سربهراه
@sarbehrah
قوررررر و قاررررر!
همهی معلمهای خصوصی باکلاس نیستن؛
بوی ادکلنِ غلیظ نمیدن! خطِ اتوی مانتوشلوارشون خربزه قاچ نمیکنه! چشماشون از شدتِ انرژی برق نمیزنه و پوستِ صورتشون باطراوت و شاداب نیست! کتابای داخلِ کیفشون مرتب چیده نشده و جای خودکارا، پوستِ شکلات ریخته و لای کتابا، پلاستیک فریزرِ ساندویچای صبحِ مدرسه است!
برخی معلم خصوصیها هی رفتن شبکاری که بتونن بهزودی مرخصی بگیرن، بعد هی رفتن مدرسه و کلاس و نتونستن خوابِ شب و تو روز جبران کنن، بعد دارن از بیخوابی بیهوش میشن، بعد تا میرسن خونه با اینکه گرسنهان ولی فقط میخزن زیرِ پتو، کنارِ بخاری و از فرصت استفاده میکنن، مثلا از شبکاری میان خونه و تا راهپیمایی یک ساعت و نیم میخوابن، از راهپیمایی میان خونه و تا کلاس خصوصی یک ساعت و ربع میخوابن، اینطوری میشه که صبحانه نخوردن... ناهار نخوردن... میرن کلاس خصوصی که دانشآموز در سکوت، ورِ دلته!
بوی عطرِ حرمِ امام حسین علیه السلام میدن و مانتوشلوارشون بدونِ اتو هست و زیرِ چشماشون تا زانو گود افتاده و از همه بیآبروتر، شکمشون صدای قارررررر و قورررر میده :)
رفیقشون قبلِ کلاس زنگ زده و اصرار کرده بری برای خودت ساندویچ و نوشابه بگیری و بخوری و بعد بری کلاس، ولی این دسته از معلمها از تنهایی غذا خوردن، خصوصا غذای خوشمزه خوردن، بیزاااارن! غذای لذیذ رو باید دورِ هم خورد :)
این میشه که هر یه ربع وسطِ کلاس، شکمشون تدریس داره :(
بعد از کلاس هم مجبور میشن جهتِ حفظِ بقا، سمبوسهای بگیرن که چون هی خاطرهی سمبوسهی تهران با رفیق براشون زنده میشه، تنهایی خوردنش بیییییییشتر معلوم میشه و سس هم باز نمیشه و تنها دلخوشی؛ آسمونِ رنگیِ نزدیکِ حرمه :)
@sarbehrah
من همیشه میگم تئوریِ قویای دارم، اما عملِ ضعیف!
من خوب کتاب خوندم، اما خوب خوندهها رو اجرا نکردم! برای همین یک سالی هست دیگه دنبالِ خوندن نیستم، دنبالِ عمل کردن به همون خوندههای قبلیام...
یکی از تئوریهایی که بلدم اینه که مشغله خیلی خوبه (فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ)، تو نهجالبلاغه هم خونده بودم بیکاری، مرغِ فکر رو پرواز میده و سر از ناکجا درمیاره (تئوریِ خوب یعنی کامل و با معنا خوندنِ نهجالبلاغه، صحیفهی سجادیه و قرآن با ترجمه برای چندین بار، اما در عمل...)
همین تئوریها میگه در عینِ مشغله، عمرت باید با آرامش و طمأنینه در بخشِ خانوادگی، اقتصادی، معنوی و تفریحی به تناسب تقسیم شده باشه و به همهچیز برسی؛
به خورد و خوراکِ متعادل، خواب و استراحتِ متعادل، درآمد و خرجِ متعادل، تفریح و تنفسِ متعادل...
همین تئوریها میگه اگه مشغله داشتی اما به دویدن و از نفس افتادن و به هم ریختنِ تعادلِ زندگیت، یه جای کار که نه... هزار جای کار میلنگه!
همین تئوریها میگه ریشهی این عدم تعادل کجاست؟
سرِ سجادهی نماز!
نمازه یا از وقت افتاده... یا کم و زیاد شده... یا بیحرمت خونده شده... تسبیحاتِ بعدش از قلم افتاده... تعقیباتِ نمازِ عصرش فراموششده... هرچی هست، از سرِ سجاده ریشه گرفته!
آدمهای متعادل، نمازِ موقّری دارن،
آدمهای نامتعادلی مثلِ من هم، حرمتِ نمازهاشون رو شکستن...
