eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
یه سؤال خوب تو ناشناس داشتم: پرسیدید تو مدرسه چه کار کنیم؟ صحبت کنیم؟ نکنیم؟ با خشم بچه‌ها چه کار کنیم؟ احتمالاً متوسطه دارن چون ابتدایی‌ها «معمولاً» تو باغ نیستن، اما دبیرستانیا، بازیگرهای بی‌مزد و مواجبِ سناریونویس‌های براندازی‌ان... پاسخم رو بر چه مبنا می‌دم؟ هفتاد درصد «تجربهٔ بامطالعه» ۲۹ درصد ویژگی‌های شخصیتی مثل توان مدیریتی‌م خصوصاً در بحران‌ها یک درصد آزمون و خطا. پاسخ: ۱. اوّلین، مهم‌ترین و ضروری‌ترین وظیفهٔ معلم، تدریسه! در استفتائات سیدالقائد (برای کسانی که مرجع‌شون آقاست) جستجو کنید، فرمودن شرعی به گردن معلمه که درسش و بده‌. هر بحثی که درس رو معطل کنه، ولو دین و ایمان و مسائل اخروی باشه، حرام است! برنامه‌ریزی امسال آموزش و‌ پرورش مشکوکه... همهٔ معلما دارن از بودجه‌بندی معمول‌شون عقب میفتن... پس درس‌تون اولویته! اسرائیل هم شکر خورد بمب زد، من و شما باید درس‌مون و بدیم! تمام و کمال! چطور بچه‌ها رو راضی کنیم؟ به هر ترفندی شده! بی‌خشونت اما! پس خیال نکنید اگر درس‌تون مونده، شما وقت بذاری دربارهٔ شرایط صحبت کنی، چه کار خفنی کردی(!) نه! از وظیفه‌ت زدی! قبلاً نوشتم؛ وظیفه‌شناسی کار آدمای احساسی و جوگیر نیست... کار عاقلاست! جوگیرا به امام حسن علیه السلام گفتن مایهٔ ذلتِ مسلمین (به‌خاطر صلح)، به امام حسین علیه السلام گفتن تندروی جنگ‌طلب (به‌خاطر قیام)! کیا با امام حسن و امام حسین علیهما السلام موندن؟ عاقلا! دین‌مداری مخصوص عاقلاست! چون عاقلا نادرن... به چشم همه غیرطبیعی‌ان! یه‌بار با یکی‌تون صحبت داشتم، نوشتم معمولی ماییم، بقیه غیرعادی‌ان، به درستت شک نکن! پس اول و آخر شما درست و بده. کاری به شرایط نداشته باش! ما زیر بمب امتحانا رو برگزار کردیم... چندین سال پیش سفیدسنگِ ما زلزله اومد، مشهدم لرزید، اون روز من سر کلاس بودم. بچه‌هام و فرستادم پایین، تا اومدم چادرم و بردارم که اگه شدیدتر شد و رفتیم خیابون پوشیده باشم، زلزله متوقف شد. از پنجره صدا زدم میاین بالا درس و ادامه بدم یا من بیام حیاط؟ معلمای دیگه خودشون مراقبت نیاز داشتن😒 ولی من درسم و دادم! بچه‌ها گفتن خانوم درس چی؟ زلزله شده... من دفتراشون و جمع کردم زدم زیر بغل، رفتم پایین، تو اون همهمه، درسم و ادامه دادم. نتیجه؟ دخترام بعد از یه ربع ترسشون ریخت. گفتن بریم کلاس. بعد حس شاخی داشتن که معلم‌شون نترسیده. حس شاخی داشتن دارن برمی‌گردن کلاس. ما که رفتیم مدیر یه ده دقه صبر کرد، بقیه رو هم فرستاد کلاس. خب من خیلی از همکارام برچسب خوردم، ولی مُردم؟! عادی منم! غیرعادی اونان! هرچی شد، معلمِ عزیز! شما درست و بده! ۲. اگر درست جلو بود، اگر درست تموم شد، اگر تمرین و تثبیت انجام گرفت، اگر زمان تنفس دادی، اگر محتوای درست نزدیک به شرایطه، اگر وظیفه و ضرورتت حرام نشد، بابِ صحبت باز شد، بسم الله! برای من این اتفاق زنگ نگارش میفته. گام اول: دنبالِ نتیجه نباشید! نتیجه نمی‌ده! زنگِ بعدی دبیرِ بعدی ضد انقلابه، میاد بی اون‌که درس بده می‌حرفه، زحماتت به باده! زنگ آخر بچه گوشیش و تحویل می‌گیره، می‌ره اینستا، زحماتت به باده! می‌رسه خونه، ماهواره روشنه، ننه باباش زر زر می‌کنن، زحماتت به باده! خب؟ دیگه برات مهم نیست؟! اگه نه برو بمیر اما دیگه معلم نباش! اگه برات مهمه بی فکر نتیجه وظیفه‌ت و انجام بدی بسم الله! معلم عزیز؛ تکرار می‌کنم، گول نخور اگه جلوت خندیدن گفتن حق با شماست(!) مثل این مذهبی‌جوگیرا نباش طرف به‌خاطر مزایای فلان دوره، چادر سر کرده داره میاد گروه‌شون، باور می‌کنه و می‌گه من چادریش کردم... قیافهٔ دور از اون گروهش و ندیدی اسکول! نتیجه نمی‌ده! خب؟ پی نتیجه نباش! دنبال این نباش کسی و هدایت کنی! نه تو پیغمبری نه شاگردت فرعون! پس چرا حرف بزنی؟ چون وظیفه‌ته! باشه؟ چون وظیفه‌ته تلاشت رو کاااااااااامل و به بهترین شکل برای اعتلای شخصیت شاگردت انجام بدی! باشه؟ از یه شهر یه طبق کشتی باهات همراه بشه هم مهم نیست! تو کشتی‌ت و بساز! وسط بیابون! تو هر روز هرکی بهت خندید هرکی مسخره‌ت کرد هرکی فحشت داد هرکی سنگت زد هرکی اذیتت کرد هرکی زخمت زد کشتی‌ت و بساز. چرا؟ چون وظیفه‌ته! باشه؟ ۳. قرار نیست قانعش کنی! قرار نیست شاگردات قانع بشن! قرار نیست به دین و ایمان تو گرویده شن! قرار نیست انقلابی شن! باشه؟ پس چرا صحبت کنیم؟ معلمی شغل انبیاست! انبیا چه کار کردن؟ بشارت دادن انذار کردن. همین! کار من و تو آگاه کردنه! نشون بدیم این راهه، این چاهه! دلسوزانه، پیغمبرانه، منصفانه نشون بدیم این سعادته این شقاوته. با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن. همین!
دانش‌آموز درد اقتصادی نداره! تو مدارس من (غیرانتفاعی) که ابداً! من شاگردام آیفون ۱۷ دارن که هنوز تو بازار نیست... تو مدارس دولتی هم درد اقتصادی غالباً برای شاگرد نیست... پس اینا اصلاً تو باغ نیستن... چی می‌خوان؟ تن‌پروری... لختی... بزن و بکوب... رابطه... فیلم پورن... پول... سفر... همون چیزایی که دشمن در لال بودن و بی‌تفاوت بودن مذهبی‌عقب‌مونده‌ها کردن هویتش... خب؟ اون همینا رو می‌خواد! ممکنه به‌صراحت نگه... اما همینا رو می‌خواد! کاری نداره بابک زنجانی چرا اعدام نشد! ممکنه از ماهواره یاد گرفته باشه و طوطی‌وار تکرار کنه... اما بلدش نیست! نمی‌شناسه کیه! اعدام بشه یا نشه هم به کتفش نیست! دنبالِ قانع کردنش نباش! خب؟ پس چرا صحبت کنیم؟ دوست داره شنیده بشه! همین! همینِ همین! صندلی بذار وسط کلاس، بشین روش. بگو من خامنه‌ای. من بسیجی. من سپاه. من آخوند. من چادری. جانم؟ هرچی دلت می‌خواد بگو. هیچ حرفی از این در بیرون نمی‌ره. موبایلتم جلو چشم‌شون خاموش کن. جان؟ چی شده؟ چرا از من متنفری؟ چه کارت کردم؟ بعد بشنو! فقط بشنو! دقیق و باحوصله! دقیق و باحوصله! بذار داد بزنن. بذار فحش بدن. بذار هرچی از دهن‌شون دراومد بگن. مدیر و معاون از سروصدا ترسیدن اومدن کلاست، بپیچون‌شون، بفرست برن. خودت باش و بچه‌هات. اونا فقط می‌خوان یکی آدم حساب‌شون کنه! برای همین می‌گم باهاشون محترم باشید! برای همین صداشون می‌زنم دخترا! نه بچه‌ها! برای همین از من تا حالا تو نشنیدن! من برام این مراحل راحت‌تره. چون از روز اول معلمی فکرش و کرده بودم. مستمر و بی‌وقفه. بی از این شاخه به اون شاخه پریدن. بی برههٔ حساس کنونی. برای همین جای مشاور میان پیش من. جای معلم دینی و قرآن میان پیش من. سؤال علمی دارن من. سؤال دینی دارن من. سوال سیاسی دارن من. برای همین یازدهم انسانی مسابقهٔ نویسندگی شرکت می‌کنه اما نه با دبیر فارسی خودش... با من! اگه شما از اول فکر چنین روزی نبودید... این مراحل کااااااااار داره... شما شب انتخابات معمولاً یادتون میاد باید برید وسط میدون(!) و خب عقبید... از قیام... عقبید! امروز هم نکنید... عقب‌تر میفتید... از ظهور هم. بشنوید. شنیدن بلد باشید. بذارید خشم‌شون رو به‌جای خیابون روی شما خالی کنن. نترسید! کوچیک نمی‌شید! من امتحان کردم... بزرگترم می‌شید... حتی اگر لازم شد... بلند شید... برید اونی‌که داره از شدت داد زدن و خشم می‌لرزه رو بغل کنید... معلم باید بغل کردن بلد باشه... سرش رو بذارید روی قلب‌تون... دست‌تون رو کامل بذارید روی سرش... اون یکی دست رو بپیچید دور تنش... بچسبونیدش به خودتون... محکم در خودتون فشارش بدید... می‌فهمه یعنی چی... می‌فهمه یعنی «تو از منی... از کشورم... از خاکم... یه تیمیم... عزیزم یه تیمیم... سیلی هم بزنی من و... نمی‌دمت دست دشمن... پارهٔ تنمی... تف کنی به صورتم هم... نمی‌دمت دست دشمن» نمی‌خواد اینا رو بگین ها! خودش می‌فهمه... امتحان کنین... می‌فهمید چقدر دقیق گفتم. قرارمون همینه آخه. مگه نه؟ ما صحبت نمی‌کنیم کسی رو انقلابی کنیم! انقلاب بی‌نیاز از صحبت من و انقلابی شدن کسیه(!) ما صحبت نمی‌کنیم کسی رو هدایت کنیم(!) خودمون هدایت‌ لازم داریم(!) ما صحبت نمی‌کنیم ثواب ببریم(!) خم شو کف پای مادرت و ببوس ثواب ببر(!) قرارمون وظیفه بود دیگه. مگه نه؟! وظیفه‌مونه نذاریم پارهٔ تن‌مون و دشمن ببره! وظیفه‌مونه بی‌تفاوت نباشیم. وظیفه‌مونه وظیفه‌مون رو به بهترین شکل انجام بدیم! همین. همین و همین.
