eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
چهل‌اختران یا امام‌زاده موسی مبرقع علیه السلام تو برنامهٔ شنبه‌م نبود، بسته بودم دو ساعت بمونم بیت‌النور تا خونه امام خمینی باز شه و برم اون‌جا، ولی وضعیت سرویس بهداشتیِ بیت النور، برنامه‌م و تغییر داد. طوری چیده بودم که هم‌مسیرها با هم تو یه روز باشن و چهل‌اختران هم‌مسیرِ مکان‌های شنبه‌م نبود. خونه امام هم سایتِ شیک و شکیل‌ش زده بود سهٔ عصر باز می‌کنه. قم هم که مثل مشهد نیست در وفور رفاه و امکانات باشه، یه چای تو ایام شهادت ندارن، سرویس بهداشتی تو شهرش داشته باشه😒 دیگه زدم نشان و تصمیم گرفتم برم چهل‌اختران. این‌یکی برای پیاده رفتن کمی دور بود و منم خسته و بی‌حوصله و نیازمندِ سرویس. با اتوبوس رفتم. سه یا چهار ایستگاه فاصله بود، یعنی بازم دور نبود، اما از خونه امام دورم می‌کرد. امام‌زادهٔ مشهوری بود چون تقریباً همه‌تون گفته بودید و کلی توصیه داشتم به رفتنش، گوگل هم خی‌لی ازش چیزی نوشته بود. ولی چرا یه جای این‌قدر مشهور، این‌قدر نیم‌ساز و رهاشده است؟! مقایسه‌ش می‌کنم با یه خواجه اباصلت‌مون تو مشهد، یا یه خواجه‌مرادمون که چقدر بهش رسیدن اما این‌جا که امام‌زاده است این وضعشه... فوق‌العاده حالِ خوبی داشت. از نظر حس و حال شخصی، این‌جا خی‌لی خی‌لی بهم چسبید. خصوصاً که امام‌زاده موسی مبرقع علیه السلام، صورت و سیرت من رو یاد حضرت عباس علیه السلام می‌ندازن وَ نوهٔ زیبای امام رضا جان هستن😍 اول رفتم سرویس و به‌شدت کفرم دراومد چون از اون مدل سرویساست که مجبورت می‌کنن کفشات و دربیاری و با دمپاییِ همون‌جا بری... پوفففففف... ماجرای دمپایی مسجد کوفه رو که یادتونه؟ من بدم میاد! مجبور شدم کفشام و جورابام و دربیارم تا بتونم پاهام و بشورم. این روال خی‌لی طول کشید و خسته‌تر شدم. وارد امام‌زاده شدم ولی این‌قدر حال فضا خوب بود، شارژ شدم و نماز و زیارت خوندم و حدیث کسا. تو پویش خرید ژنراتور برق هم ناقابلی شرکت کردم چون از سامرّا و کاشانِ پارسال یادتونه که؟ من روی کمبودهای حرم‌ها حساسم. حرم بااااااااید باشکوه باشه. به‌قرآن بقیع دست من بیفته... من بچهٔ حرمِ باشکوه و مجللِ سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام هستم❣همهٔ اهل و خونوادهٔ امام رضا جان باااااااااااید در شکوه و عظمت بدرخشن... تو کتم نمی‌ره حرمی ناقص و خرابه باشه... این‌جا عربستان و بقیع نیست... سوریه نیست... فلسطین نیست... وَ والله نخواهد شد. مقتولِ مظلومِ این شب‌ها برای شیعه شدنِ ما از عزتش مایه گذاشته... کمترین وظیفهٔ شیعه برابرش، حراست از عزت و شکوهِ خانواده‌شه... ضریح‌ها رو که سه تا بودن (دو تا یه طرف حیاطه، نوهٔ امام سجاد علیه السلام هم روبه‌روشونه، تو گوگل نوشته بود بین‌الحرمینِ قم) زیارت کردم و راه افتادم برم خونه امام خمینی. نکتهٔ فوق‌العادهٔ این‌جا برام این بود که خادم‌هاش خی‌لی به عربیِ عِراقی مسلط بودن و همه‌شون سلیس با کاروان عراقی که اومده بودن، می‌تونستن صحبت کنن و کارشون رو راه بندازن. خی‌لی خوب بود. خادمای حرم قم و مشهد این‌قدر مسلط نیستن. فکر می‌کنم این‌جا زائر عراقی زیاد داره و خادماش مدام در معرض این زبانن که خوب یادش گرفتن. ان‌شاءالله بار بعدی شکیل و ساخته‌شده زائر این‌جا باشم. هرکس این‌جا زیاد رفت‌وآمد داره، در حق من هم پیش‌شون دعا کنه و پیگیرِ یادداشتی که براشون نوشتم از این آقازاده باشه🙏
از چهل‌اختران بیرون اومدم، دیدم اون‌ورِ خیابون یه گنبدِ مخروطیه. خب گنبدای مسجدامون این شکلی نیست، پس یا امام‌زاده است یا آثار باستانیه. انداختم رفتم تو کوچه دنبالِ درش و رسیدم به امام‌زاده اسماعیل علیه السلام. وای خی‌لی تاریخی بود! ایشون همونی هستن که گفتم مغول شهیدشون کرده و سر از تن‌شون جدا... من رفتم تو، حیاط که قبرستون بود، کسی بود، ولی داخل مرقد که کوچیک بود زائری نبود. گمونم تو چهل‌اختران به چشمم خورد یه عالمی ساکنِ قم، که اسم‌شون یادم نیست، نه خودشون زیارت ایشون میومدن، نه اجازه می‌دادن مریداشون بیان. می‌گفتن سند نداره و درست نیست. بعد ایشون به خواب‌شون می‌رن که اگه خودت نمیای، حداقل مانع زیارتِ شیعیان‌مون نشو، بذار اونا بیان. اون عالِم بعد از این خواب دیگه خودشون رو موظف می‌کنن سالی یک بار زیارت ایشون بیان. چون یادم نمیاد این رو کجای شهر قم بودم که خوندم، خودتون مجدد جستجو کنید تا به منبع متقن‌ برسید.
سربه‌راه
اَعوذُ شعر و غزل، مِن سکوتِ تلخ و رَجیم چرا که گم شده‌ام بینِ این‌همه آدم... شعرهام و برداشتم و
برای امشب بسه. امشب، شبِ آخرِ این فاطمیه‌مه که خونهٔ دخترِ فاطمه سلام الله علیهما هستم... ... ... خوش به‌حالم وقتی ساکنِ بالکنِ غربیِ اینجام... خی‌لی خوش‌به‌حالم...