eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
673.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مامان می‌پرسه غذا بکشم برات؟ می‌گم نه، چای می‌خوام فقط. بشکه‌م (لیوانم تو خونه که بزرگترین لیوانه) پر از چای می‌شه و تو‌ سینی میاد روبه‌روم. خوش‌رنگه ولی قیررنگ نیست... خوش‌عطره ولی غلیظ‌عطر نیست... خوش‌طعمه ولی... نیست... چای عراقی نیست... هر بار می‌رفتم چای بگیرم، موکب‌دار کتری عوض می‌کرد. دیگه دستم اومده بود یعنی می‌خواد از کتری‌ای که توش چای به سبک ایرانی دم کرده بریزه. این‌قدر که ایرانیا ازش ایرانی گرفته بودن. من سریع می‌گفتم عِراقی. دستش تو هوا می‌موند. هر بار، موکب‌دار مثل موکب‌دارِ قبلی و بعدی، با تعجب و جوری که انگار چهره‌م و اشتباه تشخیص داده، می‌پرسید أنت عِراقی؟! منم مثلِ موکبِ قبلی و بعدی جواب می‌دادم، لا! آنی ایرانی، لٰکن أرید شای عِراقی. موکب‌دار درست مثلِ موکب‌دارِ قبلی و بعدی، لبخند می‌زد. با شوق و عجله کتریِ ایرانی رو برمی‌گردوند سرِ جاش، کتریِ روی پیشخونش رو که دمِ دستش بود برمی‌داشت و تو لیوانای کمرباریکِ تا کمر شکر، چای غلیظِ عِراقی می‌ریخت و قاشق می‌ذاشت توش و غالباً از شوق برام نعلبکی‌ هم می‌ذاشتن... حالا دیگه کجا چای عِراقی بخورم؟! کجائید ای خدّام الحسین؟! وینکم یا خدّام؟! وینکم عمودها؟! وینکم مواکب؟! وینکم نواها؟! من برگشتم خونه... اما بی‌ خودم. خودم شیرقهوه خورده و آسوده خوابیده تو موکبِ کویتی‌ها؛ عمود ۳۶۶...