38.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر امروز آن معمار کبیر انقلاب، روحالله، در میان ما بود، آیا لحظهای درنگ میکرد؟ آیا اجازه میداد سایهی سنگین سیاستهای مداخلهجویانه، بر آسمان آرام این ملت سایه افکند؟
نه! سوگند به نام حسین و به خون شهیدان این خاک ، او سینه سپر کرده در برابر هر زمزمهای میایستاد که بوی سازش و تسلیم میداد . برای او، آمریکا نه صرفاً یک دولت ، بلکه تجسم همان نیروی عظیم سلطهطلبی بود که سالها ، خون این ملت را مکیده بود . رابطه با چنین قدرتی ، برای او ، خیانت به خون دلی بود که برای استقلال ریخته شد.
ایشان به ما آموخت که عزت ، زیر سایهی هیچ قدرتی به دست نمیآید ، عزت در قلبهای ما و در استقلال تصمیمگیریهای ماست . اگر او بود ، با نگاه نافذ و ایمان راسخش ، به ما یادآوری میکرد که ( من آمریکا را زیر پا میگذارم، چون زیر پای ملت من جایگاه ندارد. ) این نه یک موضع سیاسی خشک، که یک پیمان عمیق با تاریخ و با تکتک انسانهایی بود که زیر بار ظلم نمیرفتند.
رابطه امروز؟ او میدید که چگونه باید جوانان را با سلاح امید و اتکا به نفس مسلح کرد، نه با توهم حمایت یا عقبنشینی در برابر قدرتهای زورگو. او امروز با همان صلابت، پرچم استقلال مطلق را برافراشته نگه میداشت، چرا که قلبش با قلبهای خسته از سلطه، یک صدا میتپید: ما جز خدا نمیخواهیم و جز استقلال نمیخواهیم.
.ثار ایران.
.ثار.
در کتابخانهی بزرگ تاریخ، هرگاه صفحهای گشوده میشود، خطی مشترک دیده میشود: استکبار، خود آغازگر نابودی است. از نمرود و هامان تا فرعون و طاغوتهای معاصر ، همه با یک ظاهر بر پردهی نمایش به صحنه آمدند، ظاهری از قدرت، زور و تحقیر خلق .
آنها آمدند، خود را ابدی پنداشتند، دیوار کشیدند، و از عرشِ خیال، بر زمین نگاه کردند. اما تاریخ، هرگز صحنهی ثابتِ کِبر نبوده است. آنهایی که تکیهگاه خود را بر ارادهی ناپایدار دنیا، زر و زور قرار دادند، محکوم به فراموشیاند.
وقتی صدای زوال یک دیکتاتور بلند میشود، گویی سمفونیای از هزاران سال سرکوب به اوج میرسد. این صدا، نه یک اتفاق سیاسی، بلکه یک قانون طبیعی است که بر تمام بناهای ظالمانه حاکم است. ترامپ ، خواه با شعارِ اول من ، خواه با غرورِ قدرت رسانهای، تنها فصل دیگری از این کتابِ کهن را ورق میزند.
او نیز، مانند همقطاران تاریخیاش، در وهم شکستناپذیری گرفتار است. اما آیا ندیدند که چگونه فرعون، در اوج قدرت، در زیر موجی کوچک مدفون شد؟ آیا ندیدند که چگونه مستکبران، در تلهای که خود بافته بودند، گرفتار آمدند؟
نابودی دیکتاتورها یک پیشبینی نیست ، یک سنتِ ابدی است ، سرنوشت آنها همیشه یکسان است ، حتی اگر اسم و لباسشان فرق کند ، تنهایی ، فراموشی و قضاوت بی رحم تاریخ . مردمی که روزی فریب خوردند ، بیدار می شوند . زمان بزرگترین داور است و رشوه نمیگیرد. آنها میروند، خواه با سقوطی ناگهانی و رسوایی ، خواه با زوال تدریجی اعتبارشان در برابر چشم جهانیان.
میراث آنها نه کاخهایشان، بلکه درس عبرت عظیمی است برای کسانی که هنوز در توهم قدرتِ ابدی اند. سرانجام، همه زیر خروارها عبرت دفن خواهند شد .
.ثار ایران.
.ثار.
روزی قدرتهای بزرگ دنیا با غرور به شرق مینگریستند ، خیال میکردند ملتی که برای عدالت و استقلال برخاسته ، از تهدید میترسد. اما امروز ، صدای یک ملت ایستاده است، ملتی که طعم تحریم و جنگ را چشیده ولی زانو نزده است. آنان هنوز گمان میکنند میتوانند دیروز را تکرار کنند ، روزگاری که میزدند و میرفتند ، بیآنکه پاسخی بشنوند.
اما این خاک دیگر آنچنان ساکت نیست ، هر وجب از این سرزمین قسم خورده است که اگر دستی به سویش دراز شود ، با همان دست پاسخ دهد ، نه از سر خشم ، از سر عزت. این ملت اهل تهدید نیست ، اهل ایستادن است . دیگر دوران سکوت گذشته ، و آنان که خیال کردند میتوانند با زبان زور سخن بگویند ، حالا صدایی میشنوند که از عمق تاریخ برمیخیزد:
ما ملتِ ایستادگیایم ، و هیچ قدرتی حق ندارد امنیت این خانه را بازیچه منافع خود کند.
