سربهراه
از پنجشنبه که تعطیل شدم، در حالِ خور و خواب و یَلّلیتَلّلیام :) باور نمیکنین اما هنوز سیرخواب نش
ماه رمضان باید اردو جهادی رفت که اینقدر این سالهای اخیر از جهادی فقط «اردو»ش مونده که اصلا نمیتونی بگی ماه رمضان(!)
جهادگرامون اوف میشن لبِ روزه برن خدمت😁 خودسازی هم فقط تا تئوریِ طرحِ ولایته و عین.صاد گفته و زیرش خط بکشیم و بذاریم پروفایل و بیوگرافی خوبه. عمل؟! نوچ نوچ! ما اول باید خودمون و بسازیم😜 زیرِ بادِ کولر... در پادگانهای مجهزِ بسیج... با پلوجوجی که از سپاه میارن... در یه روستای خوشآبوهوا و پر از جاذبههای دیدنی و رزومهپُرکن که باید به ما احترام بذارن چون ما رفتیم از بدبختی نجاتشون بدیم😄😅
تقبّل الله و علٰی برکت الله👍
@sarbehrah
دارم برای پسرم تمرینهای هفتهی بعدش رو مینویسم که حل کنه. جلسهی دومش با منه و هنوز من باهاش راحت و صمیمی نیستم، اما اون خیلی بیمقدمه و ناگهانی میپرسه: حالا از بینِ همهی اماما چرا امام حسین؟
من با تعجب نگاهش میکنم و دست از نوشتن میکشم. دارم فکر میکنم مثالی، جملهای، چیزی دیده که توش امام حسین علیه السلام داره؟ با تعجب میگم چی؟!
با همون لحن و صدای دوستداشتنیِ بچگونه و شینی که میزنه جواب میده: مامانم گفتن شما خیلی امام حسین رو دوست دارین، قبلا که به خواهرم درس میدادین هم همهش میرفتین کربلا، برای منم کلاس میخواستن کربلا بودین. مامانم گفتن چون شما خیلی امام حسین رو دوست دارین. چرا؟!
شوکه شدم... لبخند میزنم و به یه جمله بسنده میکنم که چون امام حسین علیه السلام فرق دارن.
دوباره مشغولِ نوشتن میشم که مُصرّانه ادامه میده: خب چرا؟ چرا این همه امام داریم شما امام حسین رو بیشتر دوست دارین؟
دست از نوشتن میکشم. نگاهش میکنم. باهاش صمیمی نشدم اما تو دو جلسه شناختمش که بدونم وقتی کلید کنه رو مطلبی، ولکن نیست.
صادقانه بهش میگم اگه بگم چرا، احساساتی میشم و نمیتونم خودم و کنترل کنم.
ولی ولکن نیست! حرفش و تکرار میکنه. این خاصیتِ باهوشهاست؛ مسأله باید براشون حل شه، هرجوری شده، شده! حاء میم هم اینطوری بود. باهوشای واقعی... تو دخترام باهوش ندارم، راحت میشه پیچوندشون. اما باهوشا رو الآن جواب ندی، دو جلسه دیگه باز میپرسن و بالاخره مجبورت میکنن.
منم شبیهِ تدریسم، جدی، تصویری و مفهومی دستمال کاغذیِ تو دستم و پهن میکنم روی کتابش و بهش میگم این زندگیِ من بود. هیچکس نمیتونست تکونش بده. هیچکس نه جرأتش و داشت، نه زورش و.
بعد دستمال کاغذی رو برداشتم و تکوندم.
گفتم امام حسین علیه السلام اومدن و زندگیم و تکوندن. نه به جرأت، نه به زور. فقط با یک نگاه!
وَ اشکام ریخت.
با همون دستمال اشکام و پاک کردم و بی هیچ مکثی مشغولِ نوشتن شدم.
پسرک جوابش رو گرفته بود. به تکالیفش نگاه کرد و مشغولِ تحلیلِ دستور زبانی شد.
@sarbehrah
بدِ صداوسیما رو گفتم، خوبشم بگم :)
آیفیلم دهِ شب، در چشم باد گذاشته😍 تو پیاماتون به یکی معرفی کرده بودم و جالبه که پخشش کردن و هنوز قسمتای اولشه.
