eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
@sarbehrah
من از دیروز مدرسه داشتم خودم و می‌خوردم... مدام حرفای مؤسس تو ذهنم میومد که تلویحاً می‌گفت من سخت‌گیرم و غیرمنعطف... که آشکارا به من می‌گفت «مصلحت» حکم می‌کنه یه چیزایی رو نگیم، یه کارایی رو نکنیم، یه مسائلی رو نبینیم... من رو بی‌تجربه خوند... پرپر زدنم برای عدالت رو تحسین کرد، اما وقتی بلند شد که بره، قبل از پیشنهادِ دوازدهم، بهم گفت ببین راه داره یک نمره اضافه کن بهش... من دیروز گریه کردم... شب به مدیرِ خودم شفاف پیام دادم اگر دست به نمراتم برده شه، خصوصا این مورد که مصداقِ زور و ظلمه، در ادامه‌ی همکاری به مشکل می‌خوریم. بعد خودم رو تموم امروز خوردم که نکنه حق با بقیه است؟ من تندم! من تندرویم! من بی‌کله‌ام! شما درک نمی‌کنین؛ من بعد از هر اردوجهادی، هر اربعین، هر راهیان نور، هر همایش و نمایش و چالشی با تشکیلات خودم رو همین‌قدر می‌خورم تا خدا رحمش میاد و برام نشونه‌ای می‌فرسته... امشب رفیق گفت فیلم‌نت نصب کن، این‌قدر نخواب، حرص نخور، برو فیلم ببین، «مصلحت» ببین که محمدِ گاندو داره خوشت میاد. من فیلم‌نت نصب کردم، «مصلحت» دانلود کردم، بشکه بشکه گریه کردم که چقدر حرفایی که می‌زنن آشناست! مصلحت... جهاد... وقت‌شناسی... صبر... وای خدا! من همه‌جا این توجیهاتِ محشرِ شرعی رو شنیدم و می‌شنوم... کاش می‌تونستم اسم ببرم... وقتی عینِ حسینِ فیلمِ مصلحت شاخ درمیارم و می‌پرسم مگه همه اینا نباید در خدمتِ عدالت باشه؟ بهم برچسبِ تندرو می‌زنن! بی‌ادب! دنبالِ چالش! نامنعطف! یکّه‌تاز! مغرور! دافعه‌دار! از دیروز داشتم خودم رو می‌خوردم که خدا رحمش اومد برام فیلمِ «مصلحت» رو رسوند که یادم بندازه همه‌ی این مفاهیم در خدمتِ عدالته! که باید برابرِ ظلم ایستاد! که هر کس ۰/۲۵ نمره‌ی بی‌زحمت می‌خواد همون‌قدر ظالمه که اسرائیل! حالم خوبه. دوباره خدا یادم انداخت از خلوتیِ راهِ عدالت نترسم و شک نکنم. که از برچسب‌ها، تمسخرها، طردها نه بترسم، نه اندوهگین بشم. هیچ‌چیزِ این دنیا اتفاقی نیست که رفیق اتفاقی به من بگه فیلم‌نت، وقتی فیلیمو دارم، بگه مصلحت وقتی هنوز خودش ندیده، من حوصله کنم ببینم وقتی دراز کشیدم که بازم بخوابم و از خودخوری فرار کنم... نه! اتفاقی نیست! خدایا شکرت که بازم مراقبم بودی❤️ خدایا شکرت که اطمینان‌دهنده‌ی تردیدهامی❤️ خدایا شکرت که جبران‌کننده‌ی اشک‌هامی❤️ خدایا شکرت که در همه‌ی طردها تنهام نمی‌ذاری❤️ خدایا شکرت که به‌جبر هم که شده سربه‌راهم میاری❤️ خدایا شکرت که سرِ سوزن عقیده و شجاعتم رو خودت حافظی❤️ خدایا شکرت که حواست به من هست❤️ خدایا من در سلامتِ دین به دیدارِ شما بیام... من رو پاک کن... من رو پاک بخواه... به من توان بده به زبان، به عمل، حتی به اشک... به طرد... برای تو باشم... در راهِ تو باشم... خدایا ازت ممنونم که نذاشتی با شک‌ سست بشم❤️ هزار الحمدلله❤️ هزار الحمدلله❤️ یا صاحب‌الزمان! از شما مدد... دوباره سرِ پام. مقاوم برای دویدن به پای عدالت. با تمومِ هزینه‌هایی که بابتش دادم... حتی درسم که زیباترین نقطه‌ی زندگیم بود... خدایا توکل به خودت❤️ من را به جبر هم که شده به جبر هم که شده سربه‌راه کن❤️🙏😭 @sarbehrah
از ابتدای دهه‌ی فجر که این عکسا رو گذاشتم پروفایلم، دبیر ریاضی دست و پاش و جمع کرده و هر چرتی نمی‌گه، هفتمای درست‌ترم قربون‌صدقه‌م می‌رن، نهمای بلام بهم پیشنهاد اردوی آنتالیا می‌دن که اولش بره کربلا، هشتمام تیکه می‌ندازن که تکبیر! من انقلابی‌ام! ۲۲ بهمن راهپیمایی‌ام و از این حرفا! فکر کنین با یه پروفایل چقدر می‌شه کار کرد :) تازه پریروز یکی از همکارا می‌گفت تو مصاحبه‌ی آموزش و پروش می‌پرسن دریا با چادر می‌رین یا نه؟ کدوم دیوونه‌ای با چادر میره دریا که این عقده‌ایا می‌پرسن؟ شاگردِ هفتمم اونجا بود، شنید. یهو برگشت گفت خانم با چادرشون هممممممه‌جا می‌رن! دریا، کوه، کویر، دشت. ندیدین پروفایلاشون رو؟ با همین کوله‌پشتی‌شونم می‌رن :)) همکارم لااااال شده بود😂 @sarbehrah
سربه‌راه
سیلِ پروفایل‌های یلداییِ شاگردام و همکارام شروع شده... پر از زرق‌وبرق و خفن... پر از رقابت برای بیشت
الله اکبر! مدیرم تماس گرفتن. همین الآن. که بپرسن مزار مهری کجاست؟ همه‌چیز از یه پروفایل شروع شد! از یه پروفایل که برخی فکر می‌کنن این‌قدر بی‌اهمیته که ازش به‌عنوان دفترچه خاطراتِ پرسوزوگدازشون استفاده کنن که آه تنهایی و بی‌وفایی(!) یا برای سوزوندنِ فلانی و فلانی و چشم و هم‌چشمی(!) یلدا رو که یادتونه با دوستام کجا گرفتم؟ مدیرم چند روز بعد از یلدا پرسیدن اینجا کجاست؟ وقتی می‌گم، می‌رن برای دخترشون می‌گن که نوجوانه. دخترشون از نظر عقیده مدلِ من هستن. البته از نظر ظاهر و اگرنه باطنی یه نوجوان هزار بار پاک‌تر و باایمان‌تر از منه. دخترشون خوشحال می‌شن مزار یه شهیده تو مشهد داریم. پیگیر شهیده می‌شن و به «دخترها هم شهید می‌شوند» می‌رسن. برای من صوت می‌گیرن و کللللللی با هم ماجراها داشتیم‌... قرار بود هروقت رفتم بهشت رضا علیه السلام، از آدرسِ مزار فیلم بگیرم، اما این دختر زودتر از من به مرادش رسید. مدیرم تماس گرفتن که بهشتن و مزار رو پیدا نمیکنن، داشتم تو گوگل دنبال بلوک می‌گشتم که گفتن دخترشون پیدا کردن :) یه پروفایل! یه پروفایل یه شهیده رو شناسوند... یه زائر به مزارش اضافه