این خاک، یادگار خون هزاران دلیر است ، از تنگههای خلیج فارس تا قلههای سر به آسمان البرز، از کویر داغ تا مرزهای غربی. هر ذرهاش بوی غیرت میدهد، بوی پایداری. اینجا جای معامله نیست ، جای ایمان است. پرچمش با اشک مادران شهید دوخته شده ، و سایهاش با نفس جوانانی روشن است که جانشان را سپر وطن کردند.
بگذار جهان بداند، این ملت نه آغازگر جنگ بوده و نه تسلیمپذیر جنگافروزان.
اگر دست دشمنی به این خاک دراز شود، پاسخش از دل همین سرزمین برمیخیزد پاسخی که معنایش تنها یک چیز است: ایران را نمیشود ترساند، نمیشود شکست.
.ثار ایران.
.ثار.
سالهاست آنان با ما دشمنند ، نه چون ناممان ایران است ، بلکه چون ایران دیگر آن کشور خاموش دوران تحقیر نیست. آنان با ملتی سر بلند مشکل دارند ، با مردمی که دیگر نمیخواهند زیر سایه قدرتهای بیگانه زندگی کنند . رویایشان بازگشت به روزهایی است که فرمان از بیرون میآمد ، که تصمیم در دست دیگران بود و ایرانی تنها تماشاگر بود . اما آن دوران ، خاک شد.
ایرانی امروز با آن دیروز فرق دارد ، این ملت دیگر نمیفروشد ، نمیترسد ، و نمیخواهد وابسته باشد. آنان میخواستند ایرانِ فقیر و بیجان را نگه دارند ، اما با ملتی روبهرو شدند که از دل خاکستر تاریخ برخاسته ، پرچم استقلال را بالا برده و ایستاده گفته است: ما ملتی نیستیم که دوباره به زنجیر بازگردیم.
قدرتهای غربی از جمهوری اسلامی میترسند، نه چون نامش اسلام دارد ، بلکه چون درونش روح ایرانی هست ، روحی که آزاد است ، مقاوم است ، و تسلیم نمیشود.
آنان میخواستند ایرانِ دوران پهلوی را برگردانند ، اما این مردم دیگر بیدارند ، کودکانشان با غیرت بزرگ میشود، و جوانانشان با ایمان. این ملت یاد گرفته است که زمینش را خودش بسازد ، صدایش را خودش بلند کند ، و آیندهاش را خودش رقم بزند.
ایران امروز، همان ایران فرداست ، ایرانِ سرافراز، ایرانِ بیدار. و آنانی که هنوز خیال خواباندن این صدا را دارند، باید بفهمند ،
ما برگشتهایم تا بمانیم، تا بسازیم، و تا به همهی دنیا نشان دهیم ایرانی را نمیشود کوچک خواست، ایرانی همیشه بزرگ است.
.ثار ایران.
.ثار.
۲۲ بهمن، روزیست که دلها یکی میشوند، دلهایی که با عشق به میهن میتپند، با یاد شهیدان لبریز میشوند و با ایمان، کوهها را هم به لرزه درمیآورند. این روز، فقط یک راهپیمایی نیست ، عهدی دوباره است میان مردم و انقلاب، میان خون شهیدان و اشک مادران چشمبهراه.
صبح ۲۲ بهمن، وقتی پرچم میرقصد و هوا بوی غیرت میگیرد، گویی روح امام و شهیدان در میان جمع قدم میزنند ، پیرمردی که با عصا آمده، جوانی که پرچم را بر دوش گرفته، کودکی که فریاد اللهاکبر سر میدهد. همه ، یک امتاند ، یک صدا ، یک دل.
تمام دنیا خیره میماند به این صحنهٔ باشکوه ، به ملتی که با وجود تمام سختیها هنوز ایستاده، با لبخند، با امید، با چشمانی درخشان و قلبهایی مالامال از عشق به وطن.
دشمن از همین میترسد ، از اشکهای شوق در چشمان مادری که پسر شهیدش را هنوز به آسمان تقدیم میکند، از فریاد پرصلابت مردمی که با تمام قدرت میگویند: ما زنده ایم و ایران تنها نمی ماند.
۲۲ بهمن روزی است که تاریخ دوباره زنده میشود ، صدای امام در گوشها طنین میاندازد ( بکشید ما را ، ملت ما بیدارتر می شوند ). و امروز ، این مردم با حضورشان به روح امام و شهیدان اطمینان میدهند که راهشان ادامه دارد.
آری، دشمن میسوزد ، چون میبیند ملتی که عشق به خدا و وطن را در خونش دارد، هرگز تسلیم نمیشود. هر حضور میلیونی در ۲۲ بهمن، پتکی است بر سر کسانی که خیال کردند میتوانند این نور را خاموش کنند.
اما چگونه میشود نور را خاموش کرد وقتی از دلها میتابد؟
۲۲ بهمن یعنی عهد دوباره با شهدای بینام و نشان، یعنی بغضی که از غرور میلرزد، یعنی اشکی که از افتخار میجوشد، یعنی ملتی که هنوز عاشق است.
و وقتی این مردم به خیابان میآیند، گویی زمین زیر پایشان میلرزد از عظمت و عشقشان.
ایران، در بهمن، دوباره متولد میشود با تپش قلب میلیونها انسان وفادار، با شعلهای که هیچ دشمنی توان خاموش کردنش را ندارد.
ملت ایران نشان میدهد که نه از سختی میهراسد، نه از فشارها خم میشود ، بلکه از هر زخم، نوری تازه میروید و از هر تهدید، ارادهای محکمتر زاده میشود.
.ثار ایران.