eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
دیدم تهرانی‌ها یه هشتگِ مسخره و بی‌بصیرت راه انداختن که سیزده‌به‌در رو چون شهادته تحریم کنیم، قبل یا بعدش بریم بیرون(!) خب؟! حل شد؟! حرمت نگه داشتنِ شهادت حل شد؟! شما مذهبیا تحریم کنین، جاهلین و غافلین و معاندین هم تحریم می‌کنن؟! حرمتِ عزای امیرالمؤمنین حفظ می‌شه؟! کشفِ حجاب؛ روزه‌خواری؛ رقص و بزن‌بکوب؛ دود و دم و پاسور و ورق؛ اختلاطِ نامحرم؛ فردا هر اتفاقی در جامعه بیفته، مقصرش من و توی مذهبی و ولایی هستیم! از من گفتن بود! یا صاحب‌الزمان! شما شاهدم باشید؛ من از فکرم، قلمم، فرصتِ مجازیم، هزینه‌ی اینترنتم، وقتم برای یار جمع کردن در راهِ اصلاحِ امّتِ شما استفاده کردم. اگه خونواده‌ی همراهی دارید، برید شلوغ‌ترین مناطق. از صبحم برید، نه بعدِ افطار. از صبح برید فرش بندازید، دورِ هم بازی‌های سالم و گروهی کنید؛ منچ، اسم‌فامیل، پانتومیم، بیست سؤالی. با هم گپ‌وگفت داشته باشید. نمازاتون رو به جماعت بخونید و سرِوقت. اگه دوروبرتون حاج‌آقایی دیدید، دوست شید بیاد بایسته، بقیه رو هم دعوت کنین به نماز. جاهلین با صدای بلند لهوولعب می‌خونن... با صدای بلند گناه می‌کنن... شما چرا با صدای بلند مکبّریِ نماز ظهر و عصرِ وسطِ پارک و بینِ کلی آدم نکنی؟! اصلا اگه عیال‌وار و جمعیتی هستید، تو پارک دور هم روضه بخونید، سینه بزنید. حزب‌الشیطان از هرزگی خجالت نمی‌کشه، شما از عزاداریِ امیرالمؤمنین خجالت می‌کشید؟! با بچه‌هاتون مهربون باشید، بذارید خاطره‌شون از سیزده به‌در این باشه که اتفاقا همه می‌خوردن، بابا و مامانِ من نمی‌خوردن ولی با حوصله و شادی با من بازی کردن! بذارید بچه‌های جاهلین ببینن بابای محاسن‌دار و مامانِ محجبه مهربون‌تر و خوش‌اخلاق‌تر از بابای روزه‌خور و مادرِ برهنه است! زرنگی می‌دونین یعنی چی؟ که بتونین بچه‌های دیگران رو هم تو بازی بیارین! بچه‌ی اون زنی که شالش دورِ گردنشه... باباش تخمه می‌شکنه... مادرش مشغولِ رقصه... زرنگی اینه که بچه‌ی اینا بیاد بشینه دورِ شما که چادر سرته... تسبیح دستته... با شما بازی کنه... کتاب‌قصه‌خوانیِ شما رو گوش بده... من فتوای شرعی ندارم اما ایمان دارم فردا همه‌ی نمازا وسطِ پارکا و تفریح‌گاه‌ها خونده شه از نمازای مسجد و حرم و امام‌زاده مقرّب‌تره... کنارِ امر به معروف و نهی از منکرِ زبانی، عملی هم داریم. شما اگه یه خونواده‌ی امام‌ زمانی داری، پاشو با خانواده‌ت برو وسطِ سیاهی... خوش‌اخلاق‌تر از همیشه... صبورتر... همراه‌تر با خانواده... خصووووووصا آقایون... آقایون... آقایونِ مذهبی! فردا برید دلِ کفر و زن‌ذلیلِ جمع باشید... با احترام همسر و دخترتون رو صدا بزنین... کمک‌حالِ همسرتون باشید... دخترتون رو هی بغل کنید، ببوسید، هواش و داشته باشید... می‌دونین چرا و نیازی به گفتنِ من نیست. نزدیکِ افطار قشنگ دایره بزنین دورِ هم و جزوِ قرآن‌تون رو بخونین... بچه‌ها دورتون بودن، تشویق‌شون کنین بخونن، برید تو دلِ جهل و نورِ قرآن پخش کنید... افطار شد قشنگ‌ نماز بخونید، سفره پهن کنید، در حد توان به دیگران تعارف هم بکنید. یه بخشیش امر به معروف و نهی از منکرِ عملیه... یه بخشیش کار فرهنگی... یه بخشیش تقویتِ جبهه‌ی‌ حق و خالی کردنِ دلِ جبهه‌ی باطل... اما یه بخشیش رزق هست! رزقِ حلال و طیب و با نیت... چای روضه چطوری مسیرِ عاقبت‌بخیری رو تسهیل می‌کنه؟ خرمای افطار رو نذرِ امیرالمؤمنین کنین... بذارین به قدرِ یه خرما، رزقِ نور برسه به جاهلین... ما ده روز عید غدیر رفتیم بلوچستان با برنامه‌ی دقیقِ فرهنگی اما روزِ عید آش دادیم دستِ مردم، چون کارِ فرهنگی زمان می‌بره اما رزقِ اهل بیت سریع‌النجاته... فردا وقتِ حرم رفتن و روستای پدری رفتن و باغِ خودمون رفتن و یه جای خلوت رفتن نیست! فردا اصصصصصصلا وقتِ تحریم و خونه‌نشستن نیست! فردا عزای امیرالمؤمنینه! الغارات خوندین؟ نهج‌البلاغه؟ علی از زبانِ علی؟ مولا بی‌بخارهای پربهانه رو نفرین کردن... «خدا علی رو ازتون بگیره...» شاملِ این نفرین نباشیم....... سیاه بپوشید... دستِ خونواده رو بگیرید... دورِ سبزه‌تون ربانِ مشکی بزنید... یا علی بگید... نیت کنید... از چپ‌چپ نگاه کردن‌ها و تیکه‌ها و استهزا شدن نترسید... وَ برید سیزده به‌درِ بچه‌های پای کارِ امام زمان ارواحنا فداه رو نشونِ عالَم بدید و با حضورتون مانعِ خیلی از گناها بشید... خانوادگی قشنگ‌تره! مثلِ اربعین! اگه خانواده‌ی همراهی هستید، بسم الله! از من گفتن بود! @sarbehrah
۱. چندین سال بود که واقعا و حقیقتا علاقه داشتم توی دوره‌های طرح ولایت شرکت کنم. چرا؟ چون عمومِ مباحثش بر پایه‌ی فلسفه هست و عقلانیت. اما به خاطر مشغله هر دوره نمی‌تونستم شرکت کنم. من می‌نویسم علاقه، شما بخونین ثبت‌نام، آزمون، مصاحبه، پیگیری و هر سال این پروسه رو انجام دادن و بعد می‌دیدم یا با کارم تداخل داره یا یه سفر برام پیش میومد. من می‌نویسم علاقه، شما بخونین عطش! چون کلا وقتی پی چیزی هستین و براش تلاش می‌کنین و نمی‌شه، بهش حریص‌تر می‌شین. ۲. از هر اتفاقِ مجازی‌ای بیزارم، اما دیدم چندین ساله طرح ولایتِ حضوری با اردوهای جهادی تداخل داره و من معتقدم خودسازی‌ای که در عمل هست، در دوره‌های من‌بادکُن نیست! مثلا یکی از شاگردام که در یکی از دوره‌های خفنِ معنوی شرکت کرده، بهم پیام داد و مطلبی رو برام ارسال کرد. نه سلامی نوشته بود، نه ادبی! من گفتم فاتحه‌ی دوره‌ای رو‌ خوندم که به تو ادب برابر معلمت رو یاد نداده. واقعا هم فاتحه‌ی اون دوره رو خوندم و به کسی معرفی نکردم چون واقعا اگه کارساز بود، بدیهی‌ترین مباحث رو می‌تونست آموزش بده، اما فقط باد کرده بود و مخاطبش توهم زده بود که خیلی می‌دونه(!) خلاصه حضوری‌ها به مشغله‌ی من نمی‌خورد و آخرسر دوره‌ی چندماهه‌ی مجازی رو شرکت کردم! ۳. همین اول بگم چرا شرکت کردم؟ گفتم؛ هم علاقه به مباحث عقلانی دارم، هم در من ولعِ یادگیری همیشه شعله‌وره... شما نمی‌دونین... نمی‌دونین و فقط اونایی که بهم شناخت دارید متوجه می‌شید چی می‌گم... همین دیروز کلاس خصوصیِ پسرم بودم، رفت برگه بیاره، من دست کشیدم به کلاسورش و دلم برای کلاسورم تنگ شد... دلم خواست معجزه‌ای بشه و راهِ دکتری خوندنم باز شه..