من شعبانالمعظّم... یک ماه تا مهمانی و بارِ عامِ خدا... چی بخوام که کل دنیا و آخرتم رو تنظیم کنه؟
همون تئوریها میگه: نماز!
[دارم در نهایتِ خستگی طرحِ انشا میریزم و خرابیِ عدمِ تعادلم رو ریشهیابی میکنم...]
@sarbehrah
سربهراه
يَا مَوْلَاىَ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ❣ هٰذا يَوْمُ الإِثْنَيْنِ وَهُوَ يَوْمُكُما وَبِاسْمِكُما وَأ
آقای امام حسین❣
آقا...
+ علیه السلام❣
@sarbehrah
سربهراه
آخرش رو اول میگم؛ مؤسس و مدیر اصلی تمامِ شعبهها وقتی بلند شدن که برن، شخصا به من گفتن برای دوازدهم
چهارشنبه باید برم آموزش و پرورش...
نمیدونم فردای چهارشنبه هنوز معلمم یا نه،
اما میدونم که از عدالت کوتاه نمیام.
@sarbehrah
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست دارم همهی زیباییها و ظرافتهای عالَم رو امشب بذارم روی کانالم... امشب که شبِ میلادِ شماست... آقای اباعبداللهِ من❤️
+ علیه السلام❣
@sarbehrah
صلّ الله علیک یا اباعبدالله ❤️
صلّ الله علیک یا اباعبدالله ❤️
صلّ الله علیک یا اباعبدالله ❤️
@sarbehrah
کوهِ برگهم و آوردم کتابخونه که تا وقتی تعطیل نشده بتونم متمرکز کار کنم.
امروز باید اینا تموم شه، برنامه سخنرانی فردام و بریزم، برای اداره مدارک و شواهدم و مرتب کنم، شب برم خریدِ عیدیِ میلادِ امام حسین علیه السلام برای دخترام و هدیه هم برای دوستم بخریم که یکشنبه مولودی دعوتمون کرده، شب هم اون یکی دوستم رزقای سخنرانیِ فردام و میاره و باید داخلشون شعر بنویسم. رفیق هم پاورم و میرسونه و اونم چک کنم. روزِ بابرکتیه انشاءالله😍
میلادِ تمومِ ثروت و داراییِ ما ندارهاست❣❤️❣
@sarbehrah
یه پستِ بلندبالا نوشتم که قبل از زیارتِ امام حسین علیه السلام اهلِ چیا بودم و زندگیم چه شکلی بود. پستِ فوقالعاده زیبایی هم شد، اما دیدم اقرار به گناهه که فقط مخصوصِ خداست.
پاکش کردم.
میدونم بدونِ اون متن نمیشه رسوند امام حسین علیه السلام با زندگیِ من چه کردن... اما هدف، وسیله رو توجیه نمیکنه!
قبلم بمونه بینِ خودم و خدا...
از الآن اگر بخوام بگم؛
آقای اباعبداللهِ من❤️
شما بطلبی یا نطلبی...
شما نگاهم کنی یا بمیرم الهی رو ازم برگردونی...
شما دوستم داشته باشی یا بمیرم الهی دوستم نداشته باشی...
شما لطف کنین یا دور از کَرَمتون عتاب کنین...
آقا! من شما رو دوست دارم❤️ من دورِ شما بگردم❤️ من فدای شما بشم ❤️ من شما رو دوست دارم ❤️ من به انگیزهی شما کار میکنم❤️ به انگیزهی شما سرِ پام❤️ به انگیزهی شما با وجودِ سیاهیها زمینگیر نمیمونم❤️ به انگیزهی شما برای عدالت تلاش میکنم ❤️ به انگیزهی شما مبارزه و مبارز بودن رو دوست دارم❤️
شما... شما... شما... من شما رو دوست دارم❤️ دوست داشتنِ شما رو فریاد میزنم❤️ به دوست داشتنِ شما فخر میفروشم ❤️ من بعد از یازده سال کار، هییییییییییچ پساندازی ندارم جز زیارتِ شما❤️
شما... شما... شما... من شما رو دوست دارم❤️
آقای من!
تولدتون مبارکِ من❤️
ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین❣
+ علیه السلام❣
@sarbehrah
برام از ویژگیهای حسینیتون بگید:
کدوم ویژگیِ شما از عشقتون به امام حسینه؟
یعنی چون امام حسین علیه السلام رو دوست دارید، تلاش کردید کدوم عملتون شکلِ ایشون بشه؟
@sarbehrah
دلخوش به سفرنامهها و روضههاییام که برای شما نوشتم؛
صله نمیخوام،
شما رو میخوام❣
@sarbehrah