eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی با کسی که ادبیات خونده از کلمات صحبت می‌کنین...(!) کلماتِ یه شخصِ دیپلمات(!) کلماتِ یه شخصِ دیپلمات وسط جنگ(!) کلماتِ یه شخصِ دیپلمات وسط جنگ در سطح بین‌المللی(!) «اتحاد» و «انتقاد» رو قاطی کردی! غلبهٔ احساس بر عقل(!) سکوت جایی که باید حرف زد و حرف زدن جایی که باید سکوت کرد(!) الحمدلله که کار به‌دست مردم کف خیابونه و دیشب نشون دادن یعنی چی و حل شد. +تمومِ دیشب ویدئوی درسی ضبط کردم. تا هر کدوم داخل شاد بارگذاری شه یه فتح خوندم. یه توسل. یه دعای ۱۴. تدریسم تموم شه باید برم آمادهٔ شب بشم و یا علَم تولید کنم یا کوله ببندم که بتونم به حرم هم سر بزنم. درس خوندنم دوباره شروع کردم چون می‌خوام برگردم دانشگاه که مؤذن جامعه باشم و از نو بسیج و انجمن رو دست بگیرم. چون «العلمُ سلطان». چون ذوقِ سرشارِ آقام رو به دنبال خواهد داشت. خی‌لی سخت و جدی هم خوندم. مثلِ روزهای باشکوهِ دانش‌آموزی و دانشجویی‌م. سحری آماده کردم و ظرفا رو هم شستم. پیامای بچه‌هامم پاسخ می‌دم. به ایتا که اومدم پیامای همکارا و دوستایی که قبلاً گفتم هی ختم و کلیپ و فلان و بهمان می‌فرستن رو باز کردم بازدید بخوره و پیاما رو نخونده حذف کردم. اومدم کانالم، نوشتم و رفتم. همهٔ اینا رو گفتم که بگم جز کانال خودم کانالی نمی‌رم! کانالی هم برم و چیزی خلاف عقیده و منشم داشته باشه، دیگه نگاهشم نمی‌کنم! دیگه نگاهشم نمی‌کنم! به وقتِ خودم احترام می‌ذارم. عمره دیگه... فقط یه باره... فکر کنم اتفاقاً الآن بهتر متوجه شی! چیزی در کانال سربه‌راه باب عقیده و فکرت نیست؟ دیگه نگاهشم نکن😊 تمرین و مراقبهٔ اراده هم هست! جنگ، جنگِ اراده‌هاست.
سربه‌راه
وقتی با کسی که ادبیات خونده از کلمات صحبت می‌کنین...(!) کلماتِ یه شخصِ دیپلمات(!) کلماتِ یه شخصِ دیپ
نمی‌دونم کدوم تیکه از خاکِ پاکمه... کدوم قوم و تبارِ هم‌وطنم... ولی من فدای تشخیص و تصمیمِ به‌جای به‌دور از هر تعلل و تأخیر و توجیه‌شون... من فدای اقدامِ به‌دور از هر توهین و تنش و تندی و تهمت‌شون... من فدای این‌همه ذکاوت و متانت و شجاعت‌شون❣❣❣ هیچ‌چیز قاطیِ هیچ‌چیز نشده! همه‌چیز سرِ جاشه و هرکس داره مُهرهٔ خودش رو بازی می‌کنه! که جانِ من فدای ایران❣ کله‌هاتون و از گوشی بیارید بیرون، کمی کار کنید، درس بخونید، دعا کنید، و ماست و قیمه رو قاطی نکنید، خوشمزه نمی‌شه😊
سربه‌راه
وسطِ تدریسم این رو می‌بینم و گریه... من رو پشتِ موتور روایت کرده... دقیق. عمیق‌.
