eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
آی بچه‌مذهبیای ایتا! از حضرتِ خدیجه سلام الله علیها❣ چی می‌دونین؟! شعارا و کلیشه‌ها رو نفرستید ها! خودتون... اونی که خودتون می‌دونین رو برام بفرستید! اصلا سه دقیقه با من درباره‌ی حضرتِ خدیجه سلام الله علیها صحبت کنید؛ جهان‌بینی‌شون، عبودیت‌شون، تطبیق شخصیتی با سایرِ زنانِ برجسته، پارادایمِ زیستی‌شون، ... . با تصورِ یه مناظره با من حرف بزنید که دارید با غیرت و افتخار از منتسب بودن به چنین زنی صحبت می‌کنید. منتظرِ پیام‌هاتون هستم. قبلِ نوشتن هم نیت کنید مباحثه‌ی علمی شه، ثوابش هدیه به حضرت خدیجه سلام الله علیها❣ @sarbehrah
ساعت ۱۲:۲۰ از شبکه سه قراره پخش شه؛ یک ساعت و نیم دیگه تقریبا. @sarbehrah
عزیزم موهات و بپوشون! فدات شم چادرت و سرت کن! مااااادرِ من، زیارت مستحب، حجاب واجب! خانومِ محترم با چادر عکس بگیرید! نازنینم حجابت! خانووووم! شما سنّی ازتون گذشته... این پوشش از شما بعیده! دخترِ گلم به احترامِ امام رضا جان حجابت رو کامل کن! عزیزِ من شلوارتون کوتاهه... ساقِ پاتون دیده می‌شه! فدات شم با این ناخونای کاشته نماز نداری ها... طهارت نداری... روزه نداری... زیارت نداری...! عزیزم زیارت اومدی، تالار عروسی که نیومدی... پاک کن آرایشت و! آقای محترم! همسرتون در منزل هرچه دلشون خواسته، در جامعه و خصوصا حرم، مطیعِ قانونِ شرع و جامعه‌ان! برادر! غیرت می‌گه زیباییِ همسرتون فقط برای شماست، پس مانعِ حجاب‌شون نباشید! خانوم شما چرا امر به معروف نمی‌کنین؟! (به خادم) عزیزم من دیدم خانوم بی‌چادر از جلوی شما رد شد چیزی نگفتید(!) از خادمی فقط اسمش و بردید؟! جناب شما خادمِ حرمید و موظف به امر به معروف، می‌خواید مستقیم به خانمی تذکر ندید، خادمینِ خانم رو هشیار کنین! خب مادرجان شما دیگه انجیرِ خشکید... (به موردی که خارج از وصفه!) خادمِ بی‌تفاوت نوبره(!) آقای خادم! امر به معروف رو جزوِ خدمت‌تون نمی‌دونین که بی‌رگ این گوشه با چوب‌پر ایستادین و فقط مسیر نشون می‌دید؟ مسیرِ عاقبت بخیریِ زوّار براتون مهم نیست؟ خواهرِ من! زیارتِ امام اومدی یا سنگ و طلا؟! مادرِ این آقا حجاب داشتن... خواهرشون حجاب داشتن... چطوری فهم‌شون کردید که با این پوشش روبروی گنبدشون اشک می‌ریزین؟! وَ... بخشی از لحظاتِ عبورم فقط از صحنِ آزادی به صحنِ انقلاب... زیارتِ فرحِ پهلوی از حرم رو‌ خوندین؟! فکر کنم در پیش داریم! @sarbehrah
سربه‌راه
عزیزم موهات و بپوشون! فدات شم چادرت و سرت کن! مااااادرِ من، زیارت مستحب، حجاب واجب! خانومِ محترم با
اگر مذهبیِ بی‌تفاوتِ بی‌بخارید؛ از صمیمِ قلب آرزو می‌کنم سایه‌تون از سرِ اسلام و مسلمین کم شه ان‌شاءالله! با تمامِ وجود ازتون برائت و بیزاری می‌جویم. با سلول سلولم ازتون بیزارم. @sarbehrah
سربه‌راه
آی بچه‌مذهبیای ایتا! از حضرتِ خدیجه سلام الله علیها❣ چی می‌دونین؟! شعارا و کلیشه‌ها رو نفرستید ها!