‌. بعد یادم اومد با اتفاقی که افتاده دیگه معجزه‌ای نمی‌شه و من هرگز دکتری به عمرم نمی‌بینم... بعد تو همون چند ثانیه فکر کردم برم حوزه درس بخونم... فقط برای این‌که درس بخونم و دوباره توی کلاسورم بنویسم و دوباره اضطرابِ شب‌های امتحان رو بگذرونم و برای ۰/۲۵ بجنگم و اگه کسی نمره‌ش از من بیشتر شد شب از عصبانیت خوابم نبره... کسی پولش ازم بیشتر شد به درک! کسی لباسش ازم بیشتر شد به جهنم! کسی اتاقش از من بزرگتر شد به ترکِ دیوارِ دستشویی! اما کسی نباید نمره‌ش از من بیشتر شه یا بیشتر از من کتاب خونده باشه یا بیشتر از من کربلا رفته باشه... اما حوزه‌ی منفعل و حوزوی‌های بی‌بخارِ الآن حالم و بهم می‌زنه و جایی حوزه‌ی خمینی و خامنه‌ای سراغ ندارم که برم اونجا... من عاشقِ درس خوندنم و اتفاقِ طرح ولایتِ مجازی بعد از مسدود شدنِ همیشگیِ دکتریم بود و من تن به مجازی درس خوندن دادم که فقط درس بخونم... که بازم بنویسم و بخونم و امتحان بدم... ۴. برای مصاحبه‌ش که رفتم، خانومه وقتی بهم گفت کتابایی که خوندی و بیشتر دوست داری و توصیه می‌کنی رو بگو و من گفتم، خودکار و بین انگشتاش این‌ور اون‌ور می‌کرد و با اضطراب بهم نگاه کرد و پرسید چرا می‌خوای طرح ولایت بیای؟ من پیچوندمش. چون یاد گرفتم بچه‌مذهبیا باد شدن رو دوست دارن. بچه‌مذهبیا وقتی برابرِ کسی احساسِ ضعف کنن، بیشتر از معاندین و کفار برات دردسر می‌سازن... با چادر و عقیق و ریش و چفیه‌شون ایییییییین‌قدر دورت بپلکن که آخر کله‌پات کنن! بچه‌مذهبیا متوهمن؛ خیال می‌کنن بهترین خلقِ روی زمین‌ان و در تقدیرشون نوشته بااااااااید بقیه رو درست کنن... اون‌وقت اگه بفهمن کسی ازشون بیشتر خونده و دانشگاهِ بهتری رفته و نمره‌ی خفن‌تری داره و سابقه‌ی کار و فعالیتش بیشتره... هار می‌شن و می‌گیرن به پر و پاچه‌ت! اگه داره به برخی‌تون بر می‌خوره، باید بگم چاره‌ای نیست، من یه نویسنده‌ام، کارم نوشتنه و از قضا بی‌سانسور نوشتن! باید بگم بیشترین رتبه‌ی اولی که در جشنواره‌های بین‌المللی دارم بابتِ داستان‌ها و نمایشنامه‌های انتقادیمه... یعنی کارم نوشتنِ انتقادی هست. یه نویسنده‌ی انتقادی از ناراحت شدنِ کسی ناراحت نمی‌شه چون اتفاقا ناراحت شدنِ مخاطب یعنی درست بودنِ مسیرِ نوشته! یا اگه فکر می‌کنین نحوه‌ی انتقادم نادرسته، لطفا مدرکِ دانش‌تون رو برام بفرستید که بدونم بیشتر از داورانِ بین‌المللی در اصولِ نقد خِبره هستید! خلاصه قواعدِ نویسندگی رو قاطی احادیثِ آبروی مؤمن و دل‌شکستن‌هاتون نکنین و ماستا رو تو قیمه‌ها نریزین! خانومه رو پیچوندم و از درِ ضعف جواب دادم چون احساسِ نادانی می‌کنم! البته این حسِ واقعیِ منه؛ اغلب صحبت‌های تازه‌ی آقا درباره‌ی کتاب‌هایی که خوندن رو می‌خونم و وقتی می‌بینم ایشون که خدای مشغله هستن چقدر کتاب می‌خونن، حس نادانی می‌کنم. @sarbehrah
سربه‌راه
۱. چندین سال بود که واقعا و حقیقتا علاقه داشتم توی دوره‌های طرح ولایت شرکت کنم. چرا؟ چون عمومِ مباحث
