سربهراه
#سفرنامه #عراق #با_ذکر_دعای_فرج @sarbehrah
ما خانهبهدوشان غمِ سیلاب نداریم
ما جز پسرِ فاطمه(س) ارباب نداریم❣
#سفرنامه
#عراق
#با_ذکر_دعای_فرج
@sarbehrah
سربهراه
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰه السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِين السّ
من از دور
از روی ابرها دورت بگردم❣
من از دور
از پیِ فاصلهها تصدّقت بشم❣
آقای امام حسین!
باشه!
قبول!
من بدم اما تو سربهراهم کن
بده اجازه که باشم همیشه دور و برت😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
صبحت بخیر آقای من❤️
@sarbehrah
از پنجشنبه که تعطیل شدم، در حالِ خور و خواب و یَلّلیتَلّلیام :) باور نمیکنین اما هنوز سیرخواب نشدم :) ولی حوصلهم سر رفته!
لذا بلند شدم و زندگی رو از سر گرفتم؛
فرم هدایت تحصیلیِ نهمام رو پر کردم، کلاسای خصوصیِ امروزم و سامون دادم، برای مسابقهی ماه رمضانِ آموزش و پرورش متن نوشتم (آموزش و پرورش نه تخصصی کار میکنه، نه داوریش داوریِ تخصصی هست، نه جایزه تندیس و پول میده، یه مشت کاغذ به اسمِ گواهی برات صادر میکنه که تُف هم نمیارزه! پس چرا شرکت میکنم؟ برای به رخ کشیدنِ تخصص و مهارتم!
اسمش غرور بشه یا خودستایی یا هرچی ابدا برام مهم نیست! تو مدارس و آموزش و پرورش با تمومِ قوا تلاش میکنم بهترین باشم که پشتِ سرم شاگرد و همکار و مدیر و معاون و والدین بگن همون معلم حکومتیه... همون که رهبر رهبر میکنه... همون که انتخابات شرکت کرد... همون که کربلا میره... همون که مذهبیه... همون که محجّبه است و امر به معروف و نهی از منکر میکنه، همون از همه بهتر تدریس میکنه، از همه دستودلبازتره، از همه کتابخونتر و بهروزتر و آگاهتره، از همه با بچهها رفیقتره، از همه باسوادتره، همه پیام نور و آزاد خوندن اون فردوسی خونده، رتبه کنکور داره، تو فلان مسابقه بُرده، از همه فعالتره،... اینا مهمن! وقتی چادر سرته و دم از رهبر و انقلاب و شهدا و تمدن اسلامی میزنی، اینا مهمن و بهانهناپذیر.
حالام با همهی توانم متنِ زیبایی نوشتم و برای مسابقه ارسال کردم)،
تکالیفِ اختیاری و نمرهسازِ عیدِ دخترام رو هم طراحی کردم و سحر فرستادم روی گروهاشون.
بعد از کلاسام برگردم خونه، شروع میکنم به تمیز کردنِ اتاقم. اتاقتکونی ندارم چون حوصله و وقتش و نداشتم، باشه انشاءالله قبل از عیدِ غدیر. اتاقمم تمیزه و همین تابستونی اسااااااااسی تکوندمش که تو مدرسهها وقت ندارم دورم تمیز باشه. فقط دلم پهن کردنِ سفرهی هفتسین میخواد که نمیشه... سفره ها! نه این کاسهکوزههای تزئینیِ رومیز و رواُپن... نه! هفتسین یه سنتِ آبا و اجدادیِ زیبا و پرمفهومه... من عاشقِ مفاهیمم... عاشقِ پهن کردنِ سفره که معناش برکته... عاشقِ پهن بودنش تا هفت روز یا بیشتر که یعنی ما آغوشمون برای حبیبِ خدا؛ مهمان، بازه... عاشقِ ظرفهای واقعیِ پر از سماق و سمنو، نه این دکوریهای دست نزنی خراب میشه(!)... عاشقِ قرآن و اسکناسهای با صفرِ کم اما پربرکتِ بینِ صفحاتش... از این هفتسینای پروفایلی و استوریبازی بیزارم که سلیقهای پشتش نیست و مثلِ سر و صورتِ آدما که کپی از هم شده، کپی و تکراری و تحمیلشدهاس... .
راستی دخترام آمارِ آنلاین بودنِ سحرم و فهمیدن و یه روزنهی نور تابیده؛ یکیشون سحر بیدار بود که بتونه با من صحبت کنه :) آخرِ مکالمهمون گفتم چیزی تا طلوع نمونده، بیدار بمون، طلوع که شد بخواب. پرسید چرا تا طلوع نخوابم؟ وَ قراره این سحر جوابش و بدم :))
حقوقها رو هم ریختن و بعد از واریزِ سهمِ امام زمان ارواحنا فداه، بریم که کمی ولخرجی کنیم :)) برای کلاس ششمیها هم میخوام عیدی بخرم چون با همهی کوچولوییشون، خوب پیش اومدن و تو ترمِ جدید اندازهی شاگردنهمام بلدن :))
یه پیشنهادِ راهیان نورِ خفن با قم و جمکران و شاهعبدالعظیم علیهالسلام هم دارم که سلوووووووولسلولِ وجودم میخوادش اما سرِ اینکه زیارت مستحبه و روزه واجب بیخیال شدم😭😭😭
آی شهداااااا جای من پیشتون سبز😭❣
@sarbehrah
سربهراه
از پنجشنبه که تعطیل شدم، در حالِ خور و خواب و یَلّلیتَلّلیام :) باور نمیکنین اما هنوز سیرخواب نش
ماه رمضان باید اردو جهادی رفت که اینقدر این سالهای اخیر از جهادی فقط «اردو»ش مونده که اصلا نمیتونی بگی ماه رمضان(!)