چند جوابی که برام فرستادید رو دارم بررسی می‌کنم؛ برخی نکاتی دارید که من یا نخونده بودم یا خلافش رو خوندم. اینه که مجدد دارم بررسی می‌کنم تا متقن و مستند صحبت کنم. اگه سین خورده پیام‌تون ولی جواب ندادم به این دلیله. صبور باشید لطفا🌿
وقتی رفته بودیم راه‌آهن که بریم کربلا، تو سالنِ راه‌آهن که منتظرِ گروه بودیم، یه خانمی شال‌شون افتاده بود. اومدم برم بگم، گفتم من و رفیق که امر به معروف می‌کنیم، ولی دوست اهلش نیست. می‌دونستم تفکرش رو قبول داره که اگه نداشت لیاقتِ دوستی نداشت، فقط می‌ترسه. بهش گفتم اینجا تنها نیستی، ما هستیم و هوات و داریم، برو محترمانه بگو شال‌ش رو سرش کنه و برو (بگو و برو). بدونِ هیچ مخالفت و بهانه‌ای رفت و گفت. وقتی رفت، ما پشتش بودیم دیگه، دیدیم خانومه سرش کرد، بهش گفتیم و تشویقش کردیم. این یعنی دوستم و شما «تفکرِ خیرِ امر به معروف و نهی از منکر» رو دارید، فقط چون تا حالا انجام ندادید ذهن‌تون کلی تراژدی ساخته و شیطان کلی بهانه چیده و نسبت بهش خوف دارید. ترس داشتن با «نخواستن یا مخالفِ واجب بودن» فرق داره. ترس داشتن با توکل و توسل و تلاش حل‌شدنیه، اما تفکرِ بی‌بخار بودن حل‌شدنی نیست... خدا بی‌بخارهای اصیل و تفکری رو واقعا مرگ بده، همه‌ی امامانِ ما رو «مذهبی‌ها» شهید کردن... کدوم امام رو یه کافر کشته؟! بعد که برید دونه‌دونه قاتل‌های ائمه علیهم السلام رو بررسیِ شخصیتی کنید متوجه می‌شید اینا غالبا مذهبی‌های بی‌بخارِ مخالفِ انجام‌وظیفه بودن و مانع‌تراشی هم داشتن (به زبان، به عمل، به مال، به لشکر، به هر روشی؛ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ!). بنابراین ناامید نشید، منم هنوز موقعِ امر به معروف کردن می‌ترسم، البته که از ضعفِ ایمانه، اگه وجودم فقط ترس از عظمتِ خدا بود، آرمان علی‌وردی می‌شدم و ناهید فاتحی... ولی تلاش‌مون رو بکنیم؛ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى😊 @sarbehrah
چشم❣ من بلاگر نیستم که برای معرفیِ کانال و جذبِ فالوور هزینه بگیرم و بکنم، محتوای خوب رو معرفی می‌کنم؛ کانال «معروفانه» رو هم یه نگاهی بندازید. صد با همه‌ی محتواشون موافق نیستم اما اغلب قابل قبوله. @sarbehrah https://eitaa.com/joinchat/1179058499C4ee0700aeb
جدا از این‌که سفردوست و اهلِ گشت‌وگذارم، از جواد قارایی یه نکته‌ی دیگه هم برام جالبه؛ کارش، علاقشه! یا شاید علاقه‌ش، کارشه! با کارش ذوق می‌کنه... عشق می‌کنه... زندگی می‌کنه... اصلا هم ربطی به سفر و گشت‌وگذارش نداره، تو همین تلویزیون کلی مستندِ ایران‌گردی و جهان‌گردیه که مجری‌هاش انگار به زور رفتن یه جایی و مشخصه اون لحظه که مثلا روی ارتفاعاتِ گیلان‌غربن فقط شغلشونه و راهِ درآمدشون، اما جواد قارایی به وضوح تو