اون دختری که زیر بارون
دودستی سینه میزنه و
پابهپای آسمون گریه میکنه و
همصدا با اربعینیها میخونه
منم
یا حسین غریب مادر
تویی ارباب دل من
یه گوشهچشم تو بسه
واسه حل مشکل من
تموم مردم دنیا
ما رو میخونن دیوونه
آره ما دیوونه هستیم
بیخیال این زمونه
بارون خیلی شدیده
رعدوبرقه
مراسم رو تموم کردن
جمعیت هنوز هست
ولی خانمها دارن کم میشن و منم برگشتم
امشبم مادرم تو تجمع بوده
امشبم از نگرانیش برای من اومده بود
ولی جمعیت زیاد بوده پیدام نکرده
حالا که خیسِ داغمونیم باید برگردیم خونه
آقایون میخوان با ماشین و موتور ادامه بدن و تو محله بمونن
من لکسوس ۵۷۰ رو برای چنین شبهایی میخواستم که خرج انقلاب شه
ولی لایق نعمتِ ثروت نبودم
اشکالی نداره
اصلاً فقر مال من
وقتی گنجی مثل تو رو دارم سیدیالقائد
ثروتمندترینم...
سلامِ ما رو به آقا امام حسین جان برسون...
از طرف ما دستشون رو ببوس...
آقا بهشت بهت خیلی خوش بگذره...
با امام علی جان خیلی بهت خوش بگذره...
با رسولالله... با امام رضاجان...
آقا دیدار مادرتون ما رو هم یاد کنید...
آقا دیگه غصهٔ ما رو نخورید...
استراحت کنید...
کمی استراحت کنید...
انسانِ ۲۵۰ سالهٔ من؛
کمی در بهشت بیاسای...
لا یوم کیومک یا اباعبدالله
سبحان الله
سبحان الله
ایتا نمیذاره صدا بفرستم
رعد و برق وحشتناکه
چند ثانیه پیش رعد و برقی اومد که از صداش همهمون وحشت کردیم و من سریع دویدم طبقهپایین!
وحشتناکتر از صدای بمب...
خدایا تو بزرگتری
تو قویتری
قدرتمندتری
تو دست برتری
ای که کوه شکافتی برای صالح
درخت به شعله کشیدی برای موسی
مرده، زنده کردی برای عیسی
آتش گلستان کردی برای ابراهیم
طوفان بهپا کردی برای نوح
شقّالقمر کردی برای محمّد
خورشید برگردوندی برای علی
وَ همه عالَم رو آفریدی که بریزی بهپای فاطمه...
امشب ترامپ رو به مرگی خفتبار هلاک کن... نتانیاهو رو به مرگی خفتبار هلاک کن... بذار همهٔ دنیا بدونن ما به کجا وصلیم... ذبیح پاکمون رو انتقام بستان...
خدای این صداهای هولناکتر و عظیمتر از صدای بمبها... من نذر سختی میکنم همین لحظه... نذری سخت برای من، بین خودم و خودت... که امشب، شبِ هلاکتِ خفتبارِ ترامپ و نتانیاهو باشه...
ای خدای فرازهای افتتاح... خدای نزدیکِ ابوحمزه... خدای فتح... خدای زندهٔ سیدعلیِ خامنهای...
امشب برخط نیستم.
میخوام تا سحر هی فتح بخونم، توسل، دعای چهارده. دوباره فتح. توسل. دعای چهارده. دوباره فتح، ...
سحرِ ماه رمضان،
باران،
سیاهِ اربعین به تن،
دلشکسته
همهٔ ابزارِ استجابت بهراهه
جز نفسِ غیر حقم...
اما میخوام تا سحر برای پیروزیِ تنها حکومتِ شیعهای که تو دنیا باقی مونده
دعا کنم...
برای هلاکتِ خفتبارِ ترامپ و نتانیاهو.
شبتون به سلامت و امنیت.
صبحتون به پیروزی و خبرِ شکستِ سهمگینِ باطل.
توی کمد کتابخونهم مقوای سفید پیدا کردم. بزرگ.
میخوام امشب ماژیک سرکج بگیرم که میشه باهاش نستعلیق نوشت.
انشاءالله فردا مجهزتر و نقطهزنتر میرم تجمع.
بهترین شعار یا بهترین بیت شعری که مناسب این شرایط دارید رو برام بفرستید.
ممنونم
سربهراه
من قسم جلاله میخورم چون مطمئنم؛ به خدا قسم به خدا قسم به خدا قسم واقعاً بعد از شهادت پیامبر رو می
دیگه باید حاضر شم و برم. اومدم آخرین پیام امشبم و بذارم.