جهادگرامون اوف میشن لبِ روزه برن خدمت😁 خودسازی هم فقط تا تئوریِ طرحِ ولایته و عین.صاد گفته و زیرش خط بکشیم و بذاریم پروفایل و بیوگرافی خوبه. عمل؟! نوچ نوچ! ما اول باید خودمون و بسازیم😜 زیرِ بادِ کولر... در پادگانهای مجهزِ بسیج... با پلوجوجی که از سپاه میارن... در یه روستای خوشآبوهوا و پر از جاذبههای دیدنی و رزومهپُرکن که باید به ما احترام بذارن چون ما رفتیم از بدبختی نجاتشون بدیم😄😅
تقبّل الله و علٰی برکت الله👍
@sarbehrah
دارم برای پسرم تمرینهای هفتهی بعدش رو مینویسم که حل کنه. جلسهی دومش با منه و هنوز من باهاش راحت و صمیمی نیستم، اما اون خیلی بیمقدمه و ناگهانی میپرسه: حالا از بینِ همهی اماما چرا امام حسین؟
من با تعجب نگاهش میکنم و دست از نوشتن میکشم. دارم فکر میکنم مثالی، جملهای، چیزی دیده که توش امام حسین علیه السلام داره؟ با تعجب میگم چی؟!
با همون لحن و صدای دوستداشتنیِ بچگونه و شینی که میزنه جواب میده: مامانم گفتن شما خیلی امام حسین رو دوست دارین، قبلا که به خواهرم درس میدادین هم همهش میرفتین کربلا، برای منم کلاس میخواستن کربلا بودین. مامانم گفتن چون شما خیلی امام حسین رو دوست دارین. چرا؟!
شوکه شدم... لبخند میزنم و به یه جمله بسنده میکنم که چون امام حسین علیه السلام فرق دارن.
دوباره مشغولِ نوشتن میشم که مُصرّانه ادامه میده: خب چرا؟ چرا این همه امام داریم شما امام حسین رو بیشتر دوست دارین؟
دست از نوشتن میکشم. نگاهش میکنم. باهاش صمیمی نشدم اما تو دو جلسه شناختمش که بدونم وقتی کلید کنه رو مطلبی، ولکن نیست.
صادقانه بهش میگم اگه بگم چرا، احساساتی میشم و نمیتونم خودم و کنترل کنم.
ولی ولکن نیست! حرفش و تکرار میکنه. این خاصیتِ باهوشهاست؛ مسأله باید براشون حل شه، هرجوری شده، شده! حاء میم هم اینطوری بود. باهوشای واقعی... تو دخترام باهوش ندارم، راحت میشه پیچوندشون. اما باهوشا رو الآن جواب ندی، دو جلسه دیگه باز میپرسن و بالاخره مجبورت میکنن.
منم شبیهِ تدریسم، جدی، تصویری و مفهومی دستمال کاغذیِ تو دستم و پهن میکنم روی کتابش و بهش میگم این زندگیِ من بود. هیچکس نمیتونست تکونش بده. هیچکس نه جرأتش و داشت، نه زورش و.
بعد دستمال کاغذی رو برداشتم و تکوندم.
گفتم امام حسین علیه السلام اومدن و زندگیم و تکوندن. نه به جرأت، نه به زور. فقط با یک نگاه!
وَ اشکام ریخت.
با همون دستمال اشکام و پاک کردم و بی هیچ مکثی مشغولِ نوشتن شدم.
پسرک جوابش رو گرفته بود. به تکالیفش نگاه کرد و مشغولِ تحلیلِ دستور زبانی شد.
@sarbehrah
بدِ صداوسیما رو گفتم، خوبشم بگم :)
آیفیلم دهِ شب، در چشم باد گذاشته😍 تو پیاماتون به یکی معرفی کرده بودم و جالبه که پخشش کردن و هنوز قسمتای اولشه.
رمانِ «جادهی جنگ» رو اگه بشناسین، این فیلم براساس اون ساخته شده. سال ۹۱ که رمان هنوز ۷_۸ جلد بود و من با روزنامه خراسان کار میکردم، برای پروژهی کاری رمان رو خوندم. نویسندهش همشهریِ خودمه، رمانش هم خیلی جوندار و پرکِشش بود، اما دیگه نشد که بقیهی رمان رو بخونم (ظاهرا تا بیست جلد شده).