رمانِ «جادهی جنگ» رو اگه بشناسین، این فیلم براساس اون ساخته شده. سال ۹۱ که رمان هنوز ۷_۸ جلد بود و من با روزنامه خراسان کار میکردم، برای پروژهی کاری رمان رو خوندم. نویسندهش همشهریِ خودمه، رمانش هم خیلی جوندار و پرکِشش بود، اما دیگه نشد که بقیهی رمان رو بخونم (ظاهرا تا بیست جلد شده).
فیلم هم پرکِشش هست، تاریخِ رنج و ایستادگیِ ایرانِ جانمونه. هم فیلم رو بذارین تو لیستِ دیدنیهاتون، هم کتاب رو بذارین تو لیستِ خوندنیهاتون... البته که قیمتِ کتاب شد صفحهای و بعید میدونم دیگه دستمون به کتابی برسه...
@sarbehrah
چندین ساله سالِ کهنهم و تحویلِ آقا امام رضا جان میدم که متخصصِ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَات هستن و سالِ جدیدم رو از دخیلِ گوشهی عبای مبارکشون تحویل میگیرم.
امشبم به لطفشون بهم اجازه دادن.
تا نشستم یکی از رفقای جهادی رو دیدم که اونم تا صبح حرمه، سلام علیکم تموم نشده بود که یکی از همسفرای نیمهشعبان صدام زد.
خِیره... وقتی یه طرفت رفیقِ جهادیته، یه طرفت همسفرِ کربلات، ینی خیرِ کثیر در پیشه...
انشاءالله سالِ نو مبارکه به ظهورِ اماممون...
یا صاحبالزمان!
من امسال فقط ظهورتون رو دعا میکنم... بیاین... تو رو خدا بیاین... به خاطرِ مردمِ غزّه... به خاطرِ مردمِ دکِّباهو... به خاطرِ مستضعفین... به خاطرِ گناهکاری مثلِ من که امیدش شمایید...
@sarbehrah
سربهراه
چندین ساله سالِ کهنهم و تحویلِ آقا امام رضا جان میدم که متخصصِ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَ
مُرتَقِبٌ لِدَولَتِکُم........
مثلِ صحنِ حضرتِ زهرای حرمِ امیرالمؤمنین علیهم السلام...😭❣
دعا میخوندیم...
میخوردیم...
میآشامیدیم...
اسراف نمیکردیم...😁
میخوابیدیم...
بیدار میشدیم...
نماز میخوندیم...
زیارت میکردیم...😭😭😭
به شما از دور...
از خیلی دوووووور سلام😭❤️❣😍😭
@sarbehrah
سلام علیکم و رحمة الله و برکااااااااااته😀
سالِ نو مبارکا🌿
عیدتون مبارکا🌻
انشاءالله سالمون مبارک به ظهور... مبارک به هر روز عید به گناه نکردن... مبارک به عبودیت... مبارک به رشد... ❣
حجمِ زیادی از وقتم رو گذاشتم برای شاد که محبتِ دخترام رو جواب بدم. اول یه تبریکِ خاص و پر از مفاهیم برای همهشون روی گروههای درسی ارسال کردم و بعد هم تک به تک پیامهای خصوصیشون رو خوندم و الطاف و محبتهاشون رو متناسب با شخصیتِ خودشون جواب دادم و برای هیچکدومشون پیامی رو کپی نکردم.
برام وقت گذاشته بودن، براشون وقت گذاشتم.
شرطِ اولِ معلمی، عاشق بودنه.
فقط وقتی دلسوزِ سرنوشتِ کسی هستی که بهش محبت داشته باشی... مطمئنم از دروسم کمتر یادشون میمونه و از خودم و رفتارم بیشتر و خیلی موندگارتر.
همهی تلاشم رو کردم از معلمی که اهلِ ولایت فقیه و انقلابه و اِلِمانِ مذهبی داره، تبریکها و تشکراتِ مخصوصی دریافت کنن که گوشت بشه به تنشون.
حتی یه دونه دختر بسیجیِ مدرسهمون که قبلا دربارهش حرف زده بودم و زمین تا آسمون فرق کرده و تونست ازم نمرهی بالایی در ارائه بگیره رو هم متناسب با خودش و طوری که متوجهِ نکات بشه پاسخ دادم.
