eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
موردِ مهمان‌سرا حل شد! طرف‌حساب‌م کریمه هستن، کریمه! نمی‌ذارن چیزی به دلت بمونه! همین‌قدر سرعتی و باکیفیت! آخ من عاشقِ سرعت و کیفیتم😍 یکی‌تون برام پیام گذاشته مهمانسرا نشد، خادمای حرم غذاشون و می‌دن. من از دست دراز کردن جلوی هررررررررررررررر آدمیزادی بیزارم! چه خادم، چه غیر خادم! تو مشهد هم هرکی پی غذای حرمه از آدما، ازش بیزارم! خی‌لی غلیظ و بااستدلال! از اونی که میاد حرم امام بالاسرشه بعد دستش و جلوی غیر امام حالا خادمش یا غیرخادمش دراز می‌کنه بیزارم. ممنونم از راهنمایی‌ت، ولی خودتم دیگه از خادما غذای امام رو نخواه. از امام بخواه. از امام. بخواه تو رو سر سفره‌شون بنشونن. سرِ سفره نه فقط طعامِ سفره است، که هم‌نشینی با امامه و معیت! کیفیتِ رسیدگیِ این خانواده این‌طوره که از سرویس بهداشتی برمی‌گشتم خادمه صدا می‌زد ساعت ۹ تا ۱۱ شبستان حضرت زهرا سلام الله علیها، روضه و محفل شعره. منم گفتم خب یه کار مفید می‌کنم. باجمعیت روضه و مناجات به قبول و استجابت نزدیک‌تره. رفتم. این شبستان رو تا حالا نرفته بودم. خوشگله و دوست‌داشتنی. بهم بسته‌بندیِ پذیرایی دادن. نشستم و دیدم اوووووو کلی شاعر دعوت کردن😍 خی‌لی کیفور شدم. مناسبتِ برنامه چی بود؟ امروز روز اهدای پیراهن امام حسین علیه السلام از حضرت زهرا به حضرت زینب سلام الله علیهماست😭😍❣یوم اعطاء قمیص الحسین😭🖤 شاعرا یکی یکی اومدن به شعر خوندن و من از حسودی مُررررردم! این‌که با شعر بتونی هق‌هق مردم رو برای اهل بیت علیهم السلام درآری و مفاهیم رو القا کنی، نعمته... نعمت... از خدا همون‌جا رزق قلم کثیر خواستم.
بیتی که به‌نظرم روضهٔ تمام بود از آقای محمد رسولی: از «فضةُ خُذینیِ» او این‌قَدَر بدان؛ وضعی درست شد که به یک زن نیاز بود...
برنامه که تموم شد، همه بلند شدن برن که خادما صدا زدن بشینید، بشینید، به صف و صبور خارج شید. منم رفتم جا ضریح خوشگلی که شبستان داره و نفهمیدم دقیقاً چیه و بعد رفتم تو صفِ خروج و فهمیدم دارن بهمون چی می‌دن؟ فیشِ مهمانسرا😍😭❣❤️ سرعتِ رسیدگی هم یعنی این. که مهمانت صبح برسه. دلش بکشه. شما ناهار بنشونی‌ش سر سفره‌ت... آه بانو...😭😭😭
وَ بعد از نماز در شبستانِ حضرت خدیجه سلام الله علیها❣ برای اولین‌بار پا به مهمانسرای گوگولیِ حرمِ حضرتِ معصومه سلام الله علیها گذاشتم😍 صحن صاحب‌الزمان، درِ چوبیِ شمارهٔ ۱۴😍 میزاش گل داشت😍 آب هم تو پارچ😍 خدای من😍❣
یه می‌تونه به چه مقامی برسه که تو حیاطِ حرمش، کلی مرد به پاش افتادن و نگاهِ کریمش رو تمنّا می‌کنن... خدایا؛ به حقِ حضرت معصومه سلام الله علیها بر من ببخش که جایگاه‌م رو نفهمیدم... از من بگذر که با مقام و جایگاه‌م معصیت و عصیان کردم... به من رحم کن و من رو در دخترانگی، پیروِ راستینِ حضرت معصومه سلام الله علیها کن... خدایا عاقبت من رو، وَ هرکه این فرسته رو می‌خونه، ختمِ به خیر کن...
سربه‌راه
یه #دختر می‌تونه به چه مقامی برسه که تو حیاطِ حرمش، کلی مرد به پاش افتادن و نگاهِ کریمش رو تمنّا می‌
این دختر سال‌های زیادی دور از پدر بود... پدرش بی‌گناه، محبوس و مهجور... برادرش رو به‌زور تبعید کردن... خودش و کل خاندانش رو طرد کردن... نیلوفرِ مردابِ تاریخ؛ من تمنّای این قدرت و قوّت رو از شما دارم...