هر ثانیه‌ی شغلش منشوری از ذوق و شوق و عشقه! این‌که کار و تخصصت بخشی از زندگیت نباشه، بلکه زندگیت باشه خیلی مهمه! من شغل‌های مختلفی تجربه کردم و دارم؛ من می‌تونم با چهار ساعت ویراستاری یا تدریسِ روزی دو ساعت یه کارگاهِ نویسندگیِ سه‌روزه حقوقِ یک ماهِ معلمی بگیرم؛ حقوقِ معلمی برای حداقل‌های زندگی کردن هم کافی نیست، خصوصا ماهایی که حق‌التدریسی و جلسه‌ای هستیم، دردسراش و کاری که بعد از مدرسه هم هنوز ادامه داره اصلا تو حقوقش محاسبه نشده، اما فقطططططط معلمیه که علاقه و ذوق و عشق و زندگیمه❣ این لذتِ مدام رو که کار و تخصص‌تون، علاقه و زندگی‌تون باشه، برای همه‌تون دعا می‌کنم❤️ @sarbehrah
سربه‌راه
#زن_زندگی_آزادی #افتخارم @sarbehrah
کلمه‌ی «نبوغ» در لغت‌نامه‌ی دهخدا و معین؛ تیزهوشی، استعدادِ قوی، بسیار نیرومند، آدمِ فوق‌العاده بودن در مهارتی معنا شده. کلیدواژه‌های دقیق‌تر و عمیق‌تری برای توصیفِ چنین زنی وجود داره، اما من می‌خوام تمامِ ابعادشون رو حولِ محورِ یک واژه تفسیر کنم: نبوغ! من کنارِ اسمِ حضرتِ خدیجه سلام الله علیها❣ می‌نویسم نبوغ! وَ اولین بُعدی که دوست دارم ازش بنویسم؛ اقتصاد هست که الآن تیترِ یکِ تمووووووومِ دیدوبازدیدهای عید، نق‌وناله‌های سیاسی‌نما، جوابِ تمامِ امر به معروف و نهی از منکرها، طعنه و کنایه‌ها به حکومت و دولت، بهانه‌ی عدم ازدواج، بهانه‌ی عدم فرزندآوری، بهانه‌ی اغتشاش، بهانه‌ی عصیان، بهانه‌ی طغیان، بهانه‌ی گناه، بهانه‌ی کنارگذاشتنِ دین و کلی بهانه‌ی دیگه است! تو جواباتون نوشته بودید ایشون زنِ ثروتمندی بودن، تجارت می‌کردن، مهریه‌شون رو خودشون دادن که همه‌شون هم درسته، اما عمیق‌تر که نگاه کنیم می‌بینیم به همین سادگی نیست! بذارید دقیق‌تر با مثال براتون بگم: دوستای من متوهمانه گاهی حرف از سرمایه‌شون می‌زنن و متوهمانه‌تر خیال می‌کنن تونستن سرمایه‌ای برای خودشون کنار بذارن و با همین توهم هم خواستگاراشون رو تحقیر می‌کنن(!) باز رجوع کنیم به لغت‌نامه‌ی دهخدا یا معین وَ ببینیم معنای دقیقِ کلمه‌ی سرمایه چیه. دوستای من بعد از کلی کار کردن و سفر نرفتن و خوش نگذروندن و زندگی نکردن و حتی یه لباسِ خوب نخریدن و به تفریح نپرداختن، خدا تومن زیرِ قرض رفتن و چیزایی خریدن که تا زنده‌ان باید قرضاش و با قرض بپردازن(!) به مقروض بودن سرمایه نمی‌گن! این یکی از تبعاتِ کار کردنِ دخترا در سال‌های اخیره. که می‌رسه به سخت شدنِ ازدواج. می‌رسه به تن‌پرور شدنِ پسرا. متوقع شدنِ خانواده‌ها از دخترا. سوءاستفاده‌ی مدیران از زیردست‌های خانم در بحثِ اقتصادی و کلی آسیبِ اجتماعی دیگه. یعنی دوستانِ من اول از همه شغل‌هاشون رو خودشون به دست نیاوردن، دوم شغل‌هاشون با درس و تخصص‌شون هم‌خوانی نداره، سوم حقوق‌شون