۴. کسی مجازی یا حقیقی کوچک‌ترین جسارتی به سیدالقائد بکنه چنان جوابی می‌دم که به عوعو بیفته! بچه‌های وبلاگی یادشونه! وبلاگ مثل ایتا مجهز به هوش مصنوعی و فیلتر نبود، الآنم به اون صورت نیست تو پیامای وبلاگ چنان فحشایی می‌دادن که بالای چهل سال شرمش میومد... من اونا رو هم طوری جواب می‌دادم که مادر و خواهر طرف در ثانیه هزار بار بمیرن و زنده شن! بعدم آی‌پی‌شون تحویل پلیس فتا می‌شد و یکی‌یکی غیب می‌شدن! دانشگاه... مدرکِ معدل الفِ ارشدم رو... با پیشنهادهٔ همون بار اولِ تصویب‌شده... سر همین از دست دادم! حتی رفیقم که دوستش دارم زبانم لال روزی از حق از سیدعلی برگرده زبونم لال جسارتی بکنه دندوناش تو دهنشه. برادرم هم. اما شاگردهام. پدرم وَ مادرم. این دو گروه استثنای منن. پدر و مادر که معلومه چرا. فَلَا تَقُلْ لَهُما أُفّ! تمام. اما شاگردام... وقتی معلمی شغل انبیاست یعنی شاگردهام امّت منن... پیامبر با امّتش چه کرد؟ منم باید همون و بکنم. دعوا نکنید. داد نزنید. توبیخ نکنید. گزارش ندید. دنبال جواب دادن هم نباشید! شما نمی‌تونید تو هشتاد_نود دقیقه، صد شبهه پاسخ بدید. ولی می‌تونید هشتاد_نود دقیقه فقط بشنوید! نترسید! از دست‌تون درنمی‌رن! دغدغه‌تون باشه می‌تونید طوری برنامه بریزید که تا پایان سال پاسخ شبهات‌شون رو متناسب با فضا بدید. دلسوزانه. پیامبرانه. منصفانه فقط بشنوید! ۵. بالاخره شنیدن، دقیق و باحوصله شنیدن، جواب می‌ده. هروقت تب‌وتابِ کلاس فرونشست بسم الله! تعریف و تمجید. طنز. هدیه. آماشاالله دخترای بلبل‌زبونم😍 آقربونِ حنجره‌های طلایی‌تون🤩 ماشاءلله نود دقه خوب چهچهه زدین😏 هم بلندتون می‌کنم درس جواب بدین لکنت می‌گیرین هااااا😂 (وسطِ خشم، یهو می‌خندن) قاقالی‌لی بدم‌ به بلبلای خوش‌الحانم که مو پرپر کردن و ناخن تراشیدن بس که داد زدن! (بلند می‌شم از کیفم خوراکی میارم برای اونا که بیش از همه غربت‌بازی کردن... هدیه. هدیه فقط کادو‌ دادن نیست. یه شکلات. یه آدامس. معلم باید مجهز به انواع خوراکی باشه. برای همین من کوله‌پشتی دارم! اگر لازم شد حتی فلاسک آب‌جوش درمیارم، چای‌کیسه‌ای می‌ندازم توش، جلو خود شاگردام چای دم می‌کنم، با قندون می‌برم جلو اونی که زده زیر گریه. اینا تکنیکه. روشه. مدیریت بحرانه. معلم باید بلدش باشه یا بشه.) این وسط حرف هم بزنم. شما در پیام گفتید ساکتید... شخصیت آروم دارید... مهم نیست. اعتقاد که دارید؟ مسلمان که هستید؟ شیعه که هستید؟ پای انقلاب که هستید؟ همین کافیه. من تو روستاهای کلات دیدم. پیرزنی که سواد نداشت. کتاب نخونده بود. پول نداشت. سختی کشیده بود. سخنران و مباحثه‌گر و همه‌فن‌حریف نبود! ایستاد دم در خونه‌ش و به همسایه‌ش گفت این آقا سیده... پشتش بد نگو... تو ازش بد ندیدی... فقط شنیدی... اگه خدا و پیغمبری باشه ضرر می‌کنی... ضرر نکن! همین! همین و همین! همونی که تو قلبته بگو! قرارمون چی بود؟ دنبال قانع کردن و هدایت کسی نیستیم! اونایی که این تفکر و دارن امربه‌معروف نمی‌کنن(!) حرف نمی‌زنن(!) جز تو گوشی‌شون جایی مسلمون نیستن(!) اونایی که پی نتیجه و اعتبار و آبرو و پست و مقامن بی‌تفاوتن(!) اونی که می‌ترسه ضایع شه لاله(!) ولی من و تو قرارمون چی بود؟ وظیفه! همین! هوووووت کردن، ضایع شدی، قانع نشدن، برای من و توی معلم مهم نیست! وظیفه. همین! چرا پای انقلابی؟ همونی که تو دلته بگو... گوشت و بیار؛ بچه‌ها صداقت و می‌فهمن! حتی اگه طرفش نباشن. بچه‌ها عاشق معلمِ صادقن! حتی اگه هم‌عقیده‌ش نباشن! همونی که تو دلته بگو. هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند😊 والسلام.
