eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
اللّه فِی السّاحة.
از دو و نیم تا الآن نماز عصر، قرآنِ روزانه، ناهارِ سرِ پایی، شستنِ لباس بینِ این‌همه، آویزون کردن، مرتب کردنِ اتاق، مسواک و عطر و شونه، کفشام که دیشب شستم و کمی خشک شده گذاشتن پشت بخاری و تو این گرما بخاری روشن کردن که تا غروب خشک شه(!)، دم کردنِ چای‌هل و نشستن پشت میز. چهار ساعت نشه احتمالاً چون امشب پنج و شش می‌زنم بیرون و با رفقا هم می‌خوایم بریم عزاداریِ پیاده‌ها تا حرم، هم بعدش کاروان ماشینی. امشب، بیشتر کفِ خیابونم. با پرچم. با عَلَم. با قابِ عکسش‌. با قرآن.
گوشتِ قیمه‌م باید بیشتر می‌پخت. مزهٔ رُب غالب بود. طعم زردچوبه زیرِ زبون می‌اومد. مزّه‌ها به خوردِ هم نرفته بود. ته‌دیگِ سیب‌زمینی و خلال‌بادوم‌م چسبیده بود به قابلمه. پودرشده جدا شد. برنج‌م زنده بود و نذاشته بودم مغزپخت شه. سیب‌زمینی خلال‌هام اصلاً تُرد نشد. زرشک‌م هم کمی سوخت. ولی به داشتنِ چنین پیامی می‌ارزید❣
راستی چون برای کلاساتون ازم می‌پرسید؛ یه کار جدید که دارم می‌کنم اینه که انتهای کلاسام، پخش زنده از پشتِ صحنه می‌ذارم.‌ البته بدون تصویر خودم‌. برای هر کلاس هم با توجه به شناخت و جنبه و روحیات‌شون. مثلاً برای دهم‌هام از سینیِ صبحانه‌ای که وسط کلاس می‌خوردم و چون هی باید حواسم به کلاس می‌بود شلوغ‌پلوغ شده بود روی تشکم و شارژر و پخش‌وپلا بودنِ خودکارام گرفتم. با هشتگِ . برای دوازدهمام که لطیف‌تر و گوگولی‌تر هستن از روی میزم گرفتم که بازار شام بود و پر از طراحی و ایده‌هام برای هر کلاس. کاغذهای باطله‌ای که پشت‌شون رو استفاده کرده بودم. ریزه‌مقواهای شبایی که عَلَم درست می‌کردم یادتونه؟ همه رو گذاشتم تو کاغذباطله‌هام که برای یادداشتای کوچیک استفاده کنم و این به چشم‌شون اومد. برای انسانی‌هام که من رو خی‌لی دوست دارن از پنج‌_شش کتابی که همیشهٔ خدا روی فرشمه نه توی کتابخونه تا هروقت از خستگی دراز شدم یا خواستم گوشی بگیرم دستم وقتم و تلف کنم وسوسه شم بخونم‌شون گرفتم. برای یازدهم تجربی‌ها که از هم بیزاریم هم از اون بخش از میز کارم پشت صحنه گذاشتم که دفترنمره‌هامه و کارنامهٔ اعمالِ شاگردام و یادداشت‌های جزئی‌م که مثلاً امروز فلانی حاضر زد ولی دیگه شخصی بهم پیام نمی‌داد، پس احتمالاً نبوده. هم‌چنین حین تموم ویدئوهام اضافه کردم فلانی، باز داری کله‌ت و می‌خارونی و موهات و پریشون می‌کنی؟! یا فلانی، پنس خوشگلات و زدی یا پیتیخ اومدی سر کلاس؟ یعنی همون حس و حالای کلاس رو زنده کردم. بچه‌ها خی‌لی دوست داشتن و درجا بازخورد می‌دادن نه خانوم، به‌خدا شونه کردم موهام و، یا میومدن می‌نوشتن خانوم عاشق‌تونیم با این تیکه انداختنا. هم‌چنین حین ویدئوها از هرکس خواستم برای فلان بند سه سؤال مثلاً طراحی کنه. خب چنان‌چه طرف ویدئو رو نبینه متوجه نمی‌شه. دوستاش بهش خبر بدن هم باز مجبوره ویدئو رو ببینه. یه پشت صحنه هم دیروز داشتم که ویدئوی اولم برای دوازده تجربی هرکار کردم باز نکرد. مجبور شدم تا اونا دارن درس گذشته رو بهم بازخورد می‌دن ویدئو بگیرم. روی تشک با پتوی مچاله، لپ‌تاپ و صبحونه و موسیقی بی‌کلام و شونه‌م و اووووو شهر شامی بود! این و براشون فرستاده بودم انتهای کلاس خداحافظی‌شون فرق کرده بود و همه‌شون بی‌استثنا بهم خدا قوت می‌گفتن و از زحماتم تشکر می‌کردن. تازه فهمیده بودن پشت هر ویدئو چه پدری از معلم درمیاد. بسیار مؤثر بود. «خصوصاً که در فضای مجازی معلم در حریمِ خانوادهٔ شاگردشه و خانوادهٔ شاگرد در حریم معلم». این هم می‌تونه عالی باشه و هم خطرناک. بسته به معلمه. می‌تونه پرچم خودش رو بالا ببره، می‌تونه خودش و مدرسه رو زیر سؤال ببره... الحمدللّه پرچمم در خانواده‌های حتی ضد انقلاب بالاست... خصوصاً از طرح عیدم. بابتِ استفاده از هر ایده‌م، هم‌چنان همون قرار همیشگی برقراره که قبلاً گفته بودم. غیر از اون راضی نیستم و هرگز حلال نمی‌کنم‌.
