eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
منظومهٔ فکری‌تون با پرسیدنِ نظر من و اون و اره اوره و شمسی کوره، شکل نخواهد گرفت(!) مشکل و درد و رنج همینه که دنبال نظر همه هستید جز اصلِ کاری...(!) ولی من می‌خوام پاسخ این سؤال پرتکرار دیشب‌تون رو بدم :) هرکی خوشش نیومد؛ سه‌نقطهٔ سمت راست گوشهٔ کانال، ترکِ محل :) روی برگه آچهار نوشتم، برگه آچهار رو داخل کاور گذاشتم، کاور رو با سه تا پیکسلم وصل کردم به کوله‌پشتی‌م: نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا
پیکرت هنوز بر زمین مونده... ولی محترم و مقدس آقاجانم... پیکرت رو گذاشتیم وسطِ خیمه و خودمون؛ مردم‌ت... دورتادورِ خیمه ایستادیم، شونه‌هامون گره‌خورده به هم، نمی‌ذاریم شمر و حرمله حتی نگاه نجس‌شون به پیکرِ پاکت بیفته... پرچمت بالاست و تن به تن، داریم خاکِ خیمه رو حراست می‌کنیم... نه آقاجانم... لا یوم کیومِ اباعبدالله... کاش با همین مردم عاشورا بودیم... با همین مردم کوفه بودیم... این‌جا مارأیت الا جمیلا شده آقاجانم... همه دنیا خیره شدن به مردمِ شما... همه دنیا انگشت‌به‌دهان موندن... آقاجانم لبریزِ عزّتیم... غرقِ خون و زخم... لبریزِ عزّتیم... سرت بلند باشه که سرِ مردمت بلنده آقاجانم... شما صبوری...‌ سی و هفت سال صبوری کردی تا مردم برسن به این کمال... می‌دونم این دو هفته رو هم صبوری کردی... بالاخره محترم شما رو راهیِ عرش می‌کنیم... الآن ولی باید خیمه رو نگه داریم... شونه‌هامون گره‌خورده به هم، دورتادورِ خیمه‌ت ایستادیم... هرازگاهی یکی‌مون سر می‌چرخونه سمتت... دلتنگ و دل‌شکسته نگاهت می‌کنه... مذابِ دلش از چشماش فوران می‌کنه... اما یادش میاد الآن وقتش نیست...سی و هفت سال ما آسوده و امن زیرِ اون خیمه بودیم و تو تک‌وتنها روبه‌روی شمر و حرمله... حالا کمی تو بخواب عزیزِ ما... ما مراقبِ خیمه‌ایم... پرچمت بالاست عزیزِ من. بالا هم می‌مونه. مردمت دروغ نمی‌گفتن که اهل کوفه نیستن... اهل کوفه نبودن عزیزِ من. وَ من هزار بار به این فکر کردم که کاش با این مردمِ عزتمند و سربلند، عاشورا هم بودیم... لا یوم کیومِ اباعبدالله عزیزِ خفتهٔ برزمینِ من...
من نمی‌دونم شبا باید کجا برم و چه کار کنم، خرج خورد و خوراکم و چه کنم، ابداً هم دلم نمی‌خواد وبال کسی یا ارگانی بشم. فقط بارها بهش فکر کردم اگر پسر بودم میومدم تهران. عرضهٔ خاصی ندارم ولی می‌تونم خیابون تمیز کنم، خرابه جمع کنم... دخترانه موندم این‌جا و فقط شبا می‌رم خیابون و شعار می‌دم و از این‌که به درد رهبر و کشورم نخوردم استغفار می‌کنم...
یه دختره لبهٔ خیابون یه پرچم ایران خیلی بزرگ داشت. سلول‌های شرور جهادی وجودم فعال شد. رفتم پرچمش و گرفتم نیم‌ساعت پسرونه (بدون جلب توجه بدنی و حرکتی، فقط پرچم چرخوندنم خاص بود) پرچم گردوندم. خی‌لی کیف داد :))
پرچمم خی‌لی بالا بود😍
چون خونه‌مون جای فتنه‌خیزیه، منتظر جونورا بودیم با همین انگشتا چشماشون و دربیاریم بدیم سگ بخوره☺️ تا الآن که وجود نداشتن😎
من آدمِ یه‌جا ایستادن و نشستن برای چند ساعت نیستم. حوصله‌م سر می‌ره.‌ می‌رم لبه خیابون برا خودم قدم می‌زنم و مردم و نگاه می‌کنم. یه سؤال دارم ازتون. هدف‌تون از اومدن به تجمع چیه؟ اگه وطن، خب هدف‌تون از حفظ وطن چیه؟ درواقع می‌خوام ته ته ته هدف‌تون رو بهم بگید. واسه چی الآن در جوش‌وخروشید؟
این‌قدر پایه‌اید باند و اسپیکر ندارید برسونید؟ تا وقتی خانوم کف خیابون باشه، می‌خوام بمونم. لذا حوصله‌م سر می‌ره، باند و فلاسک چای می‌خوام :)
سربه‌راه
من آدمِ یه‌جا ایستادن و نشستن برای چند ساعت نیستم. حوصله‌م سر می‌ره.‌ می‌رم لبه خیابون برا خودم قدم