با میزان تلاش‌شون برابر نیست، چهارم نتونستن حداقل‌های یه زندگیِ معمولی رو داشته باشن و مایحتاجِ ضروری‌شون رو تهیه کنن، پنجم در توهمِ سرمایه داشتن افتادن، ششم تا هفت نسل زیرِ بارِ قرض رفتن، هفتم به خاطرِ قرض کردن از دیگران، چیزی که خریدن کلی صاحب داره، هشتم تبعاتِ توهمِ سرمایه‌داری‌شون کلِ زندگی‌شون رو برداشته. دوست اونه که عیبِ دوست رو بگه، اما این مسائل رو وقتی بیان کنی متأسفانه خیرخواهیِ پشتش دیده نمی‌شه و برچسبِ حسادت می‌خوری. از منظرِ همین توهمِ دخترای امروز بریم سراغِ حضرتِ خدیجه سلام الله علیها: ۱. ثروتِ خانوم به نقلِ تمومِ منابع، دست‌رنجِ خودشون بوده. یعنی کمکِ پدر و عمو و دایی و داداش نبوده! یه دوستی داشتیم با شاسی‌بلند اومده بود اردوجهادی. راه‌به‌راهم می‌گفت این و از پولای خودم خریدم. تهش و گرفتیم دیدیم طلاهاش و فروخته. اما طلاهاش و کی بهش داده بود؟ پدرش. سوادِ واژه‌شناسی و اقتصادی می‌گه به این نمی‌گن دست‌رنج! زیرشاخه‌ی ارث و نفقه قرار می‌گیره. ۲. خانوم تونستن از پول‌شون، پول دربیارن. دخترا الآن از پول قرض درمیارن، قرض و با قرض می‌دن، باد به غبغب می‌ندازن که ما سرمایه داریم(!) می‌دونین از منظرِ جامعه‌شناسی این توهمات چه مسیرهایی رو تغییر می‌ده؟! در سطح کاریِ جامعه، در بحث ازدواج و فرزندآوری، در ذائقه‌پروری پسر و دخترا، حتی خانواده‌ها! اون یکی دوستم یه آیفون گرفته دستش و هرجا می‌ره می‌گه این سرمایه‌مه تونستم بعد از یه سال کار کردن سرمایه‌دار شم(!) بابتِ سرمایه‌ش(!) نزدیکِ چهل میلیون قرض کرده... وَ حالاحالاها باید کار کنه تا قرضاش و بده... اقتصاد خوندین؟ با این واژه‌ها و اصطلاحات آشنا هستید؟ عمقِ فاجعه رو می‌فهمین؟ اومدم بهش بگم اگه اینه که پس لپ‌تاپِ من واقعا سرمایه است! یک و نیم صفحه داستان نوشتم شهرداری مشهد رو به بادِ فنا دادم، رتبه‌ی اول شدم و از شهردار سکه‌ی طلا گرفتم و فروختم و بدونِ هیچ قرضی لپ‌تاپ خریدم! اما دوستی نکردم که برچسب حسود نخورم و خیرخواهیم محو نشه! ۳. وقتی به‌جای قرض روی قرض، پول روی پول بیاد، می‌تونی دایره‌ی تولید یا خدمت رو گسترش بدی و کارآفرینی کنی. خانوم با پولی که زورِ نبوغِ خودشون بوده، سرمایه جمع کردن، تونستن کارآفرینی بکنن و جمعِ بیشتری رو شاغل کنن. پیامبر رو وقتی به عنوانِ نماینده‌ی خودشون گرفتن که می‌خواستن یه کاروانِ تجاری بفرستن شام و نیرو نداشتن. یعنی پیامبر از چرخه‌ی اقتصادیِ خانوم واردِ زندگی‌شون شدن. ۴. وَ به نظرِ من مهم‌ترین بخشِ اقتصادی خانم، این شماره است! ما خیلی ثروتمند داریم؛ زن و مرد. اما بخشی در توهماتِ مذکورن، بخشی فریفته به مالِ دنیا. قلیلی از مؤمنین و مؤمنات هستن که ثروت مدهوش‌شون نکرده و همون رو «انفاق» می‌کنن. @sarbehrah