کرد... براشون پیام نوشتم به دخترتون بگید از جانب من کنار مهری برای ظهور دعا کنن... ترم اول صبوری کردم؛ با بالاترین سطحم کار کردم و سواد و تخصصم رو به رخ کشیدم، توانمندی‌هام رو به عرصه‌ی ظهور گذاشتم، اعتماد جلب کردم، دستِ بالا رو گرفتم، به‌جای کتابدار و مربیِ پرورشی و معلم‌های دینی مرجعِ سؤالات شدم که بتونم ترمِ دوم رو بازی کنم. حالا نیم‌ترم فرصت دارم برای گرفتنِ گوشه‌ای از کارهای زمین‌مونده... یا صاحب‌الزمان! از شما مدد... @sarbehrah
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زدیم کنارِ خیابون، قسمتِ جدیدِ فیلمِ چرتِ جمعه‌ها رو ببینیم :)) @sarbehrah
سربه‌راه
يَومٌ لَكَ: ساعتِ دوازده و نیم جلسه‌ی جشنواره‌ی خوارزمیه. با نهم دویی‌ها کلاس دارم که ارائه دارن. دی
دنیا واااااااااقعا کوچیکه! من نمی‌دونم از این پست چیزی سر در میارید یا نه؟ عقبه‌ای به قدرِ پنج یا شش سال عمرِ من رو در خودش داره، اما همیشه هر کتابی، بخشی داره که خواننده ازش سر در نمیاره و اون بخش که از یک کلمه تا یک فصل متغیّره، عصاره‌ی نهاییِ روحِ نویسنده‌ است که نویسنده موقعِ نوشتنش یا جون داده، یا سر از آسمون‌ها درآورده یا هزار بار شکسته و فروریخته! این کانال به مثابه‌ی فرزندِ روح و روانِ منه؛ حریمی برای خودم اما با میلِ به خوانده شدن. آخرین باری که با هم چت می‌کردیم، دورانِ سخت و شیرینِ ارشد بود. عقایدم خلافِ عقایدِ اونها بود، من یک طرف این سمت و اونها همه اون سمت. از اربعین برمی‌گشتم جزوه‌ای نداشتم، تمسخر هم می‌شدم. اصلا رو بازی کردنِ ما از جایی شروع شد که علنی به امیرالمؤمنین علیه السلام توهین کردن و من دیدم دیگه لازم نیست لبخند بزنم که بگن چقدر چادری‌ها صبورن، چقدر انقلابی‌ها مهربونن، چقدر ولایی‌ها منعطفن. نه! تصمیم گرفتم بدونن چادری‌ها، انقلابی‌ها و ولایی‌ها غیرت دارن، استدلال دارن، سواد دارن، توانمندی و هوش دارن و اگر پاش برسه جرأت برای خیلی حرف‌ها و کارها دارن. خواستم بدونن لبخند و سکوتِ ما از ضعف و ترس نیست، از مدارا و جذبه. اما نه وقتی علنی به مقدساتِ ما توهین می‌شه! زبان از نیام کشیدم و جوری درس خوندم که به گردِ پام نرسن و استادای ضدانقلابم هم مجبور به تحسینم بشن! به عشقِ امام خامنه‌ای، آب شدم اما شاگرداول شدم که بدونن آقای ماست که رهبر و سروره. آخرین باری که با هم چت کردیم، تلگرام بود. روی گروهِ درسی. پروفایلم حضرتِ آقا بود و اونها به هم ریخته بودن. همه‌شون ریخته بودن به فحاشی و من یکّه و تنها ایستاده بودم به دفاع. یکی‌شون گفت پروفایلات مثلِ خودت وحشی‌ان! وَ من اونجا فهمیدم اینا از کجا آتیش گرفتن! همه‌ی زورم و زدم از راهِ دیگه‌ای جشنواره رو پیگیری کنم و تهش رسیدم به پی‌ویِ اون. درست دهه‌ی فجری که شش سالِ پیش بهم گفتن سالِ بعد شما فرار کردید جزایرِ آفریقا(!) از پی‌ویِ کسی میام که آرزوی سرنگونیِ نظامم رو داشت و از پروفایلام عصبانی بود! وَ حالا دوباره با همون پروفایلا... چه بسا سوزنده‌تر... بهش پیام دادم! کوچیکه دنیا نه؟! وَ امشب، برعکسِ اون‌روز، حالم به شدت خوشه! شش سال گذشته، نه نظامم سقوط کرده، نه رهبرم فرار کرده، نه من دست از انقلابم‌ کشیدم! هزار الحمدلله❣ هزار الحمدلله❣ و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. بدونِ هیچ حرفی، می‌فهمه اینا رو، نه؟ یادش میاد همه‌چیز، نه؟ دنیا چرخیده و چرخیده و چرخیده و من و اون دوباره با هم چت می‌کنیم، با پروفایل‌های کوبنده‌ی من که بکوبه تو صورتش که ما موندیم و تو هنوز جیره‌خورِ این نظامی و مجبوری برای گشنه نموندن، مقنعه سر کنی و بیای زیرِ پرچمِ ما مزوّرانه کار کنی✌️ @sarbehrah
پارسال تنها صدای الله اکبرِ محله‌مون؛ صدای من بود. فریبِ فتواهای من‌درآوردی رو نخورین، نه آواز خوندم، نه فریادِ نامعمول زدم. توسل کردم به حضرتِ زینب سلام الله علیها و جایی که باید صدام و بردم بالا که محله‌مون خالی از الله اکبر نباشه، که محله‌مون بی‌نورِ انقلاب نباشه، که اووووون‌همه خونه‌ی مذهبیِ بی‌بخار خیال نکنن نماز و روزه‌ی بی ولایت فقیه و استکبارستیزی مقرب و مستجابه. امشب شب‌کارم. غصه‌ی محله‌مون و می‌خورم. خدا کنه صدای الله اکبر ازشون بلند شه... خدا کنه تاریک و مُرده نمونه... خدا کنه نماز و روزه‌ی کسی واقعی باشه... امشب محلِ کارم الله اکبر می‌گم. چه مثلِ پارسال تنها باشم و حتی خونواده‌م مسخره‌م کنن، چه با انقلابیون باشم. الله اکبر! @sarbehrah
زمان: حجم: 270.1K
این انقلاب می‌رسه دستِ امام زمان. این انقلاب می‌رسه دستِ امام زمان. این انقلاب می‌رسه دستِ امام زمان. ارواحنا فداه❤️ اولِ شعبان‌مون که ۲۲ بهمنه مبارکا❣ @sarbehrah
لیستِ مایحتاجِ راهپیمایی: نیّتِ یاریِ امام زمان ارواحنا فداه؛ به نیابت از تمامِ شهدا، خصوصا شهیدی که مدّنظر دارید (من خودم به نیابت از شهیده طیبه سادات زمانی و شهید چمران)؛ چفیه‌ی فلسطینی برای سر کردن یا روی دوش انداختن (زشته که کللللللل دنیا هنوز دارن برای فلسطین راهپیمایی می‌کنن، ما امروز می‌خوایم یادی ازشون کنیم...)؛ هر اِلِمانی از مقاومت داریم (پیکسل، پرچم، پوستر و تصویر)؛ پلاکارد یا مقوانوشته‌های مناسبِ وقت و شفاف (دعوت به انتخابات کنیم، به هر زبانی که بلدیم دعوت به شرکت در انتخابات کنیم، امام خامنه‌ای امر کردن، همون‌که امروز قراره بریم بگیم وای اگر خامنه‌ای حکمِ جهادم دهد!)