اما نه در برابرِ مذهبیای پرمدعای کتاب‌نخون که باد به غبغب‌شون می‌ندازن و می‌گن ما خییییییییلی کتاب می‌خونیم(!) بله شماها کتابای شهدا و مدافعین حرم و چگونه یک نماز خوب بخوانیم رو می‌خونین ولی آیا کتابای اساسی و اندیشه‌ساز هم می‌خونین که کفِ روی آب نباشین و حرف و عمل‌تون این‌قدر در تناقض نباشه؟! مذهبیا کتابای شهید مطهری رو‌ خوندن؟ نه! کتابای رهبر رو خوندن؟ نه! زندگی‌نامه‌ی ائمه‌ رو خوندن؟ نه! چهل حدیثِ امام‌ خمینی رو خوندن؟ نه! یه بار قرآن رو با ترجمه و تفسیر خوندن؟ نه! یه بار صحیفه سجادیه و نهج‌البلاغه رو با معنی خوندن؟ نه! مطالعاتِ عاشورایی دارن؟ نه! فلسفه و روان‌شناسیِ بنیادینِ غرب رو خوندن که اصلا بدونن مشکلش کجاست؟ نه! کتابی از اندیشه‌های مخالفِ خودشون رو خوندن که بدونن دنیا جز خودشونم هنوز آدم و تفکر دیگه‌ای داره؟ نه! تاریخ صدر اسلام که توصیه‌ی اکید و مؤکد رهبر برای جهاد تبیینه خوندن؟ نه! برادر و خواهر من! شماها جز هشتگِ جهاد تبیین تو کانالا چیزی نخوندین، کجا می‌دونین تاریخ صدر اسلام چیه(!) جمع کنین بساط تبیین‌های پفکیِ توخالی‌تون رو! خانومه رو آهو کردم که مثلِ مابقیِ مذهبیا که از ترس، من و از لیستِ جهادی خارج می‌کردن که نَرَم اونجا و به رخ‌شون بکشم کاری که شما می‌کنید خلافِ اصولِ جهادیه که رهبری فرمودن، من و از لیست طرح خارج نکنه. نیت هم کردم علم رو حتی شده از کفار بگیرم تا بتونم علیه خودشون استفاده کنم😉 باور نکردین هم ابدا مهم نیست چون حقیقت قابل کتمان نیست؛ با همین یه جمله چنان آهو شد که درجا قربون‌صدقه‌م رفت و من و واردِ لیست طرح ولایت کرد😁 ۵. طرح شروع شد و کتاب و فیلمِ استادها و تکالیف و آزمون‌ها و گروه‌ها به‌راه شد. یکی از گروه‌هایی که برامون زدن برای «مباحثه» بود. دوباره می‌نویسم که بیشتر دقت کنید: برای مباحثه! یعنی گفت‌و‌گو برای بسط دادنِ مسائل. باز دقت کنین: برای بسط دادن مسائل که منجر به اندیشه و آشکار شدن زوایای پنهان یک مطلب بشه، نه برای اقناع! نه برای قانع کردن! نه برای راضی کردن طرف مخالف! نه! اقناع در راستای روشن‌گری اتفاق می‌افته که بسته به مخاطب هم هست. حضرت نوح هزار سال مباحثه و‌ روشن‌گری کردن، تهش یه طبق کشتی پیرو داشتن. آیا مباحثه‌شون غلط بوده؟ یا اصولِ گفتمان نمی‌دونستن؟ یا مبانی‌شون غلطه؟ هیچ‌کدوم! مخاطبش عناد یا کژفهمی یا ظرفِ اندیشه‌ی کوچیک‌ داشته. پس هر تبیین و روشن‌گری‌ای لزوما نباید به اقناع برسه. چنان که امیرالمؤمنین که درِ خیبر از جا کند، روی منبر و جلوی همه گریه می‌کردن و خودشون رو می‌زدن اما نتونستن کسی رو قانع کنن که حق چیه و باطل چی... من خیلی ذوق کردم که گروهِ مباحثه داریم؛ چون عاشقِ سااااااعت‌ها حرف زدن و شنیدن از مبانی و مطالب مهم هستم. اما اولین مطلبِ چالشی‌ای که روی گروهِ مباحثه گذاشتم می‌دونین چی‌ شد؟ پیامم در کسری از ثانیه پاک شد... اومدن پی‌وی... در لفافه بهم گفتن چالش ایجاد نکنم... بعد بهم زنگ زدن... گفتن روی گروه بچه‌های بدفهمی هم داریم که ممکنه بلغزن...پس صورت‌مسأله رو پاک می‌کنیم... وَ تهدیدم کردن که اگه بازم چالش ایجاد کنم من و از دوره حذف می‌کنن... قشنگه نه؟