بالاخره پس از کلی مباحثه و پیام پاسخ دادن، یکی‌تون رسید به تهش! چرا جمهوری اسلامی باید بمونه؟ به‌خاطر ظهور و عدل و اسلام و... خب چرا اینا باید بمونن؟ به‌خاطر دین و قرآن و... اصلاً بگیم وطن بمونه. زورگو رو عقب بزنیم. خب چرا؟ چون خاک‌مونه و حق‌مونه و... خب این حق‌طلبی رو از کجا یاد گرفتید؟ آموزه‌های دین. دین از کجاست؟ خدا. ته همه جوش‌وخروشامون باید خدا باشه. اگه نیست برسونیمش. چون تهش باید همین باشه. برای همینه که معتقدیم بکشیم یا کشته شیم پیروزیم. تهش خدا نباشه که پیروز نیستیم! وقتی تهش برای خدا اومدیم کف خیابونا یعنی معیار خداست. یعنی معیار خواست خداست. پای هرچی خواست خداست بایستید. همین‌قدر ساده است به‌خدا. دارم تلاش می‌کنم با جملات ساده هم بگم. دوستان یه‌چیزایی همیشگی و تکراریه.‌ چرا هی گولش و می‌خورین؟ :) مثلاً «شرایط». این گول، همیشگیه! از اولین کربلام که برگشتم و مسیر زندگی‌م و عوض کردم، یادمه تا پنج و شش سال هر عروسی‌ای بود بهم می‌گفتن حالا یه امشبه! حالا یه باره! حالا تو این شرایط خاله‌ت دلخور می‌شه! من بعد از کربلای اولم پام و عروسی گناه نذاشتم. حتی عروسی برادرم. گناه گناهه دیگه :) یه امشب و یه حالا و این داداشمه نداره. گناه، گناهه :) کی می‌گه؟ خدا. اولین‌باری که با چادر خواستم برم بیرون، مادرم عارش میومد. هی گفت حالا این‌بار و نه. حالا داریم می‌ریم خونه فلانی. مسخره‌‌مون می‌کنه. من با چادر رفتم. اگه نمی‌رفتم مهمونی بعدی هم حالا یه طور دیگه بود! دارم از مریضی می‌میرم. حالا الآن دکتر نیست. پزشک نیست. حالا این یه بار مرده. خب امتحان منم همین یه‌باره :)
سربه‌راه
بالاخره پس از کلی مباحثه و پیام پاسخ دادن، یکی‌تون رسید به تهش! چرا جمهوری اسلامی باید بمونه؟ به‌
حالا الآن جنگه درس نخونم، شرایط روحی‌م خوب نیست... حالا الآن روزه‌ام به مادرم کمک نکنم، ضعفمه... حالا الآن خسته‌ام نمازم و اول وقت نخونم... حالا الآن بقیه هستن من امشبه رو نرم... بچه‌م کوچیکه و هوا سرده از خونه برای بیرونی‌ها دعا می‌کنم... این لیست طولانیه. همه‌مونم می‌دونیم. اونی که پی بهانه‌ای بحثت جداست.‌ بی‌خود وقت هم و نگیریم. ولی تویی که دنبال راست و درستی می‌دونی چی می‌گم! امشب تو مردم تک‌وتوکی کشف حجاب دیدم. نیم ساعتی هیچ بازخوردی ندادم ببینم مردم چه می‌کنن. هیچ‌کس هیچی نگفت! به بهانهٔ سرما کنار یکی از خانوما محجبه رفتم و گفتم عه اون دخترا شال‌شون سرشون نیست. سری تکون داد و گفت آره متأسفانه... ولی تو این شرایط نمی‌شه چیزی گفت... کدوم شرایط؟ :) ۴۰۱ هم گفتین شرایطش نیست... بعدشم گفتین... محرم شد گفتین... اربعین شد گفتین... حرم شد گفتین... بچه‌ها چقدر گول می‌خورید؟ :) برای خدا در جوش و خروشی یا برای خودت؟ :) یکم بیا رک‌تر باشیم با هم: چون خیابونا شلوغه و همه هم‌فکرن تو شیر شدی و میای بیرون و رجز می‌خونی؟ یعنی اگه تک‌وتنها بودی هم بودی؟ :) وقتی چون تک‌وتنهایی نهی از منکر نمی‌کنی... به‌نظرم رو بقیه چیزام فکر کن... منظومهٔ فکری :) یادتونه گفتم این باشه تک‌وتنهام باشی پای درست می‌مونی؟! یادته گفتم بدون تردید؟ یادته گفتم به‌وقت؟ یادته گفتم حتی تو دلت شک نیست؟ اتصال همه حرفام و متوجه می‌شی؟ اگه معیار خداست حلال و حرام خدا معلومه! شرایط رو هم خدا معلوم کرده! خدا حواسش هست! وقتی حواسش بوده شرایط مسافر طوریه که نماز و شکسته بخونه و شرایط بیمار طوریه که روزه نگیره، یعنی حواسش به شرایط هست! چرا نگفته عروسی گناهی که پدر و مادرت امر کنن می‌تونی بری؟ :) وقتی رک گفته بهشون می‌گی چشم جز خلاف خواستهٔ من، یعنی همه بهونه‌ها جمع!