eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
ایشون هم شیخ طبرسی؛ یکی از شاخ‌های تفسیر قرآن هستن. همون‌که زنده‌به‌گور شد و تو قبر نذر کرد نجات پیدا کنه، تفسیر بنویسه. داخلِ حرم، کنارِ باغ رضوان. مرقدشون دارالتفسیر هم هست و طالبِ علم باشید، اینجا هست. @sarbehrah
سربه‌راه
@sarbehrah
صبر و استمرارم از فضلِ خدا به بار نشسته و یک نفر شده هفت نفر 😊 حالا هفت نفر سحرها بیدارن که بتونن پیام‌هاشون به من رو جواب بگیرن؛ چه کارشون درسی باشه، چه شخصی. مدیرم یه پیامِ سربسته روی گروهِ همکارها گذاشتن و از این‌که برای عیدِ دخترا هم برنامه داشتم تشکر کردن، این یعنی وقتی برم مدرسه بیشتر از قبل مغضوبِ همکارانم خواهم بود... که به هسته‌ی خرمای دمِ افطارم 😁 نه آموزش، نه پرورش تعطیلی‌بردار نیست. نهما سالِ دیگه می‌رن، برای هفتما و هشتما هم معلوم نیست من باشم یا نباشم، اگه هدف و دغدغه‌ای دارم باید تا آخرین روزی که دخترا با من هستن رو مثلِ طلا قدر بدونم... باید یه کلمه‌ی «چخبر؟» ِ شرورترین دخترِ نهمِ دو رو قدر بدونم و از این پیامش که نشونه‌ی محبتشه و من رو میانه‌ی جذابیت‌های عیدش فراموش‌ نکرده کمالِ استفاده رو بکنم. تکالیفِ اختیاریِ عیدشون رو‌ کاملا هدفمند ریختم: هم درسای آزادِ کتاب‌شون رو بدونِ گرفتنِ وقتِ کلاسم جمع کردم، هم درساشون براشون مرور می‌شه، هم می‌رن سراغِ تربیتی‌ترین کتابِ مؤثرمون گلستانِ سعدی که پیش‌نیازِ سیاست‌مداری، کارِ فرهنگی، خانواده‌داری و روابط حسنه، دین‌مداری، دنیاداری، مشاغل وَ وَ وَ... هست، هم راهیه برای نمره گرفتن و تکوینی‌هاشون تقویت می‌شه، هم از بیهودگی‌های عید کمی در امانن. اگه دارین فکر می‌کنین کدوم دانش‌آموزیه که تعطیلاتِ عید چنین تکالیفِ آنلاینی بفرسته که قابلِ دور زدن و از دیگران و نت گرفتن نیست، باید بگم من بین‌الطلوعین‌هام با صدای شیرینِ دخترام می‌گذره که هی برام گلستان‌خوانی می‌فرستن و مثلا از پنج‌تا، فقط یکی تأیید می‌شه و ایراداتِ چهارتای دیگه رو براشون توضیح می‌دم و بدوبدو‌ می‌رن تا دهم باز اصلاحیه بفرستن😍 تقریبا هر روز مراجعه به گلستان دارن و هر کدوم با یه خلاقیت در تلاشن از من امتیاز بگیرن؛ یکی با زیرصدای موسیقی، یکی شبیهِ اخبار، یکی تصویری... من غرق می‌شم تو زیبایی... تو شعر و ادبیات و موسیقی... بهترین‌ها رو می‌فرستم روی گروه‌های درسی‌شون و همین ترغیب‌شون می‌کنه بقیه‌شون هم واردِ گود شن... با این‌که سرِ یک کلمه‌ی نادرست خونده‌شده حتی به لحن، کل حکایت رو از دورِ امتیاز حذف می‌کنم و مو رو از ماست می‌کشم بیرون، ولی هی برام اصلاحیه می‌فرستن و گلستان‌خوان‌های قهّاری شدن😍😍😍 بیکارم؟ نه! این کارِ منه، دغدغه‌ی منه، تفکر و تلاشِ منه. بابتش حقوق می‌گیرم؟ نه! من به حقوقم نیاز دارم و باهاش زندگی می‌کنم، اما برای حقوق معلم نشدم! معلمی بخشی از اهدافِ جهادی منه❣ هم‌زمان روزی یک پیشنهاد برای تعطیلات‌شون دارم؛ امروز دیدنی، فردا شنیدنی، پس‌فردا خوندنی... به‌جای این‌که امر و نهی کنم فیلمِ کره‌ای نبینین... این خزعبلاتِ گوش‌خراش رو گوش نکنین... تو صفحاتِ اینستاگرام فریب نخونین، براشون جایگزین در نظر می‌گیرم، محتوای مفید دمِ دست‌شون می‌ذارم. مثلِ بسته‌ی پیشنهادیم بعد از امتحاناتِ ترم اول که اینجا نوشتم چقدر دوست داشتن و چقدر ازم تشکر کردن و سرِ کلاسا برام کف‌ زدن و رفته بودن به دبیرای دیگه گفته بودن خانم فارسی بعد از امتحانا به ما خدا قوت گفتن و برامون بسته پیشنهادی فرستادن، چرا شما هیچی نگفتین؟!😂😂😂 تعطیلات حتی یک روز هم بی‌خبر از کلاسام و دخترام نبودم و هر سه گروهِ درسام در تمامِ پایه‌ها فعال بود. بدونِ اجبار، بدونِ زجر، با کلی رنگ و لعاب، کنارِ دخترام موندم و با اعتقاد می‌گم، اینها راهِ من رو برای خیلی کارها باز می‌کنه... بچه‌ها می‌فهمن کدوم معلم واقعنی دوست‌شون داره و کدوم یکی به زبان... می‌فهمن کدوم دبیر به یادشون بوده و کدوم فقط به زبان... هفته‌ی دیگه چنین شبی با دهانِ آسفالت‌شده از مدرسه و خصوصی‌ها برگشتم خونه و احتمالا کوهِ برگه دارم، با ماراتنِ امتحاناتِ خرداد و اینجا کلی ناله می‌کنم😁 اما یادم نمیاد وقتی شده باشه که قلبم از مِهرِ دخترام خالی باشه...❤️ یک نفر بیدار در سحرِ ماهِ رمضان، شده هفت نفر... به‌جای صفحاتِ اینستاگرام، گلستان دست گرفتن... خدای قهّارم😍 من صبورم... من در معلمی صبورم و امّیدوار😊 بذرهای کوچکم جوانه می‌زنه... رشد می‌کنه... قد می‌کشه... «وَ دستِ منبسطِ نور، روی شانه‌ی آن‌هاست»☺️ @sarbehrah
سربه‌راه
چشم❣ من بلاگر نیستم که برای معرفیِ کانال و جذبِ فالوور هزینه بگیرم و بکنم، محتوای خوب رو معرفی می‌کن
۱. یه دختر واردِ محلی که بودیم شد. وضعِ حجابِ خرابی داشت. البته کشفِ حجاب نبود ولی حجاب‌ش جالب هم نبود. ناخن‌شم کاشت بود. دوستم به زیبایی و نهاااااایتِ خوش‌اخلاقی باهاش سلام علیک کرد و پرسید شما مجردین یا متأهل؟ دختره انگار با دوستاش داره حرف می‌زنه (به‌خاطرِ شروعِ خوبِ گفتمانیِ دوستم) با خنده جواب داد مجردم. دوستم همون‌طور با خنده بهش گفت ای جان! خب خدا رو شکر :) بعد روش رو کرد به من و مشغولِ حرفِ خودمون شد. دختره مشتاق و دوستانه گفت چطور؟ چون پسرِ آدم پیدا نمی‌شه؟! دوستم برگشت با همون خنده و انرژیِ خوب گفت نه بابا! پسرِ خوب هم داریم، چون فعلا فقط نماز و روزه‌ت به گردنته و اگه دور از جونت قبل از پیری از دنیا نرفتی، باید هی نماز بخونی و روزه بگیری که گردنت نمونه. دختره با تعجب نگامون کرد و پرسید چرا؟! دوستم دستاش و گرفت و گفت به خاطرِ ناخونات دیگه :) تا شوهر نکردی فقط نماز و روزه‌هات به فَناست، خیلی بهتر از اینه که کلِ نسلت به فنا باشه! شوهر کردی برداری ها! وگرنه غسل و طهارت نداری، نسلت ناپاک می‌شه... بعد دوباره روش و کرد به من و مشغولِ حرفِ خودمون شد. حواسم به دختره بود؛ هاج‌وواج اول به ما نگاه کرد، بعد به ناخوناش. همون‌جور هاج‌وواج هم رفت :) ۲. رفیق تو‌ صف بود. یه خانومی بدونِ صف اومد بره جلو. بی‌بخارهای بی‌رگ و ریشه که روزه بودن و اتفاقا حجابای خوبی هم داشتن هیییییییییییچی نگفتن :) شبیهِ ابن‌ملجم و شمر و