eitaa logo
سربه‌راه
212 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
322 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
من اگر پسر بودم امشب موکب می‌زدم حتی شده شلنگ آب بکشم از خونه و فقط یه لیوان آب بدم مردم موکب می‌زدم با اسپیکر سر میدون یا چهارراه تو چشم خدایا این نیّت رو برام بنویس.
سربه‌راه
خونهٔ ما جاییه که هم خرداد بمبارون شد، هم تو دی‌ماه و هجوم وحوش و تروریست، تیکه‌پاره... افطار که رفتم مسجد، مغرب و می‌خوندم که صدای بمب میومد. مغرب و سلام دادم سریع برگشتم خونه چون مادرم از بمب می‌ترسه و هیچ‌کس آرومش نمی‌کنه. دیدم بله، به هم ریخته و ترسیده و فقط منم که باید آروم کنم... حتی اگر خودم فروپاشیده باشم... گفت بریم حرم. خوشحال شدم و بهانه یافتم. بعد گفت نه. اگه نرسیده به حرم بمب زدن چی؟ می‌خوام خونه خودم بمونم... افطار کردم و عشا رو خوندم و گفتم می‌رم مسجد، باز بهت سر می‌زنم. نگران بود. گفت نرو خطرناکه. گفتم موندن خطرناکه... بعد از شهادتِ پیامبر صلوات الله علیه مردم خونه موندن که تاریخ تا قیامت دو تیکه شد... الآنم موندن خطرناکه. و برگشتم مسجد که دیگه تجمع رو آورده بودن بیرون تو خیابون الحمدلله. وسط شلوغی و روضه و‌ شعار دیدم یکی می‌زنه به شونه‌م. نگاه کردم دیدم مادرمه. صورتش غرقِ اشک... گفت منم اینجام. همین پشت سرت.‌ خواستی برگردی خونه بیا با هم بریم. نگرانم شده بود و اومده بود پی‌ام و توی تجمع مونده بود... خیلی خوشحال شدم... خی‌لی... خی‌لی... سیدناالقائد برای مادرم دعا کن... برای شما گریه کرده بود... برای عاقبت به‌خیریش دعا کن...
خواهش می‌کنم تا می‌شه و می‌تونید خونه نمونید. شهر رو دست بگیرید. بعد از شهادت پیامبر صلوات الله علیه هیچ‌کس بیرون نیومد...
سربه‌راه
من اگر پسر بودم امشب موکب می‌زدم حتی شده شلنگ آب بکشم از خونه و فقط یه لیوان آب بدم مردم موکب می‌زدم
به‌خدا پسر بودم تا اربعینِ سیدناالقائد موکب می‌زدم شده به دادن یه لیوان آب مثل اون پیرمردی که روبه‌روی حرم عموعباس جان موکب داره و فقط آب می‌ده...
شبِ شامِ غریبان‌مون می‌شه امشب... مگه نه؟ بیدارم. فتح می‌خونم و توسل و دعای چهاردهم صحیفه. بین هرکدوم سر می‌زنم به ناشناس. اگر گوش شنوا خواستید هستم.
فقط می‌دونین چی روی دلم مونده؟ دنبال قاب عکسش بودم... این‌قدر وسواس به خرج دادم که... سبحان‌الله...
سربه‌راه
خواهش می‌کنم تا می‌شه و می‌تونید خونه نمونید. شهر رو دست بگیرید. بعد از شهادت پیامبر صلوات الله علیه
در فضای مجازی نیازی به بازنشر و تولید محتوا «در حال حاضر» وَ جز افرادی که «اصلاً کارشون رسانه است» نداریم.‌ نیاز الآن بیرونه. بیرون. امشب با همسایه کوچه اون‌ور خیابون‌مون رفتم. یعنی حتی برید در خونه همسایه‌ها در بزنید، یکی‌یکی‌شون رو ببرید. مردم الآن کف خیابونن، تنها نیستید. هم تو شبکه‌های مجازی می‌تونید ببینید، هم یواشکی لباس بپوشید برید سرک بکشید تا باورتون شه :) فرامرز عباسیِ ما که منطقه دبی محسوب می‌شه، همین ساعت، همین لحظه، مملو از جمعیته. ما معلما تعطیلیم، بقیه شغلای دیگه دارن. باید سر کارتون برید. هیچ‌چیز متوقف نمی‌شه و نخواهد شد. عزاداریم؟ بله! مثل فاطمه و علی سلام الله علیهما بعد از پیامبر صلوات الله علیه. گریه داریم؟ بله! مثل بیت‌الاحزانِ فاطمه سلام الله علیها. ولی فاطمه و علی متوقف نشدن، ما هم نمی‌شیم! افتخار و سربلندی‌تون چیه؟ این‌که رهبرمون پاک و پاکدامن مشغولِ فرماندهی به‌دستِ جانورانِ جزیرهٔ اپستین شهید شده دیگه! پس شما هم متوقف نشید! مشغول باشید. بله مجازی در حد نیاز لازمه. اما الآن کفِ میدون باید باشیم! بعد از شهادت پیامبر کسی از خونه بیرون نیومد! چی شد؟ حکومتِ اسلامی پَر.............. میمون‌ها از منبرِ پیامبر بالا رفتن... سربلند عزاداری کنید؛ مقتدر کف میدون باشید؛ سینه‌ستبر اشک بریزید؛ نگرانِ این‌که چطور برید سر کار هم نباشید؛ ای کاش منم تعطیل نبودم و همین فردا می‌رفتم مدرسه... خوش به سعادتِ شما که چنین فرصتی دارید... چون ما اربعینی‌های امام حسینیم و رهبرمون هم حسینی... اگر پسرید موکب بزنید. اگر جا دارید، مغازه سر نبش دارید، بدید جوونا موکب بزنن. همه سیاه بزنید. عکس سیدناالقائد بزنید. روضه بگیرید. همسایه‌ها رو خبر کنید. افطارتون رو ببرید مسجد. مسجد رو مجاب کنید تو خیابون سفره بندازه‌. یادتونه می‌گفتم اربعین سبک زندگی می‌ده؟ اربعین برای روزای سخت تربیت می‌کنه؟ اربعین ظهوریه؟ برید همه نوشته‌هام دربارهٔ اربعین رو مرور کنید... حتی کولهٔ بحرانی که نوشتم بستم اربعینیه! یکی‌تون قشنگ ازم پرسیدید: چی تو کولهٔ بحران می‌ذارید؟ مثل اربعین؟ بله! بله مثل اربعین! مثل اربعین! تو اربعین عزاداریم‌. سربلند اشک می‌ریزیم. بی‌وقفه در حرکتیم. حواس‌مون هم به خودمونه هم به بقیه. جمعی حرکت می‌کنیم. هیچی جلودارمون نیست. داعش، تفرقه، بیماری، هیچی جلودارمون نیست. و مطمئنیم می‌رسیم. اربعینی بمونید! حسین‌مون رو گواهِ دنیا دادیم، حالا زینبی و زین‌العابدینی باید کف میدون باشیم. پس نه از سر کار رفتن بترسید، نه از افطاری و مهمونی رفتن و دادن، نه از بیرون بودن. ببین! آقات تو کشورِ خودش تو دفتر کارش مشغولِ فرماندهی روزه‌دار با خانواده شهید شده! نه مثل رضا اصطبل‌دار فرار کرده :) نه مثل پسرِ زن‌بازش فرار کرده :) نه مثل سس خرسی پشت شیشه قایم شده و خنگولاش و فرستاده جاش کشته شن :) نه خونواده‌ش پناهگاه بودن... نه کارش متوقف شده! سربلند باشید! با افتخار! ما رأیت الّا جمیلا! همممممممه‌جا برید و هممممممه‌جا سکوت رو بشکنید! حواس‌تون هست کشورمون بدون رهبر و فرماندهان جنگی همین حالا داره تل‌آویو رو پودر می‌کنه؟! به صدای پدافندها گوش بدید! اینا پدافندای فعالِ کشوریه که رهبرش رو زدن! گرفتی چی شد؟! هرجای دیگهٔ دنیا بود فروپاشیده بود(!) رضااصطبل‌دار با ارتشش، بیست دقیقه جنگ جهانی رو تحمل نکرد! تو تاریخ نوشته حتی بیست دقیقه! اما تو بچهٔ کشوری هستی که دو روزه بدون رهبر بدون سرانِ نظامی دهنِ دشمن رو آسفالت کرده! گرفتی کجایی؟! گرفتی پای کدوم مکتبی؟! گرفتی کدوم قله‌ای و چقدر نزدیک؟! پاشین یا علی.
به کجا بَرَم سری را که نکرده‌ام فدایت... آقا...
سربه‌راه
به کجا بَرَم سری را که نکرده‌ام فدایت... آقا...
برای ابراهیم رئیسی‌ش نماز خوند... برای قاسم سلیمانی‌ش نماز خوند... حتی برای اسماعیل هنیئه نماز خوند... حالا کی به پیکرِ خودش نماز بخونه؟!
سربه‌راه
برای ابراهیم رئیسی‌ش نماز خوند... برای قاسم سلیمانی‌ش نماز خوند... حتی برای اسماعیل هنیئه نماز خوند.
هرکی وسطِ معرکه گیر کرد صدا زد حسین... حسین علیه السلام سوار بر اسب می‌شتافت... دشمن رو از پیکرِ عزیزش کنار می‌زد... می‌نشست... به بالین می‌گرفت... باز عزیزِ بعدی‌ش: حسین... باز می‌شتافت... دشمن رو از پیکرِ عزیزش کنار می‌زد... می‌نشست... به بالین می‌گرفت... باز... اما نوبتِ خودش که رسید... فرداً وحیدآ... لا یَوم کیَومَک یا اباعبداللّه.