فیلم هم پرکِشش هست، تاریخِ رنج و ایستادگیِ ایرانِ جانمونه. هم فیلم رو بذارین تو لیستِ دیدنیهاتون، هم کتاب رو بذارین تو لیستِ خوندنیهاتون... البته که قیمتِ کتاب شد صفحهای و بعید میدونم دیگه دستمون به کتابی برسه...
@sarbehrah
چندین ساله سالِ کهنهم و تحویلِ آقا امام رضا جان میدم که متخصصِ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَات هستن و سالِ جدیدم رو از دخیلِ گوشهی عبای مبارکشون تحویل میگیرم.
امشبم به لطفشون بهم اجازه دادن.
تا نشستم یکی از رفقای جهادی رو دیدم که اونم تا صبح حرمه، سلام علیکم تموم نشده بود که یکی از همسفرای نیمهشعبان صدام زد.
خِیره... وقتی یه طرفت رفیقِ جهادیته، یه طرفت همسفرِ کربلات، ینی خیرِ کثیر در پیشه...
انشاءالله سالِ نو مبارکه به ظهورِ اماممون...
یا صاحبالزمان!
من امسال فقط ظهورتون رو دعا میکنم... بیاین... تو رو خدا بیاین... به خاطرِ مردمِ غزّه... به خاطرِ مردمِ دکِّباهو... به خاطرِ مستضعفین... به خاطرِ گناهکاری مثلِ من که امیدش شمایید...
@sarbehrah
سربهراه
چندین ساله سالِ کهنهم و تحویلِ آقا امام رضا جان میدم که متخصصِ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَ
مُرتَقِبٌ لِدَولَتِکُم........
مثلِ صحنِ حضرتِ زهرای حرمِ امیرالمؤمنین علیهم السلام...😭❣
دعا میخوندیم...
میخوردیم...
میآشامیدیم...
اسراف نمیکردیم...😁
میخوابیدیم...
بیدار میشدیم...
نماز میخوندیم...
زیارت میکردیم...😭😭😭
به شما از دور...
از خیلی دوووووور سلام😭❤️❣😍😭
@sarbehrah
سلام علیکم و رحمة الله و برکااااااااااته😀
سالِ نو مبارکا🌿
عیدتون مبارکا🌻
انشاءالله سالمون مبارک به ظهور... مبارک به هر روز عید به گناه نکردن... مبارک به عبودیت... مبارک به رشد... ❣
حجمِ زیادی از وقتم رو گذاشتم برای شاد که محبتِ دخترام رو جواب بدم. اول یه تبریکِ خاص و پر از مفاهیم برای همهشون روی گروههای درسی ارسال کردم و بعد هم تک به تک پیامهای خصوصیشون رو خوندم و الطاف و محبتهاشون رو متناسب با شخصیتِ خودشون جواب دادم و برای هیچکدومشون پیامی رو کپی نکردم.
برام وقت گذاشته بودن، براشون وقت گذاشتم.
شرطِ اولِ معلمی، عاشق بودنه.
فقط وقتی دلسوزِ سرنوشتِ کسی هستی که بهش محبت داشته باشی... مطمئنم از دروسم کمتر یادشون میمونه و از خودم و رفتارم بیشتر و خیلی موندگارتر.
همهی تلاشم رو کردم از معلمی که اهلِ ولایت فقیه و انقلابه و اِلِمانِ مذهبی داره، تبریکها و تشکراتِ مخصوصی دریافت کنن که گوشت بشه به تنشون.
حتی یه دونه دختر بسیجیِ مدرسهمون که قبلا دربارهش حرف زده بودم و زمین تا آسمون فرق کرده و تونست ازم نمرهی بالایی در ارائه بگیره رو هم متناسب با خودش و طوری که متوجهِ نکات بشه پاسخ دادم.
بیذوقترین و از سر بازکُنترین پیامِ تبریکم هم یه نصف خط بود برای گروهِ همکارام😂
زنگام رو هم بزنم و بیام که هی بنویسم از زنی که مایهی فخرِ منه... زنِ باشکوهی که فکر کردن بهشون بهم قدرت میده و حرف زدن ازشون رو رزق و برکت میدونم...
پس برمیگردم به عشقِ حضرتِ خدیجه سلام الله علیها❣
@sarbehrah
آی بچهمذهبیای ایتا!
از حضرتِ خدیجه
سلام الله علیها❣
چی میدونین؟!
شعارا و کلیشهها رو نفرستید ها!
خودتون...
اونی که خودتون میدونین رو برام بفرستید!
اصلا سه دقیقه با من دربارهی حضرتِ خدیجه سلام الله علیها صحبت کنید؛
جهانبینیشون، عبودیتشون، تطبیق شخصیتی با سایرِ زنانِ برجسته، پارادایمِ زیستیشون، ... .
با تصورِ یه مناظره با من حرف بزنید که دارید با غیرت و افتخار از منتسب بودن به چنین زنی صحبت میکنید.
منتظرِ پیامهاتون هستم. قبلِ نوشتن هم نیت کنید مباحثهی علمی شه، ثوابش هدیه به حضرت خدیجه سلام الله علیها❣
@sarbehrah