همهتون رو به امیرالمؤمنین علی علیه السلام قسم میدم
همهتون رو به امیرالمؤمنین علی علیه السلام قسم میدم
همهتون رو به امیرالمؤمنین علی علیه السلام قسم میدم
این روزا کوتاهی نکنید... توجیه نکنید... تفسیر نکنید... استخاره نگیرید... نترسید... خجالت نکشید...
اینبار مذهبی بیبخار نباشید...
این امربهمعروفِ حجاب نیست... تذکرِ گرونی نیست... مباحثه با همکار و فامیل نیست...
اینبار فرق داره...
فرق داره...
فرق داره...
نمیدونم چند شبِ دیگه باید بریم خیابون، برامم مهم نیست،
اگر بفهمم کلاً و تا قیامت، جمهوری اسلامی با همین شب بیرونرفتنای من سر پا میمونه، تا قیامت هر شب بیرونم.
کمکاری نکنید!
برید بیرون.
بقیه رو هم مجاب کنید.
موکب بزنید.
بقیه رو مجاب کنید بزنن.
مالی و معنوی کمک کنید.
روضه بگیرید.
سیاه بزنید.
عکس آقا رو روی ماشین و خونه بزنید.
توی گروههای درسی و کاری سکوت نکنید.
بیرون برید.
تجمع بگیرید.
سینهزنی و گریهتون رو ببرید بیرون.
اسپیکر بذارید دم پنجره یا خونه و رجز و حماسه پخش کنید.
ماشین دارید با ماشین و پرچم و تصویر و رجز و حماسه تو شهر بچرخید.
برید جاهایی که ساکتن.
جاهایی که معاندن.
دل دوستِ ترسیده رو قوت بدید.
دل دشمنِ جریشده رو بلرزونید.
سوره فتح، دعای توسل، دعای چهاردهم صحیفه رو بهتکرار و تکرار و تکرار بخونید. وقت برای دعاهای دیگه نذارید. مرجع تقلیدتون مگه آقا نبود؟ میدونید که ما همچنان باید از ایشون تقلید کنیم؟
آقا هم این سه رو گفتن و تأکید داشتن و راه و چاه رو هم نشون دادن. هیچی غریب و مبهم و گم نیست.
این روزا وقت کتاب خوندن نیست، مگر دارید به این وسیله هم به شرایط کمک میکنید، واگرنه قرآن و دعا، قرآن و دعا، قرآن و دعا.
و کف میدون باشید.
و کف میدون بیارید.
و بدونید و باور کنید اینبار کم بذاریم تا قیامت جبران نمیشه.
نمیشه.
نمیشه.
و بدونید و باور کنید اینبار امربهمعروف و زنگ زدن به صداوسیما و مطالبه از مجلس و مباحثه با مخالفها و تذکر کاشت ناخن نیست که بگم بقیه هستن...
بقیهٔ اینبار دقیقاً خودمونیم.
من.
تو.
و اگه غفلت کنیم...
جانِ امیرالمؤمنین به چنگ و دندون این پرچم رو بالا نگه دارید.
علیعلی
ماجرای دنبالِ قاب گشتنم برای اتاقِ جدیدم بعد از بازسازی رو که یادتونه؟ که هیچی به دلم نمینشست و از بیسلیقگیِ مذهبیها کُفری بودم؟ حتی بعضیهاتون لطف کردید، وقت گذاشتید، سایتها و کارهای مختلف نشونم دادید.
هیچی به دلم نمینشست.
فاطمیه تو فروشگاهِ جمکران این طرح رو پسندیدم ولی قاب، کوچیک بود. شاید یک/چهارمِ این قاب یا کمی بزرگتر. نخریدم.
چهارشنبهٔ هفتهٔ پیش، چهارراه شهدا، تو مغازهٔ اعیونی و گرونِ سرِ چهارراه، این قاب رو دیدم و ذوق کردم، ولی نخریدم چون قابِ دورش آبیه و به اتاقم نمیومد. قابْسفید میخواستم که به اتاقم بیاد، ولی شنبه...
دیشب قبل از اینکه برم سرِ کار، رفتم و خریدمش... قابی که در بودنش پسندیده شد، اما در نبودنش روزیم...
حالا ولی به اتاقم میاد... اصلاً لازم باشه همهٔ اتاقم رو آبی میکنم... لازم باشه همهدنیا رو همرنگش میکنم.
قبل از به خونه برگشتن هم آوردمش حرم...
صدای دعای عهد، صحن رو برداشته...
ویدئو گرفتم بذارم ولی ایتا محدود کرده. با آقا نشستیم دعای عهد گوش میدیم... تو صبحِ خیلی خیلی سردِ حرم...
یادم نیست امروز چندشبه است...
فقط خوشحالم دیگه هروقت دلم بخواد میتونم با آقام باشم... دیگه چشمبهراهِ عیدا و رواقِ امام خمینی رحمة الله علیه نیستم... آقام با منه... دیگه تا همیشه...