو سلام کردن و پرسیدن فرمایشتون چیه؟ گفتم دو مورد: یک. آقای پویانفر سال ۱۴۰۱ و تو آتیشِ دختره مهسا امینی و تحمیلِ بی‌حجابیِ اجباری به جامعه، در برنامهٔ مهلا، خلاف قاعده و قانون الهی و حکم حجاب رفتار کردن و با پذیرفتنِ مهمان‌هایی که لشکرِ باطل رو تقویت و لشکرِ حق رو تضعیف می‌کردن، نشون دادن مواضع انقلابی و ولایی، حتی اسلامی‌شون جای دقت و بررسی داره. اونم در شرایطی که امامِ جامعه رسماً و بدون پرده از حکم حجاب صحبت می‌کردن و بی‌حجابی رو جرم سیاسی معرفی کردن. هم‌چنین چند وقت پیش همین آقای پویانفر مرگ رئیس انجمن حجتیه رو که فرقه‌ای ضالّه و ملعون هست، تسلیت گفتن! همون‌طور که خوردن غذای آلوده، اثر وضعی داره، شنیدنِ صدای مداحیِ مداحِ آلوده به مناقشات هم اثر وضعی داره. آستان قدس با توجه به این‌که مسؤولیت هدایت جامعه رو به دوش داره، و یه ظرفیت برای اقسام مختلف عقاید هست، باید مراقب باشه چه ورودی به قلب و روح زوّار داره. علاوه بر این دعوتِ آستان قدس از چنین فردی، حکم تأییدش رو داره چون شما یه مرجع بزرگ دینی در کل کشور محسوب می‌شید! دیگه پس‌فردا ما هرجا بگیم این آقا رو باید به نیتِ نهی از منکر تحریم و طردش کرد، کسی گوش نمی‌ده و می‌گه اگه بد بود، چرا آستان قدس دعوتش کرد؟! دعوت از این آقا جای فکر و توبیخ داره که چه تفکری در تولیت حرم مطهر وجود داره؟ تفکر امام رضایی یا مأمونی؟ اسلام ناب محمدی یا اسلام آلودهٔ عباسی؟ دو. وضعیت حجاب هیچ جایگاهی برای تولیت و خدامِ حرم نداره، اما برای امام قطعاً داره! بعد اون جملهٔ جذاب و دوست‌داشتنیم‌ و گفتم😁 خودم و شما رو به تقوای الهی دعوت می‌کنم! ببین آقا، امروز بعد از شیفت خدمتت در پاسخگویی، برو یک ساعت تو حرم دور بزن‌. حتماً متوجه می‌شی چادررنگی‌ها دیگه زیر چادرشون هیچی تن و سرشون نیست... و جلوی اون چادرها بازه... و اون چادرها از سرها سُر می‌خوره... اگر عامدانه جلوی این کرونای فرهنگی رو نمی‌گیرید، ایرادی نداره! وظیفهٔ من و چیزی که از دستم برمیاد نهی از منکر بود که کردم، هم خانم‌ها رو، هم خادم‌ها رو، هم شما که صدام و به تولیت می‌رسونی ان‌شاءالله. شما می‌مونید و امام رضا جان... اما اگر عامدانه نیست و راهکار ندارید، من معلمم و فعال فرهنگی. تا دلتون بخواد می‌تونم ایده بدم. تا هرجا هم از دستم بربیاد پای خدمت و اجراشم هستم. می‌تونید از من و امثال من کمک بگیرید. آقاهه ثبت کرد و تلفنی تموم شد. اما منِ اُمّل ول‌کن نیستم که😂 بعد از تماس، رفتم رواق امام خمینی. تو راه هم این‌قدر تذکر دادم که تشنه شدم😂 اصلاً خدای دوقطبی‌سازم😂😎✌️ به رواق که رسیدم، دم در از کاغذای نامه به تولیت که مردم نداری و بی‌پولی و بیکاری‌شون رو می‌نویسن و طلب دارن تولیت و حکومت براشون درست کنه، برداشتم که بی‌دینی و بی‌ایمانی و بی‌شرعی رو شکایت کنم و طلب کنم رسیدگی شه!
چهار برگه برداشتم و شیک و ادبی و با راهکار و شماره و تلفن و ایمیلم نوشتم و انداختم صندوق.😎 هنوز ادامه داره ولی دستم خسته شد😁