خوارج و کوفه‌ی ۶۱ هجری :)) رفیق صداش زد و پرسید از کدوم صف داری می‌ری؟! خانومه فهمید ولی به روی خودش نیاورد و با وقاحت جواب داد از صفِ وسط(!) بازم صدا از روزه‌دارهای نمازخونِ توی صف بلند نشد :)) مثلِ مردمی که «الغارات» توصیف می‌کنه... همونا که امیرالمؤمنین نفرین‌شون کردن... که خدا بی‌علی‌شون کنه... رفیق گفت صفِ وسط نداریم که(!) خانومه چرت‌وپرت جواب داد و برنگشت. رفیق گفت بقیه رو نمی‌دونم، من و هم فرض کن حلال کردم، ولی حق‌الناس واجبه، بعید می‌دونم خدا ازت بگذره :) نهی از منکرش و در بی‌بخاریِ مذهبی‌های گوگولیِ بی‌رگ‌وریشه‌ی ترسو و خاک‌برسر انجام داد :)) ۳. رفیق می‌گه سیزده به‌در و چه کنیم؟ می‌گم من که نای بیرون رفتن ندارم. می‌گه بیرون رفتن و نمی‌گم، روزِ شهادته، ماهِ رمضانه، حرمت نگه نمی‌دارن. بیا با هم بریم جاهای شلوغ و بالاشهر فقط برای امر به معروف و نهی از منکرِ حجاب و روزه‌خواری و آهنگ و کثافت‌بازی... من: جوووووووون :)) گورِ بابای هرچی اختلافِ سلیقه! من فدای اشتراکِ عقیده و جهاد❣😍❤️ خدایا بابتِ رزقِ دوست و رفیقِ امام زمانی هزاااااااااااران بااااااار ازت متشکرم❤️❤️❤️ الحمدلله. الحمدلله. الحمدلله😍 ماشاءالله و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. @sarbehrah
محضرِ امام رضا جان هستم. وقتی حرم‌نشینم و سایه‌‌ی سر دارم تو کَتَم نمی‌ره روز و شب‌های مهم یا برای اتفاق‌های مهم جایی جز حرم باشم. وَ مگه داریم مهم‌تر از شب‌های قدر که کلللللللِ روز و شب‌های دیگه‌مون رو رقم می‌زنه... قبلا نوشتم؛ نمی‌خوام من بگم چطور، یه دودوتا چهارتای عقلیه، همممممممه‌چیز به ظهور ربط داره... شِفای بیمارتون... قبولیِ کنکورتون... پیروزیِ غزّه... ازدواج‌تون... شغل‌تون... بچه‌تون... همه‌چیز به ظهور ربط داره... امشب فقط دعا کنیم ظهور شه... امشب دعا کنیم تقدیرِ امسال‌مون ظهور باشه... ظهور... ظهور... همه‌چیز به ظهور ربط داره... برای دعای دیگه‌ای پتانسیل نذاریم... من نمی‌فهمم وقتی دعا می‌کنیم الهی غزّه پیروز شه یعنی چی؟! خب ظهوره که ظلم و استکبار نداره... وقتی تقدیرمون ظهور باشه، ما ان‌شاءالله جزوِ فراهم‌کنندگانِ زمینه‌ی ظهور باشیم، دیگه ظلم و استکبار و نامردی و ناکامی می‌مونه؟! خواهش می‌کنم امشب امام بخواین... ما نسلِ امام‌ندیده باشیم خیلی خسرانه... @sarbehrah
دفاعِ از حرم یعنی قرارِ جنگ اگر باشد زمینِ کارزارِ ما تل‌آویو است تهران نه! مطمئنم قیامت بعد از حساب‌وکتابِ اعمالم، یه پرونده‌ی قطور برام باز می‌کنن و فقط بابتِ یک نعمت که اون‌طور که باید شکرگزارش نبودم، ازم حساب می‌کشن؛ نعمتِ جمهوریِ اسلامیِ ایران... می‌شد یه دختر تو کشورِ زنازاده‌ها؛ فرانسه بودم... یا یکی از دخترای آسیب‌دیده‌ی آمریکا... یا دختری آواره از افغانستان... یا دختری آزرده از غزّه... اما خدا به من منّت گذاشت و من رو ایرانی آفرید❤️❤️❤️ تنها کشورِ شیعه‌ی دنیا... تنها کشورِ امنِ غربِ آسیا... تنها کشورِ اسلامیِ عزت‌مند... هزار الحمدلله❣ هزار الحمدلله❣ هزار الحمدلله❣ @sarbehrah