هدایت شده از شعر های ذخیره شده
هرکه شد بی سر و سامانِ کسی، شاعر شد
شاعری عاقبت بی سر و سامانیِ ماست !(:
‹ فَریادِ سكوت ›
آنکه کافر به دل مومنِ من بود تویــی..!
آنکهدلکاشت؛ولیدلهُرهبرداشتمنــــم!
یكروز میآیی که من دیگر دچارت نیستم ..
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم (:
اندراحوالات امروز:
گرچه مویم سفید و شانهام افتاده است
کودکی دارم درونم که دبستان میرود.
من: دیروقت شد دیگه با یه ماشین غیرتاکسی اومدیم.
اون: چجور شد که اعتماد کردی تو؟
من: خودم دیدم
عکس حضرت آقا رو بک گراندش بود!
‹ فَریادِ سكوت ›
آنکهدلکاشت؛ولیدلهُرهبرداشتمنــــم!
آنکه از من، تهِذهنشخبرینیست؛تویی!
بازم میگم خدایا
یه نویسندهی جدید درست کن
با قلم رضاامیرخانی
و قدرت تحلیل و فکتهای مصطفی مستور!
روزه میگیرم ولی هر لحظه دور
از روی تو ؛
بُغض را فنجان به فنجان دُزدکی سر میکشم ..!