😊 سایتِ سطحِ پایین‌شون که در شأن یه طرح مذهبی نیست قابل تحمل بود برام، مشاورشون که بدیهی‌ترین اصول‌ مشاوره که استمرار و گفتگو هست رو نمی‌دونست قابل تحمل بود برام، نظمِ نداشته‌شون در حالی که از خمینیِ منظمی حرف‌ می‌زدن که پلیسِ فرانسه از روی رفت‌وآمد ایشون متوجه ساعت می‌شد قابل تحمل بود برام، ضعف‌ها و کاستی‌های خدّام قابل تحمل بود برام، اما این‌که بیای درسایی رو بدی که همه‌شون دعوت به مباحثه و چالش و شک می‌کنه تا به یقین برسی و بعد مثلِ بت‌پرستای جاهلیت با تهدید مانعِ مباحثه بشی رو نه... چرا انصراف ندادم؟ چون در صورت انصراف باید سیصد هزار تومن پول می‌دادم... وَ من حاضرم سیصد هزار تومن به مکرونِ وحشی کمک بکنم اما به مذهبی‌نماهای خطرناک‌تر از اسرائیل پول ندم! صبوری کردم و ماه‌ها تحمل‌شون کردم تا تموم شه... حالا امروز زنگ زدن که گواهیِ متناقض‌ترین و دروغ‌ترین دوره‌ی عمرم رو برام بفرستن‌...! ۶. دوست داشتم به سبکِ دهه‌شصتی‌ها پیراهن بپوشم و روسریِ گره‌زده، اما هزار الحمدلله خدا عقل بهم داده و می‌تونم فرقِ چادر رو از چادری، اسلام رو از مسلمون، مذهب رو از مذهبی، انقلاب رو از انقلابی، ولایت رو از ولایی، و اصل رو از مُجری تشخیص بدم و به احترام «اصل» چیزهایی رو رعایت کنم، و اگرنه از این‌که به صرف ظاهر، من و جزو مذهبیا بدونن اغلب رنج می‌کشم... ۷. تعدادِ انگشت‌شماری «مذهبیِ حقیقی» در زندگی من هستن که نمی‌دونن چقدر چقدر چقدر مایه‌ی فخر و امیدِ منن❣ خدا زیادتون کنه❤️ @sarbehrah
سربه‌راه
#زن_زندگی_آزادی #افتخارم @sarbehrah
ماجرا از اینجا شروع شد که یه روز شوهرش رفت خونه‌ی عموش سری بزنه و وقتی برگشت پسرعموش رو با خودش آورد که پیشِ خودش بزرگ کنه. چرا؟ چون اوضاعِ اقتصادی خوب‌ نبود و عمو از عهده‌ی بچه‌هاش برنمیومد. از هفت سالگی تا پونزده سالگیِ پسرعموی شوهرش رو با دلسوزی و فداکاری مادری کرد! وقتی شوهرش با پسرعموی هفت ساله‌ش اومد خونه و اعلام کرد قراره پیش اونا بزرگ شه، هنوز بعثت اتفاق نیفتاده بود... یعنی شوهرِ خدیجه سلام الله علیها❣ هنوز پیامبر نبود... خدیجه‌ی بعد از بعثت زیاد مشهوره که ثروت به پای اسلام ریخت و یاور و غم‌خوارِ پیامبر بود، اما خدیجه‌ی قبل از اسلام هم کم‌شخصیتی نبوده! به قولِ خدا❤️ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِين! یعنی خدیجه سلام الله علیها ❣ کُفوِ پیامبر بودن. ایشون حدودِ هشت سال مادریِ امام علی علیه السلام رو کردن. بعثت کِی اتفاق افتاد؟ وقتی امام علی علیه السلام حدوداً ده ساله بودن. از سمتِ پیامبر و مولا زیاد ماجرا دیده شده که با شروعِ پیغمبری و نزول وحی و ابلاغ به مردم، چقدر خطرها پیامبر رو تهدید می‌کرد؛ تهمت، توهین، تهدید، ترورِ شخصیتی، ترور جسمی، تبعید و... . شده تا حالا از زاویه‌دیدِ حضرت خدیجه سلام الله علیها❣ به این قضایا نگاه کنید؟ تنها زنی که در لشکرِ امیرالمؤمنین از پیامبر مراقبت می‌کرد و پابه‌پاشون در عظیم‌ترین مبارزه‌ی بشری همراه بود، خانوم خدیجه سلام الله علیها❣ بودن... یعنی یه لشکرِ سه‌نفره... پیامبر که غارِ حرا بودن، پیغام‌برِ بینِ پیامبر و بانو کی بود؟ مولا علی علیه السلام. ابوجهل که به پیامبر سنگ زد، پرستارِ پیامبر کی بود؟ خدیجه و علی علیهم السلام... وقتی خونه‌ی پیامبر رو سنگ‌پرانی کردن، کی تو خونه پیشِ پیامبر بود؟ خدیجه و علی علیهم السلام. وَ با این مقدمه برسیم به اتفاقی باشکوه؛ دکتر رجبی دوانی می‌گن ولایتِ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام، قبل از غدیرِ خم، روزِ بعثت اتفاق افتاد و بعد از پیامبر اولین کسی که با مولا بیعت کرد؛ حضرت خدیجه بود... سلام الله علیها❣ مهم‌ترین عمل از اعمالِ روز بعثت رو‌ می‌دونین چیه؟ زیارتِ امیرالمؤمنین علیه السلام. اسم بخشِ قبل رو گذاشتم اقتصاد. اسم این بخش رو می‌ذارم «ولایت». این مهم‌ترین بُعدِ یک زنِ نابغه که در هر خیری سابقون و مقرّبون بوده... سلام الله علیها❣ وقتی می‌گن ثروتِ خدیجه و شمشیرِ علی، اسلام رو پاینده نگه داشت، این لشکرِ سه‌نفره بیشتر دیده می‌شه. تو زیارت‌نامه‌ی اغلبِ ائمه علیهم السلام می‌خونیم: السَّلَامُ عَلَیکَ یابْنَ خَدِیجَه الکُبری❣ امام حسین علیه السلام هم ظهر عاشورا وقتی می‌خواستن با عمربن‌سعدِ ملعون صحبت کنن خودشون رو فرزند خدیجه معرفی کردن... سلام الله علیها❣ چقدر هم ارباب سرِ مزارِ خانوم گریه و بی‌تابی و مناجات داشتن... وقتی درباره‌ی حضرت خدیجه سلام الله علیها❣ صحبت می‌کنیم، درباره‌ی چی صحبت می‌کنیم؟ یه نابغه در «انتخاب». انتخابِ سبکِ زندگی؛ انتخابِ همسر؛ انتخابِ عاقبت‌سازِ «ولایت». @sarbehrah
سربه‌راه
@sarbehrah
سلام و ارادت از شما هم قبول باشه. من از حوزه متنفرم، ولی همین الآن بهم بگن بعد از پنج سال حوزه خوندن می‌بریمت کربلا، می‌رم حوزه ثبت‌نام می‌کنم😂 دور از شوخی، تو خودِ پستم نوشته بودم: «نیت هم کردم علم رو حتی شده از کفار بگیرم تا بتونم علیه خودشون استفاده کنم» من مخالفِ هرررررررر گونه بی‌تفاوتی‌ام! پس اگه دوره‌ای بده، حتما می‌رم که بتونم با حرفای خودشون بد بودن‌شون رو به رخ بکشم. چنان‌چه تو طرح ولایتم بعد از اون تماس‌ها ساکت و مظلوم و سربه‌زیر ننشستم تا دوره تموم شه، نههههههه! پویاتر به تناقضِ اصل و مُجریان هجوم بردم. مگر این‌که دوره‌ای برام اولویت_ضرورت نداشته باشه و در تداخل با امورِ مهم‌تری باشه، و اگرنه میرم که یا چیزی به من اضافه شه، یا اگر فریب و دروغه بتونم با صد متر زبونی که خدا بهم عنایت کرده، علیه فریب و دروغ طغیان کنم و‌ رسواشون کنم. یعنی هم احتمالِ مثبت رو می‌دم، چون عقول و ظرفیت‌ها با هم متفاوته، شاید دوره‌ای برای شما خروجی نداشته باشه اما برای من چرا. هم احتمالِ منفی می‌دم‌ که اگه جایی به اسم اسلام دارن خطا عمل می‌کنن یکی باشه که سرشون داد بزنه و نشون بده بی‌غیرت و احمق نیستیم و از هر راهی نمی‌شه به خدا رسید (هدف ابداً وسیله رو توجیه نمی‌کنه! ولی الآن باب شده و مذهبی گوگولیا طرفدارشن! خب آخه منگولیا اگه این بود که مولا علی علیه السلام این‌قدر غربت نمی‌کشید، صد تا کار می‌کرد... خدا فهم‌تون بده بی‌عقلای مذهبی‌نما!) بعد از اتمامِ طرح دو بار با من تماس گرفتن که برای دوره‌ی جدید جزو خادمین باشم، من هم از خداخواسته که می‌رم بین‌شون و هرچی لازمه می‌گم و هرکار لازمه می‌کنم، گفتم خبر می‌دم. می‌خواستم زمان‌ و کارای دیگه‌م و بررسی کنم. رفیق رأیم و زد که تو هرچی لازم بوده گفتی و اینا تغییر نمی‌کنن و لازم نیست خودت و تو تهمت و اتهام قرار بدی. تو گوگل جمله‌ی «علی علیه السلام خونسرد نبود» رو جستجو کنید؛ بخشی از سخنرانی آقای رحیم‌پور ازغدی میاد، حتما ببینیدش، کاملش رو ببینید که چه بهتر! @sarbehrah
