eitaa logo
سربه‌راه
208 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
348 ویدیو
107 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
حتی به همون چفیه‌ای که برای به‌چشم اومدن روی چادر بستیم(!)
حتی به همون پیامِ نامحرمی که می‌دونیم باید دقیقاً چه کار کنیم، ولی خب... وسواسِ خنّاس(!)
سربه‌راه
حتی به یک دونه تست(!)
به یک شب عروسیِ گناه(!)
ما اهلِ کوفه نیستیم ولی تنها بماند؟... خدا کنه نباشیم.
من أباحمیده رو خی‌لی دوست دارم❣ ماش‌پلوم رو نذرِ خودش درست کردم و کیک‌م رو نذر دخترکش حمیده❣ سحری سرِ سفرهٔ اباحمیده هستم... اباحمیده خی‌لی نگران بود حسین علیه السلام به کوفه برسه... خی‌لی نگران بود... با نگرانیِ رسیدنِ حسین علیه السلام از این دنیا رفت... نگرانی رو می‌فهمه... امشب سحری سرِ سفرهٔ اونم که بگم نگرانم... نگرانِ اربعین... نگرانِ رسیدن به حسین علیه السلام... نگرانِ سیل سیل مذهبیونی که برای کربلا رفتن دعا می‌کنن اما برای پیروزی نه... وَ تا پیروز نشیم حرمِ جمهوری اسلامی رو... دلیلِ برپا بودنِ تمامِ حرم‌های جهان رو... چطور رها کنم و پا به مشّایه بذارم؟! یا أباحمیده؛ من نگرانم... من بی‌قرارِ مشّایه‌ام... من چشم‌به‌راهِ اربعینم... من قابِ عکس‌ش رو گذاشتم روی دیوار تا اربعین دستم بگیرم و ببرم حوالیِ عمودِ ۸۸۸ براش عزاداری کنم... شما نگرانی رو می‌فهمید آقا... دعا می‌کنی پیروزیِ نهایی رو ببینیم و جانِ ولی در خطر نباشه و حرمِ جمهوری اسلامی در امن و امان باشه و ما سبک‌بال و آسوده‌خاطر راهیِ حسین علیه السلام شیم و بهشون بگیم نهم اسفند چی به سرمون اومد؟...
من زانو زدنم رو هی حواله دادم به سیزده مرداد شما شاهدید. شاهدید. به نگرانیِ أباحمیده قسم‌تون می‌دم به گریه‌های دمِ شهادت‌ش... که مسخره‌ش کردن از ترسه ولی جواب داد نگرانِ حسینم... برای پیروزی دعا کنید... برای پیروزیِ نهایی دعا کنید... فتح و توسل و چهارده‌تون رو از تو گنجهٔ شب‌های موشک‌بارون بیرون بیارید و روزی یه بار حداقل بخونید... بذارید با خیال راحت بریم اربعین... من اربعین مشّایه نباشم تموم می‌شم... من سیزده ساله اربعین‌ها بیابون‌گردم... من اربعین جایی جز مشّایه بودن رو بلد نیستم... من نمی‌تونم خیابونی که حسینم فرمان داده حفظش کنم رو رها کنم و برم زیارتِ نقره و طلا... برای پیروزی دعا کنید... برای نابودی استکبار... برای نصرتِ حزب‌اللّه... برای فتح... شما شاهدید من تکیه دادم به عصای انتظار که هنوز سرِ پام... شما شاهدید من چقدر نوشتم: بمونه برای سیزده مرداد...
خاک بر سرِ مطیعی و کریمی و طاهری که اومدن کار رو به جایی رسوندن که پزشکیان به‌جای رسیدگی به وضعیت اقتصادی و جنگ، دنبالِ باز کردنِ مکان‌هاییه که به‌خاطر حجاب پلمب شدن... کفِ خیابون رو محجبه‌ها گرفتن و از هر ده نفر یکی بدحجابه و از هر پنجاه نفر یکی بی‌حجاب، بهترین موقعیت بود برای «فرهنگ‌سازی» حجاب... ما کفِ خیابون موفق بودیم و خوب پیش رفتیم، دوستانه و درست عمل کردیم که همه می‌تونن شبا کنارمون باشن، اون‌وقت همونایی که پای سفرهٔ اهل بیت علیهم السلام رشد کردن، زحماتِ ما رو به باد دادن... خاک بر سر امثال نظافت و مداحایی که اسم بردم. من نمی‌گم خاک بر سر بلاگر و عباپوشای ایتا و بله و مسؤولینِ بی‌غیرتی که دیشب خوردیم و در سکوت خبری هنوز درگیر مذاکره هستن. نه! چون از اونا اصلاً چنین توقعی ندارم😂 آدم با اونا تکلیف‌ش مشخصه و سطح‌شون معلوم(!) ولی اینا که پای سفرهٔ اهل بیت علیهم السلام بودن... اینا... جنگیدیم. مقاومت کردیم. چی به دست آوردیم؟ کنار گذاشتن قانون حجاب(!)
