سربهراه
هی کاملِ این فیلم رو پخش میکنم. هی هر بار از خودِ بیخاصیتم حالم به هم میخوره... هی هر بار از خدا
آدمای زیادی
که زیاد هم دوست دارن همه باهاشون عکس بگیرن(!)
الله اکبرگویان
زیاد «اَدای بزرگان» رو درمیارن
ولی تا همهچی آرومه :)
این «زن»
درست تو نقطهٔ «انفجار»
پای «الله اکبر» موند؛
خدا هم بزرگش کرد!
حالا همه دوست دارن باهاش عکس بگیرن...
#لعلکم_تعقلون
آخرِ اتوبوس...
اینبار با شیشهای که دیگه کسی روش تف نکرده و صبر کنه خشک شه و دوباره روش تف کنه و باز صبر کنه خشک شه و باز...
یادتونه؟
همین الآن میام پیامهاتون رو پاسخ میدم اما برسم مرز و رد شم، اونسمت نت نمیخرم و تا برگردم ایران گوشیبهدست نیستم...
چون دیگه روی ابرام...
بوی خاکِ مشّایه میاد...
خوشبهحالمون😍
پنجاه عمودم
به نیابت از شما.
به امیدِ ظهور❣
خداحافظ.
بسم الله الرحمن الرحیم.
#سفرنامه
#اربعین
ورودِ خودم رو به حرمِ مقدّسِ جمهوری اسلامی ایران تبریک و تهنیت میگم.
پدرِ عِراق رو درآوردم؛
پنج رووووووز تو مشّایه بودم😍😂
دروغ نمیگفتم مینوشتم همه خوابهام و خستگیهام و گذاشتم برای مشّایه...
از نجف، از کاروان جدا شدیم و
رفتیم بیابوننشین شدیم😍
من و رفقام میتونیم دو روزه هم مشّایه رو بریم، خودخواسته انتخاب کردیم تو مشّایه زندگی کنیم.
من پنج روز
پنج روزِ تموم
تو مشّایه
زندگی کردم😍❣
همهجای عراق رفتم،
یک شب هم کوفه خوابیدم محضرِ اباحمیده...
اما
پنج روز
تو مشّایه
زندگی کردم❣
الآن اینطوریام که دیگه آرزویی ندارم و از دنیا چیزی نمیخوام و برای ترکش آمادهام،
و همزمان برای صد سال زندگی و مبارزه هم جون دارم و قادرم کوهها رو جابهجا کنم...
از بیابونگردِ حضرتِ آقای امام حسین علیه السلام❣
به شما سلام.
سفرنامهٔ صوتی رو ادامه خواهم داد.