سربه‌راه
پرسیدین یعنی تو به اعتراض مردم اعتراض داری و این حق و بهشون نمی‌دی؟ بله. من حق اعتراض به مردم نمی‌
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا به‌حقِ امام زمان علیه السلام، منِ به‌دردنخور رو زینتِ دینت قرار بده... تا پاکم نکردی، خاکم نکن... جز به شهادت، مرگم نده... وَ جز پیچیده در پرچمی سه‌رنگ... مزیّن به الله... تشییعم رو قرار مده... خدایا من بیابون‌گردِ حسینتم... من رو به حسینت ببخش و بخر... من رو به حسینت زینتِ اللهِ پرچمِ سه‌رنگم قرار بده... به حسینت خودم و پدرم و مادرم و برادرام و زن‌برادرام و رفیقم و دوست و آشنا و شاگرد و هرکی من و خونده و می‌خونه و می‌شناسه و نمی‌شناسه رو عاقبت به‌خیر و روسفید بفرما... خدایا... ما خی‌لی این قصه‌های لوس و تکراری رو از سر گذروندیم... حیفت بیاد ظهورندیده از این دنیا بریم... از من بدوبدو برمیاد... از تو هدایت... ما را به‌جبر هم که شده به‌جبر هم که شده سربه‌راه کن... خیری ندیده‌ایم از این اختیارها...
زیباترین کلیپی که تا این لحظه دیدم؛ اعتراضِ بافکر و فهمِ مردمِ اصفهان بود❣ فائزه وَ هر اصفهانی‌ای که این‌جاست، خی‌لی دم‌تون گرم🌻 خی‌لی مایهٔ فخرین😍 از فردا پُزمه که من اصفهان دوست و رفیق دارماااااا😎
زمان: حجم: 102.9K
می‌شنوید؟ شهرِ من هم‌چنان شهرِ منه😎 شهرِ من شهرِ من هم می‌مونه😎 این‌جا مشهده؛ من همسایهٔ دیواربه‌دیوارِ امام رضاجانم❣ سحری خوردم، روزه گرفتم، برنامهٔ فردام و چیدم، وَ از اومدنِ ترامپ به ایران استقبال می‌کنم؛ چون می‌تونم تو خاکِ خودم بابتِ خون‌بهای سپهبد سلیمانی وَ ظلمِ به مردم‌م وَ ظلمِ به انسانیت وَ ظلمِ به شرافت محاکمه و قصاصش کنم😎✌️
خدای عطاکنندهٔ رجبِ بابرکت؛ خواهش می‌کنم من و خانواده‌م و رفیقم رو فقط به شهادت از این دنیا ببر🙏 وَ من و مادرم و زن‌‌داداش‌هام و رفیقم رو فقط با حجابِ کامل و پوشیده شهید بفرما🙏 الهی آمین به‌حقّ حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها❣
246.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازم به‌سبک شاگردام😍😂✌️
آخیییییییییییش😍 رفتم دو‌ ساعت شعار دادم جون گرفتم😍😎✌️ حالا شام می‌چسبه؛ با 😂😂😂
بسم اللّه الرحمن الرحیم وقتی شلوغ‌پلوغ می‌شه یه دستورالعمل دارم که آآآآآآآآبِ روی آتیشه: «هرگاه فتنه‌ها مانند پاره‌های شبِ تاریک، شما را در بر گرفتند، به قرآن پناه برید.» مبعوثِ جبل‌النور فرمود. سلام.