سربه‌راه
خاک بر سرِ مطیعی و کریمی و طاهری که اومدن کار رو به جایی رسوندن که پزشکیان به‌جای رسیدگی به وضعیت اق
یه دور حرم رو زدم، جا برای نشستن نیست... الحمدللّه. فقط خاک بر سر هرکی که مستحبات رو جای واجبات پررنگ کرد(!) دعای عرفه رو از دست ندید ولی بدونید و آگاه باشید که مستحبه. حجاب واجبه! امربه‌معروف واجبه! وَ آقایی که امروز دمِ غروب یه‌نفس خدا رو صدا می‌زنه و به هق‌هق اشک می‌ریزه، برای امربه‌معروف و نهی از منکر راهیِ قتلگاه شد... برای اصلاح امّت پیامبر...
فکر کنم در تجمعاتِ شبانه، مشهد شهرِ برتر شه. تو این‌همه کلیپ و تصویری که از شهرای دیگه دیدم، صرفاً یه میدون اصلی برای تجمعه؛ مثل میدون انقلاب یا خیابون کشوردوست. ولی من هر شب یه‌جای مشهدم و می‌تونم بگم ما میدون‌های مختلف، چهارراه‌های مختلف، حتی برخی کوچه‌هامون، زیر پل‌ها، پایین‌شهر و بالاشهر، ماشینی و ثابت، تجمع داریم. برام این مسأله فوووووووق‌العاده مهمه و پرافتخار و برای هر خبرگزاری دستم برسه ارسال می‌کنم چون دی‌ماه، قمارباز از بین همهٔ شهرها، فقط اسم شهرِ من رو آورد و گفت مشهد سقوط کرد... خدا می‌دونه چه غروری از من خرد شد... من دی‌ماه رو نه می‌بخشم و نه فراموش می‌کنم... هرکس که در دی‌ماه دخیل بوده... حتی به لبخندی... حتی به یک جمله... حتی به یک سؤال... نه می‌بخشم... نه فراموش می‌کنم... وَ حتی اگر خانواده‌م باشه دیگه از من نیست. حالا به تلافیِ دی‌ماه، این مشهده که شما هررررررررررر خیابون و میدونی ازش سر بزنی تجمع داره، پرچم‌گردانی داره، صدای اللّه اکبر داره، مرگ بر آمریکا داره، مرگ بر آمریکا داره، مرگ بر آمریکا داره، ای جانم؛ مرگ بر آمریکا داره❣
سربه‌راه
مغزِ من همه‌چیز رو فرهنگی و بلندمدت تحلیل می‌کنه. این بچه‌ها رو که می‌بینم دارن پرچم‌گردونی می‌کنن، به هرکی نشون دادم گفت آخییییییی، عزیزمممممم! ولی من نشون دادم که بفهمه داره چه تحولی در تعلیم و تربیت اتفاق میفته! من نکته‌م رو می‌برم تو نشان؛ «تحول در تعلیم و تربیت». همون‌که هر سال میلیون‌ها تومان بودجه صرف‌ش می‌شه و سااااااعت‌ها جلسه و همایش که اتلاف وقت کنن و تهش درس حسین فهمیده رو از ابتدایی حذف می‌کنن چون روحیهٔ بچه حساسه(!) میارن تو کتاب دبیرستان، معلمی که با ریا استخدام شده می‌فرستن سر کلاس که به اون درس رسید بگه به‌درد نمی‌خوره و ازش عبور کنه(!) چرا امام حسین علیه السلام مثل امام حسن علیه السلام، از راهِ دیگری وارد نشد؟ چون امام حسن علیه السلام با آبرو می‌تونست دین رو اِحیا کنه و امام حسین علیه السلام با خون! نهمِ اسفند یکی هر دو رو فدا کرد برای چنین تحولی! «برای پرچم‌بازیِ بچه‌ها». این‌جا کسی هست رشتهٔ ضالّهٔ روان‌شناسی بخونه؟ بیاد توضیح بده «بازی» چه اثری در سرنوشتِ انسان‌ها داره...
سربه‌راه
مغزِ من همه‌چیز رو فرهنگی و بلندمدت تحلیل می‌کنه. این بچه‌ها رو که می‌بینم دارن پرچم‌گردونی می‌کنن،
من با چشمای خودم دیدم که بچه‌های سطلی‌ها هم شعارهای ما رو که از کوچه و خیابون به گوش‌شون رسیده یاد گرفتن و ناخودآگاه می‌گن :) من با چشمای خودم دیدم بچهٔ لختِ یه مادرلخت رو که یهو از روی چاله پرید و داد زد: تو رستم تهمتنی، بزن که خووووب می‌زنی :) وَ مادرش از این‌که جلوی ما، شعارهای ما رو داده، این‌قدر خشمگین شد که واقعاً زدش و خوب بچه رو زد(!) نور نور نور داره فراگیر می‌شه... اگر تا ظهرِ عاشورا دوام بیاریم... نور نور نور داره ظلمت رو پس می‌زنه اگر تا ظهر عاشورا خسته نشیم!