eitaa logo
‹ فَریادِ سكوت ›
644 دنبال‌کننده
772 عکس
236 ویدیو
0 فایل
[ ما هیچ اِلهی هَمه تو] نوشتن میتواند آدم را بکشد و نویسندگی شغلیست کشنده. اما سکوت قَوی ترین فریاد است! من اینجام،شنوایِ همه چی! https://harfeto.timefriend.net/17252704841811 نوشته‌هایم‌تکه‌هایی‌از‌من‌هستندمن‌راپراکنده‌نکنید(: کپی؟فوروارد قشنگتره❗
مشاهده در ایتا
دانلود
و ای کاش هیچ‌گاه پناهت دلیل غمت نشود.
‌- میشه برام یه شعر بخونی؟! + چی دوست داری بشنوی؟! - صداتو(:
اغراق نمی‌کنم، اگر نبودی از تنهایی و تأسف می‌مردم..(:
اما عزیز من، زندگی فقط فتح قله‌ها نیست، گاهی بیرون آمدن از دره‌هاست.
شما همانان‌اید که به عمویتان بابت بمباران خاک جنوب تا شمال این کشور تنکیو می‌گفتید. همان‌ها که از بمباران مدرسه‌ای کودکانه در جنوب، در وسط میناب، ککتان نگزید و حتی کسانی که برای بزرگداشت آن‌ها ایموجی «کوله‌پشتی» در اکانت‌هایشان می‌گذاشتند را به باد فحش می‌گرفتید. همان‌ها که از بمباران پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌های ایران در جنوب کشور، که انرژی و اشتغال مردم جنوب را از بین می‌برد لذت می‌بردید. همان‌ها که از بمباران لنج‌های شخصی جنوبی‌مردمان نجیب ما کیف میکردید و ویدئوهایش را ذوق‌زده با عنوان «هنرنمایی عموترامپ» دست به دست میکردید. همان‌ها که آرزوی مرگ حافظان خلیج فارس را می‌کردید و با غریدن ناوهای آمریکا در بیخ گوش مردم جنوب، آب از لب‌و‌لوچه‌هاتان می‌رفت. حالا شما دلسوز جنوب ایران شده‌اید و اشک تمساح می‌چکانید. حالا شما ویدئوهای رمانتیک احساسی از دریای جنوب می‌گذارید که مردی با صدای بم و خسته و لهجه جنوبی دکلمه می‌خواند. آهنگ غمگین جنوبی استوری می‌کنید. حالا شما بعد از چهارماه ناگهان یاد جنوبیان کرده‌اید. دلتان برای بمباران و کمبود برق آن‌ها سوخته. خجالت بکشید. این حاصل کار عموی حرامی شما و تشویق‌های مداوم شماست. بوشهر و اهواز و بندرعباس از شما متنفر است. کیش و قشم و بوموسی تف به شرافت شما می‌اندازد. دکل مخابراتی سیریک، بیشتر از شما پای مردم جنوب ایستاد. بگذارید کسانی غصه جنوبیان را بخورند که در مرگ و بمباران آن‌ها هلهله نکرده باشند. سکوت کنید و از نجابت این مردمان شرم کنید که شما روسیاهان تاریخ‌اید! «مهدی مولایی»
زیرکی را گفتم:«این احوال بین»،خندید و گفت: «صعب‌روزی،بوالعجب‌کاری،پریشان‌عالمی»
انقد واسه سربازا غصه خوردم دیگه غصه‌هام ظرفیتش پر شده.
امروز نشسته بودم وسط درس خوندن خیلی رندوم شروع کردم به درد و دل کردن تو ویس با یکی که آنلاین هم نبود. یکی دو ساعت منتظر بودم که آنلاین بشه و ویس ها همشون دو دقیقه سه دقیقه ای بودن.. دیدم آنلاین شد و پیامم سین نخورد اون ۱۶ تا ویس رو بی هیچ تردیدی با دلِ شکسته و غصهٔ‌ به پیشونی رسیده پاك کردم و معنای واقعیِ «اهمیت نداشتن» رو فهمیدم. بیست ‌و پنجمِ تیرماه؛
مباد گوش به اندرزِ عقل بسپاری فنا طبیعت عشق است و اشتباه تو نیست..!(:
تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم *امروز محتاجِ توام،فردا نمی خواهم..!* *آشفته ام…زیبایی ات باشد برایِ بعد من درد دارم،شانه ای مردانه می خواهم" از گوشه ی محراب عمری دلبری جستم اکنون خدا را از دل میخانه می خواهم می خندم و آیینه می گرید به حال من *دیوانه ام،هم صحبتی دیوانه می خواهم* *در را به رویم باز کن! اندوه آوردم امشب برای گریه کردن شانه می خواهم* _علیرضا بدیع
خدایا! «صبر» مغزم سوخت.