همسایه‌مون که نماز می‌خونه و روزه می‌گیره و روضه می‌ره و برای امام حسین علیه السلام هم گریه می‌کنه، اما نه به آهنگِ همسایه‌پشتی معترض بود، نه به سگِ اون‌یکی که دنبالِ دخترش یه‌بار افتاده بود... مخصوص اومده پیشم و دهنش رو کج کرده که مثلاً اندوهگینه... می‌گه حالا چه کار کنیم؟ بدبخت شدیم... من محکم و استوار اما سنگین و بدون هیچ لبخندی پاسخ می‌دم بدبخت ترامپه، بدبخت اسرائیلیان، سربازاشونن، بدبخت مزدورای داخلی‌ان. می‌گه سر نمازا و افطارام دعا می‌کنم جنگ تموم شه شل و فلج نشیم. می‌گم دعا کنید به پیروزیِ جمهوری اسلامی تموم شه. دخترش از راه می‌رسه. کلاس پنجمه. مادرش می‌گه پیروزی به چه دردمون می‌خوره؟ رهبر که رفت... پیروزی می‌خوایم چه کار؟ سعی می‌کنم به ساده‌ترین زبان باهاش حرف بزنم. می‌گم رهبر هم عبد خدا بود و سرباز ظهور. پیروزی به دردمون می‌خوره چون صبحای جمعه می‌رین دعای ندبه و از خدا می‌خواین امام زمان علیه السلام بیان. کشوری که تیکه تیکه بشه و مردمش پراکنده چطور میزبانِ امام باشن؟! می‌گه ای... امام زمان برای ما نمیاد که... جنگ پیروز بشیم یا نشیم ما امام زمان رو نمی‌بینیم. پس بهتره جنگ تموم شه شل و فلج نشیم... می‌بینم علاقه و پافشاری داره به بدبخت شدن، می‌گم باشه، پس ان‌شاءالله جنگ تموم شه، سربازای آمریکایی بیان من و دخترتون و ببرن. مثلِ دخترای سوریه و عِراق. دخترش با چشمای ترسان به مادرش نگاه می‌کنه. مادرش جا خورده. دیگه دهنش کج به اَدا نیست. شیرفهم شد چی شد.‌ لباش و می‌گزه و تندی می‌گه وای نه! خدا نیاره اون روز و! منم همون‌قدر طبیعی ادامه می‌دم تجمعات شبانه نباشه، دعا برای پیروزی و ظهور نباشه، این کشور تجزیه می‌شه. هر تیکه‌ش میفته دست یه حروم‌زاده. مال و ناموس‌مونم غارت می‌کنن. کتاب دخترانِ قوچان رو پیدا کنید بخونید. یا کتابایی دربارهٔ سوریه و عراق. کتابفروشی‌های دور حرم دارن. سرنوشتِ مردمِ ناامید و بی‌تفاوت به سرنوشت کشورشون، اسارت و ذلته. مردها رو می‌کُشن، زن‌ها رو برای خودشون برمی‌دارن. ماجرا فقط خاک نیست! چنان‌چه تو سوریه هم نبود! تو عراق! تو افغانستان وقتی آمریکایی‌ها بودن! تو لیبی! همیشه همین بوده، نمی‌دونم چرا برخی اصرار دارن متوجه نشن! ساکت شده. هی به دخترش نگاه می‌کنه. می‌گه راست می‌گی... خدا کنه پیروز شیم... می‌گم امام خمینی و خامنه‌ای مثل پیامبر نجات‌دهنده و عزت‌بخشِ دخترا بودن... نیم قرنه کسی نتونسته چپ به دختر ایرانی نگاه کنه... نیم قرنه یه وجب از این خاک جابه‌جا نشده... رهبر رفتن، ما مردمش که نرفتیم! تا زنده‌ایم کار ایشون رو ادامه می‌دیم. ایشون مگه بعد از فوت امام خمینی دست از تلاش برای پیروزی کشیدن که ما بکشیم؟! من و شما تمومیم، دخترتون چی؟ بزرگ که شد بگه وطنم کجاست؟ بگه مادرم و همسایه‌م برابر دشمن چه کردن؟ اصلاً بی‌وطن و جمهوری اسلامی به بزرگی می‌رسه؟ می‌گه برم برای پیروزی‌مون سوره فتح بخونم که تلویزیون می‌گه. وَ می‌ره. من یه لایهٔ غلیظ غبار نشسته روی دلم... یه لایهٔ غلیظ... کاش خدا عقل‌مون بده... وَ غیرت!
پیروز که شدیم ترامپ رو که به خفّت هلاک کردیم نتانیاهو رو که کشتیم اسرائیل رو که محو کردیم شاخ استکبار رو که شکوندیم می‌رم که فقط عزاداری کنم فقط.
دوازده ساله از اربعین می‌نویسم؛ از این‌که اربعین وصله به ظهور. حالا امامم حسینی شهید شده... قاتل‌ش یزیدی رذالت می‌کنه... ما اهل بیتش فرصتِ عزاداری نداریم... کولهٔ اربعین‌مون شده کولهٔ بحران... سبک و به‌اندازه... مشّایه‌مون شده خیابون... خیابونا پر شده از موکب... موکبا نوای مدح و رجزشون تا آسمون... آسمون پهن شده زیر پای امّتِ محمّد... حتی کنار خیابون مثل مشّایه صندلی گذاشتن و می‌شه یه حزب قرآن خوند... حتی مثل اربعین، شبای مشّایه دل‌بردنیه و تجمعات‌مون شبونه... مثل اربعین... مثل اربعین... الآن عمودِ چندم رسیدیم؟ کِی می‌رسیم به شما یا صاحب‌الزمان؟ کِی هول و هراسِ نرسیدن تموم می‌شه؟ کِی پرچمِ ایران‌به‌دوش، کنارِ آخرین عمود... روبه‌روی شما به عشق و ادب زانو می‌زنیم؟ یا صاحب‌الزّمان؛ گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید چون عشقِ حرم باشد سهل است بیابان‌ها...
زمان: حجم: 1.1M
از میدانِ شهدا برمی‌گردم و... پخشِ زنده از حرمِ آقا امام رضاجان❣ نمی‌تونم جیغی که کشیدم از شادی رو براتون فرستادم نمی‌تونم کلمه‌ها و بچینم دستِ خدا بر سر ماست خامنه‌ای رهبر ماست😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
جیغِ شادیِ شرعی
هورای شادیِ شرعی
بپر بپرِ شادیِ شرعی
سیدناالقائد برگشتن سی سال جوان‌تر و جذاب‌تر و خوشگل‌تر و شیک‌تر و دلرباتر و ترامپ‌سوزنده‌ترررررررررررر
ترامپ ببینمت