ایتا که می‌خواستم کانال بزنم، دوستام گفتن این‌جا پاتوقِ مذهبی‌اسکولاست که برای هر وظیفه‌ای دنبال بهانه هستن و فهم‌شون از دین مساویه با میزان منفعت و مصلحت‌ها. رفیق که بیش از همه بهم شناخت داره، گفت تو دانشگاه و با هم‌کلاسی‌های ضدانقلاب و پهلوی‌چی‌ت دوست و رفیق بودی، ولی با ایتایی‌ها نمی‌سازی. راست می‌گه؛ از هم‌کلاسی‌های ارشدم، دوست صمیمی‌م پیرمرد هفتاد ساله‌ای بود که پروفایل تلگرامش شاه بود و فرح، پاترولش، پاترول مرحوم خسرو شکیبایی، وَ هر پنج دقیقه‌ای که با هم بودیم داشتیم به هم تیکه می‌نداختیم :) ولی فوق‌العاده محترم و اهل کتاب و اندیشه بود و من دوستش داشتم. خاطرات جذابی از این آقا دارم که باشه هروقت فرصتش بود. ولی من واقعاً روحیه و کشش دانشگاه و ضدانقلاب رو دارم، اما کشش مذهبی‌عقب‌مونده رو نه! حتی وبلاگ هم می‌نوشتم قبلاً تعریف کردم، اون‌جام طیف غالب سایبری‌های دشمن هستن با فحش‌های رکیک ناموسی. با تهدیدهای جانی. ولی من تا بلاگفا سر پا بود بلاگفا نوشتم، تا بیان قفلم نکرده بود، بیان هم نوشتم. می‌خوام بگم من آگاهانه اومدم ایتا و آگاهانه این‌جا شروع کردم نوشتن. الآن یه کاری کردم که برای خودم پیش پاافتاده و «خب که چی؟»گونه است، ولی یادتون افتادم که چقدر من پیام دارم ازتون چه کار کنم و چطور به درد بخورم و از این شعارا! بهتون تو پاسخای پیامام گفتم که چقدر بی‌خاصیت و متوهم هستید. و البته متکبر به کارهایی که نکردید و چیزهایی که ندارید. همه‌تون می‌گید کتاب‌خونید😂😂😂 ولی نمی‌دونم چرا پس انتشارات صدرا رو نمی‌شناسید؟! 😂😂😂 همه‌تون می‌گید مفید و پای کارید، ولی نمی‌دونم چرا عقبهٔ درسی ندارید و مشتی پشت کنکوری و همیشه‌پلاس این‌ور اون‌ورید به‌جای درس خوندن😁😁😁 با مراقبه و حرز و ریاضت و چله و این چیزام که خودتون و خفه کردید و آقا هم که به زور واکسن زده بود😂😂😂 وَ خب می‌دونین که؟ تکبر با متکبرین عین تواضعه و این یکی رو من خوب بلدم ؛) اوه یادم رفت... شما نهج‌البلاغه نخوندید... لٰکن درگیرِ علی هستید😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 آقا به من چه؟ آدم بشید یا نشید چیزی به من اضافه و از من کم نمی‌شه☺️ سوختهٔ نهایی خودتونید و این جذابِ ماجراست😎✌️ کسی «واقعاً بخواد مفید باشه» راهش و پیدا می‌کنه. اونی که دنبال هیاهو و آی من چه کنمه، دنبال خواستن نیست، دیگه خودتون می‌دونید دنبال چیه :) خلاصه؛ چه کردم که برای خودم سطحیه ولی ممکنه رگی از سیب‌زمینیِ وجودتون رو بجنبونه؟ یکی از دوستام یه آیدی برام فرستاد. گفت این مدیر یه مؤسسه است که برای شیفت عصرش پی دبیره. مدیره یه اینستاگرامیِ محضه :) ضدانقلاب، سلطنت‌طلب، بی‌بندوبار، سگ‌باز، برهنه، هرچی و هرطور که فکر کنید... چون من کار کردن این‌جور جاها رو دوست دارم و تا اخراجم نکنن، عمراً عقب‌نشینی کنم، پیشنهاد داد پیگیر شم. پروفایل خانومه رو دیدم سرخ شدم از خنده :) پیام دادم به دوستم این من و نمی‌گیره. آگهی‌ش و فرستاد که همین پنج دقیقه پیش گذاشته و دنبال دبیره. گفتم من که پیام می‌دم بهش تا با دیدن رزومه و پروفایل و بیوگرافی و آیدی‌م فشاری شه، ولی این من و نمی‌گیره :))) ببین من مطمئن بودم نمی‌گیره. ولی برای خالی کردن دل دشمن و این‌که بفهمه ما هستیم و هر چقدرم خودش رو غرق در گناه کنه که خیال کنه دنیا همونه، ولی ما هستیم، بهش پیام دادم. رزومه‌م و فرستادم😁 کاااااااامل😂 چون من دو تا رزومه دارم؛ یکی کااااااااامل برای این موارد😁 یکی متواضعانه‌تر برای برخی موارد😌 بلافاصله پیام داد استخدام کردیم 😂😂😂😂😂😂😂😂 خدایا این کار ناچیز رو از من قبول بفرما که دشمن‌ت رو فشاری کردم و رزومه‌م و به رخ‌ش کشیدم و بیچاره تو دیدن پروفایلام و اسم و بیوگرافی‌م تا دو هفته تراپی‌لازم شد😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 گفتم بنویسم برای اونایی که تو شب تجمع رفتن‌شونم موندن و استخاره می‌گیرن😉😁 به خواستنه! به خواستن! نه به اَدا😉
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بشرِ ضدّ اتحادم من و یادِ نگرانی‌هاتون برای امربه‌معروف کردن انداخت :) چرا هیچی‌تون شبیه شهدا نیست؟ :) وَ چرا این‌قدر پی شهادت لَه‌لَه می‌زنید؟ :)
سربه‌راه
این بشرِ ضدّ اتحادم من و یادِ نگرانی‌هاتون برای امربه‌معروف کردن انداخت :) چرا هیچی‌تون شبیه
همه‌شونم تأکید دارن روی چادر😂 حتی یکی‌شون نگفته عبا😐 چه رسد به بی‌حجاب...😔 پوففففففف... مُشتی ضدّ اتحاد رو خدا گلچین می‌کنه و این‌هممممممممه دلسوزِ اسلام و انقلاب و اتحاد رو گذاشته😢😂
خب دیگه من رسیدم به قرارم با رفقا. نماز که خوندیم اول می‌ریم پرچم لبنان بخریم. بعد می‌ریم مقوا بخریم. نمی‌شه عَلَم درست کنیم و مثل روز تشییع شهید رئیسی که فیلم گذاشتم براتون باید کنار خیابون مقوا رو بنویسیم و روی دست بگیریم ولی همینم خوبه. خدایا تو شاهد باش من از این کانال به اون کانال نرفتم، ننشستم گوشه خونه به غصه خوردن، ادای وصل‌ها و بافهم‌ها رو درنیاوردم هی تو کانالم تز بدم، نه چیزی رو به امام‌م چسبوندم، نه برای میل خودم ضعیف و متحمل‌شده‌ش کردم، به این قرآن و اذان قسمت می‌دم که من رو قیامت جزو هدایت‌شدگان قرار بده که من فقط به وظیفه‌م در حد فهمم عمل کردم. خودم رو وقف وظیفه‌م کردم و تلاش کردم همونی که به دوشمه در قبال حکومت تو، انجام بدم. بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک یوم الدین. ایاک نعبد و ایاک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم. غیر المغضوب علیهم. والضالین‌ .
یَرَه بازم بِچه‌ها مِشَد✊