ماراتنِ زندگی شروع شد؛ برای یک روزِ کامل کوله بستم چون حرم می‌خوابم و می‌رم مدرسه... می‌رم خصوصی‌هام... می‌رم دعوتیِ افطارِ رفقام... می‌رم برای بدوبدوهای بعد از این، بدونِ تنفس... از این سه شب فقط یه نقطه‌ی دلگرمی دارم... یه بندِ اتصال... «الهی بالحجّة‌»های امسالم فرق داشت... من بدِ عالَم، اما این سه شب بهترینِ عالَم رو تمنّا کردم... تنها دعای غیرِ ظهورم، بخششِ گناهام بود که پاک شم و دعای ظهورم مستجاب شه... هم‌چنان دست از تلاش نمی‌کشم و ناامید نخواهم شد، اما دیگه یقین دارم؛ خوشبختی فقط در معیّتِ امامه و بس. @sarbehrah
سربه‌راه
«بیسیم‌به‌دست ایستادم ضلعِ جنوبیِ مسجدِ سهله. مدیریت می‌کنم انتظاماتِ خواهران کارش رو دقیق انجام بده
رفت‌وآمدم به ضلعِ غربیِ مسجدِ سهله زیاد می‌شه... زیاد واردِ مسجدِ کوفه می‌شم... می‌دونم... هی دعای حضرتِ نوح سلام الله علیه در حقم مستجاب می‌شه: رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنا... هی پشتِ سرت خم می‌شم... جای پاتون رو روی سفیدیِ سنگ‌های مسجدِ کوفه دست می‌کشم... می‌کشم به چشمام... وقتِ سخنرانی‌ت از شوق و اشک نمی‌فهمم چی‌ فرمودید... اما جلسه‌ی حرمِ حضرتِ زهرا سلام الله علیها رو دستِ پُر میام... برای اون روزای نه‌چندان دور پاک می‌شم... تربیت می‌شم... سربه‌راه می‌شم... می‌دونم. یا صاحب‌الزمان! از شما مدد... @sarbehrah
سربه‌راه
@sarbehrah @saeedism
اون معدود مذهبی‌حقیقی‌های تو زندگیم دو دسته‌ان: یا کتاب‌خون هستن و تئوریسین‌های خفنی‌ان برای طرح دادن‌های عملی، یا به معنای واقعی اهلِ عمل هستن و جهادگرن، با این‌که شاید تو عمرشون یه کتابم نخونده باشن. متوجه‌این مبحثِ بولدشده‌م چیه؟ «حرف نزدن و عمل کردن». اغلبِ مذهبیا، قُمپزهای توخالیِ ورّاجی هستن که دقیقا چون چیزی در چنته ندارن با حرف زدن، اعتبار، گدایی می‌کنن(!) تو روضه‌ها و دوره‌ها و همایش‌ها و کانال‌ها هستن، بدونِ ذره‌ای سواد و دانش و عمل، با بی‌کران حرف‌های پوچِ توخالی. سه شبِ قدر حرم بودم و تنها کسی که جرأت کرد به زیبایی و استدلال از حجاب حرف بزنه، دکتر رفیعی بودن! بقیه شووووووووت! تا این لحظه مهدی رسولی برای من «عمله»، نه «حرف». (میزان، حالِ افراد هست، ان‌شاءالله عاقبت‌بخیر بشه.) یا باید تئوریسینِ خوبی باشی با کلی مطالعاتِ مفید و به‌وقت؛ مثلِ استاد پناهیان، یا باید مردِ عملِ خفنی باشی و به‌وقت؛ مثلِ شهید برونسی، یا هر دو؛ مثلِ امام خامنه‌ای باعثِ افتخار و سربلندیم❤️ بقیه که غالب و اکثر هستن فقط لب و دهنن! کفِ روی آب! جزیره‌ای از چند حدیث و روایتِ تکراری با کتاب‌های بدنوشته‌ی سال‌های اخیر که از شهدای مدافعِ حرمه و همه‌ی