بیذوقترین و از سر بازکُنترین پیامِ تبریکم هم یه نصف خط بود برای گروهِ همکارام😂
زنگام رو هم بزنم و بیام که هی بنویسم از زنی که مایهی فخرِ منه... زنِ باشکوهی که فکر کردن بهشون بهم قدرت میده و حرف زدن ازشون رو رزق و برکت میدونم...
پس برمیگردم به عشقِ حضرتِ خدیجه سلام الله علیها❣
@sarbehrah
آی بچهمذهبیای ایتا!
از حضرتِ خدیجه
سلام الله علیها❣
چی میدونین؟!
شعارا و کلیشهها رو نفرستید ها!
خودتون...
اونی که خودتون میدونین رو برام بفرستید!
اصلا سه دقیقه با من دربارهی حضرتِ خدیجه سلام الله علیها صحبت کنید؛
جهانبینیشون، عبودیتشون، تطبیق شخصیتی با سایرِ زنانِ برجسته، پارادایمِ زیستیشون، ... .
با تصورِ یه مناظره با من حرف بزنید که دارید با غیرت و افتخار از منتسب بودن به چنین زنی صحبت میکنید.
منتظرِ پیامهاتون هستم. قبلِ نوشتن هم نیت کنید مباحثهی علمی شه، ثوابش هدیه به حضرت خدیجه سلام الله علیها❣
@sarbehrah
عزیزم موهات و بپوشون!
فدات شم چادرت و سرت کن!
مااااادرِ من، زیارت مستحب، حجاب واجب!
خانومِ محترم با چادر عکس بگیرید!
نازنینم حجابت!
خانووووم! شما سنّی ازتون گذشته... این پوشش از شما بعیده!
دخترِ گلم به احترامِ امام رضا جان حجابت رو کامل کن!
عزیزِ من شلوارتون کوتاهه... ساقِ پاتون دیده میشه!
فدات شم با این ناخونای کاشته نماز نداری ها... طهارت نداری... روزه نداری... زیارت نداری...!
عزیزم زیارت اومدی، تالار عروسی که نیومدی... پاک کن آرایشت و!
آقای محترم! همسرتون در منزل هرچه دلشون خواسته، در جامعه و خصوصا حرم، مطیعِ قانونِ شرع و جامعهان!
برادر! غیرت میگه زیباییِ همسرتون فقط برای شماست، پس مانعِ حجابشون نباشید!
خانوم شما چرا امر به معروف نمیکنین؟! (به خادم)
عزیزم من دیدم خانوم بیچادر از جلوی شما رد شد چیزی نگفتید(!) از خادمی فقط اسمش و بردید؟!
جناب شما خادمِ حرمید و موظف به امر به معروف، میخواید مستقیم به خانمی تذکر ندید، خادمینِ خانم رو هشیار کنین!
خب مادرجان شما دیگه انجیرِ خشکید... (به موردی که خارج از وصفه!)
خادمِ بیتفاوت نوبره(!)
آقای خادم! امر به معروف رو جزوِ خدمتتون نمیدونین که بیرگ این گوشه با چوبپر ایستادین و فقط مسیر نشون میدید؟ مسیرِ عاقبت بخیریِ زوّار براتون مهم نیست؟
خواهرِ من! زیارتِ امام اومدی یا سنگ و طلا؟! مادرِ این آقا حجاب داشتن... خواهرشون حجاب داشتن... چطوری فهمشون کردید که با این پوشش روبروی گنبدشون اشک میریزین؟!
وَ...
بخشی از لحظاتِ عبورم فقط از صحنِ آزادی به صحنِ انقلاب...
زیارتِ فرحِ پهلوی از حرم رو خوندین؟!
فکر کنم در پیش داریم!
@sarbehrah
سربهراه
عزیزم موهات و بپوشون! فدات شم چادرت و سرت کن! مااااادرِ من، زیارت مستحب، حجاب واجب! خانومِ محترم با
اگر مذهبیِ بیتفاوتِ بیبخارید؛
از صمیمِ قلب آرزو میکنم سایهتون از سرِ اسلام و مسلمین کم شه انشاءالله!
با تمامِ وجود ازتون برائت و بیزاری میجویم.
با سلول سلولم ازتون بیزارم.
@sarbehrah