؛ اگه بچه دارید، با بچه‌ها برید، هر یک بچه‌ی شما حکمِ یه پهپاد و موشک رو داره، پودر می‌کنه دشمن و؛ اگه خانواده‌ی هم‌عقیده‌ای دارید، مانعِ تنبلی و بهانه‌شون شید، خونوادگی برید، خونواده همون نقطه‌ایه که دشمنِ اسلام و انقلاب ازش وحشت داره و براش برنامه؛ اگه فامیل و همسایه و دوستی دارید که می‌دونید با دعوتِ شما میاد و می‌شه هولش داد، دریغ نکنین، هولش بدید، صداش بزنین، جمعیتی برید؛ هیچی نداشتید، عکسِ امام خامنه‌ای رو بندازید کفِ گوشی و گوشی رو بگیرید بالا؛ نداشتید کفِ دست‌تون با یه خودکار بنویسید، با دست‌تون بکوبید صورتِ هرکی دشمنِ این انقلابه؛ در خفا و پنهانی و از تهِ کوچه نرید که کسی نبینه‌تون، نه! به سپاهِ اسلام و انقلاب هیبت بدید، امامِ غریب سرش به نیزه می‌رسه... وقتِ رفتن با خونه‌ی خالی خداحافظی کنین، جوری که همسایه‌ها بفهمن بگین ما که رفتیم راهپیمایی، چه می‌دونم هی صدا بزنین بچه بدو، مرد عجله کن، خانوم دیر می‌شه ها یه‌طوری بریم همه‌ی راهپیمایی رو باشیم؛ از شلوغیِ اتوبوس و مترو و خیابون و ترافیک گله نکنین ها! بلند بلند بگین خدا رو شکر که حسینِ زمانه غریب نیست، خدا رو شکر که مردم پای انقلابن، خدا رو شکر که باید صبر کنیم اتوبوسِ بعدی بلکه جا داشته باشه، خدا رو شکر بی‌آبی ما رو بی‌وفا به امام‌مون نکرده؛ با بچه‌ها تو شلوغی خوش‌اخلاق باشین ها! به بچه‌ها بد نگذره، سخت نگذره، امروز بهترین خاطره‌ی ذهن‌شون باشه، براشون هدیه بگیرید، باهاشون مهربون باشید، اگه تو جیباتون شکلات و مغزی‌جات بذارین و بهشون بدید که محشره، اینا ادامه‌دهنده‌ی همین انقلابن؛ با بدحجابا بدخلقی نکنین، اما بولدشون هم نکنین، نگاه به صدا و سیما نکنین عدل می‌ره از قسمتِ بدحجابای راهپیمایی فیلم و عکس می‌گیره، قرارِ ما جذبِ به اصوله، نه جذبِ به تعداد و حزب(!)؛ بی‌حجابا رو امر به معروف و نهی از منکر کنین، صورتی‌بازی درنیارید، کلللللل تاریخ رو زیر‌ورو کنین یه امام یا پیامبر حینِ انجامِ گناه با فردی خوش‌خلق و سازگار پیدا نمی‌کنین، با گناهکار چرا، اما حینِ انجامِ گناه نه! امر به معروف و نهی از منکر می‌کردن؛ بعد از راهپیمایی هرچقدرم خسته بودید پیشِ بچه‌هاتون، پیشِ خونواده و فامیل و غریبه‌ای که هم‌عقیده نیست خودتون رو خسته نشون ندید، شارژ و پرانرژی باشید، بذارید بدونن ما اتفاقا در سالگردِ نجات‌مون پرشورتر و پراشتیاق‌تریم؛ امروز رو به هم تبریک بگیم، شادباش بگیم، با هم روبوسی کنیم؛ پاشین! پاشین کم‌کم مهیای راهپیمایی شیم✌️ عیدِ انقلابمون مبارکا❤️❣🌻 سایه‌ی امام خامنه‌ای بر سرمون مستدام❤️❣🌻 ان‌شاءالله به زودی ظهور رو به هم تبریک بگیم❤️❣🌻 @sarbehrah