نقاطِ حقیقیِ یک شهید رو نمی‌گه و یه تصویرِ گوگولی و دلخواه از شهید نشون می‌ده که مخاطب رو باد کنه... یا یه مشت کتابِ عرفانیِ سلوک ملوکی از استادای گوگولی‌ای که اسمای گنده‌ای دارن ولی همیشه یه گوشه از جامعه‌ان که اوف نشن(!) به قول استاد رحیم‌پور، مُفت‌خوریِ معنوی یادِ آدم می‌دن! خودِ همین استاد رحیم‌پورِ ازغدی؛ برای من «عمله». یه مطالعه‌گرِ خفنِ تئوریسین و به‌وقت؛ مدافع حرم و جهادگری می‌شناسم که شاید کتاب‌نخون باشن اما مردِ عمله و به‌وقت؛ عمل! عمل! عمل! همون‌که مذهبیا ازش فراری‌ان! برای غربتِ علی دو‌شبه زار زدن و حتی بعد از قرآن به سر هم نهی از منکر نمی‌کنن(!) آه ای علیِ هنوز غریب... مهدی رسولی تو هیئتش چیزایی می‌خونه که تو هیئتای دیگه نیست! حرفایی می‌زنه که مداحای دیگه حتی کووووووچک‌ترین اشاره‌ای بهش نمی‌کنن! گوگولی‌مذهبیا هم همیشه برداشت‌های متوهمانه‌شون رو دارن(!) من سه شب قدر حرمم و ندیدم جز دکتر رفیعی کسی از عیبِ مردم حرف بزنه(!) بقیه برای خوشایندِ مردم، بدِ مسؤولین و گفتن و دعاهای اقتصادی کردن و رفتن... فقط دکتر رفیعی مثلِ حضرت زهرا سلام الله علیها، یک‌تنه ایستاد مقابلِ همه و عیبِ مردم رو به زیبایی گفت... جرأت کرد تو آستان قدسِ به‌فنارفته از حجاب حرف بزنه و امام زمان ارواحنا فداه... با تأکید تو دعاهای قرآن به‌سرش از رهبر بگه و غزّه‌ی مظلوم... وای که چقدر مردِ عمل کم‌ داریم و حرّافِ مذهبی زیاد! خوشتون نمیاد بگم ولی باور کنین هر بار از صمیمِ قلب‌تر می‌گم که خدا مذهبی‌های بی‌بخارِ بی‌رگ‌وریشه‌ی حرّافِ بی‌عرضه‌مون رو مرگ بده که دیگه غربتِ علی رو نبینیم. این «مرگ بر مذهبیِ بی‌بخار» برای من به قداستِ «مرگ بر آمریکا»ست که می‌دونین ذکرِ تسبیحِ کدوم شهید بوده؟ خدا مرگ بده نمازخون‌ها و روزه‌بگیرها و هیئتی‌های بی‌بخارِ بی‌رگ‌وریشه‌ی گوگولی‌مون رو در هر سِمَت و جایگاه و سن و سالی که هستن. @sarbehrah
بچه‌ حزب‌اللهیا! گوش دادید سخنرانیِ امام خامنه‌ای رو؟! اگه نه که... خسته‌ام و خوابم میاد، خودتون خودتون رو تحقیر کنین! اگه آره «حجاب باید رعایت شود» رو بکوبید تو دهنِ مذهبی‌گوگولیای ضد امر به معروف و نهی از منکر. محکم بکوبید دندوناشون خرد شه بریزه حلق‌شون، چون اگه مذهبی بی‌بخارا نبودن ما همین وقتی که باید به اینا بفهمونیم، نفهمن رو می‌تونستیم صرفِ جاهلین و غافلین و معاندین بکنیم! مهربونیاتون برای غافلین، ولی همه‌ی خشم و نفرت‌تون رو بریزید سرِ اسرائیل و مذهبی‌بی‌بخارها! هیچ‌کدوم از ائمه علیهم‌السلام رو کفّار نکشتن، همین مذهبی‌های بی‌بخار و گوگولی شهید کردن... تاریخِ اسلام بخونید! مذهبی‌بی‌بخارا از اسرائیل خطرناک‌ترن! @sarbehrah
سربه‌راه
بچه‌ حزب‌اللهیا! گوش دادید سخنرانیِ امام خامنه‌ای رو؟! اگه نه که... خسته‌ام و خوابم میاد، خودتون خود
داغ‌ترین خبر از هر نظر اینه که سفارت‌مون رو زدن، اون‌وقت زمان بگیرید آقا چند دقیقه درباره‌ی «حجاب» صحبت کردن! برید تو اتاق، در رو ببندید، وَ این مسأله رو تحلیل کنید؛ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون! @sarbehrah