eitaa logo
‹ فَریادِ سكوت ›
642 دنبال‌کننده
814 عکس
236 ویدیو
0 فایل
[ ما هیچ اِلهی هَمه تو] نوشتن میتواند آدم را بکشد و نویسندگی شغلیست کشنده. اما سکوت قَوی ترین فریاد است! من اینجام،شنوایِ همه چی! https://harfeto.timefriend.net/17252704841811 نوشته‌هایم‌تکه‌هایی‌از‌من‌هستندمن‌راپراکنده‌نکنید(: کپی؟فوروارد قشنگتره❗
مشاهده در ایتا
دانلود
500_❤️‍🩹
تو شب میشه کسل میشی و خوابت میاد؛ من شب که میشه تازه انرژی میگیرم برا انجام دادن کارای عقب موندم و وقت گذروندن با رفیقام! ما مثل هم نیستیم...
از لحاظ روحی دلم میخواست نماز عید فطر مشهد باشم(:
الان این آخرین سحرِ ماهِ رمضانه ک بیدار میشیم.. آدم شدیم؟!
شاعران گل گفته اند اما برای وصف تو باز باید معنی نازک تری پیدا کنند(:
تو‌ای‌زیباترین‌شعرم‌که‌می‌خوانم‌توراهربار کمی‌بامن‌مداراکن‌درین‌اندوه‌پرتکرار!
عیدکم مبروک(:❤️‍🩹🌿
خنده اش اثر توت را دارد و قلبم یک پیراهن سفید است:)
بهش فکر میکردم درصورتی‌که می‌دونستم آدم عاقل به چیزای محال فکر نمیکنه. خودم می‌دونستم رفتن پیش این روان‌کاوه هیچ تاثیری تو وضعیت من نداره. اما به اصرار خواهرم قبول کرده بودم برم. دکتری که برا عشق دنبالِ علائم باشه دکتر نیست، کف بینه. یکی هم نیست به اینا بگه عشق سرخک نیست که علائم داشته باشه. همین که بیقراری یعنی که عاشقی! دکتر نمی‌دونست آخرین باریه که منو میبینه ولی من وقتی باهاش خداحافظی می‌کردم اینو خوب می‌دونستم. تا حالا دکترای روان‌کاو رو به چالش کشیدین؟ جوری‌ که به سطح سوادشون شک کنن؟ من تو همه‌ی ۷ جلسه‌ای که باهاش داشتم در حال چالش انداختن بودم. فکر می‌کنم این دکتره هیچوقت منو از یاد نبره. اینو خودش بهم گفت.. به قول خودش من با همه‌ی مریضایی که داشته فرق داشتم. اساسا آدما وقتی نمیدونن چشونه و دنبال راه‌حلن میرن سراغ روان‌کاو. اما من نه تنها میدونستم چمه. بلکه خوب میدونستم تو چه وضعیتی افتادم. هر راه حل احتمالی از سمت آقای دکتر رو از پیش می‌دونستم و بهش پاتک می‌زدم و احتمالا همین منو با بقیه‌ی مریضاش تمییز می‌داد. می‌دونی دارم به این فکر می‌کنم شاید اگه تو بودی الان داشتم این شرح‌ها رو برا تو می‌نوشتم. اصن اگه تو بودی که من حالم اینجوری نبود. یادته بهت گفتم بودن با تو خیلی کار سختیه؟ حالا می‌خوام بگم نبودن با تو مرگه جنابِX. مرگ... یادمه یبار برام نوشته بودی: من اگر جای خودم بودم از تو بیرون نمی‌آمدم. این روزا دائما ذکر می‌گیرم: من اگر جای خودم بودم از تو بیرون نمی‌آمدم. اما این دلیل نمیشه مثل تو خودمو بی‌نام و نشون نکنم. دل آزار شدیم از بی‌نشون بودنت.همون کاری رو می‌کنم که تو کردی.همه چیو پاک می‌کنم.هیچ اثری رو به جا نمی‌ذارم. ابهام، نوشته‌ها و پیاما، عکسات، حتی صدات. همه رو پاک می‌کنم. ولی با وجود همه‌ی این‌ها هنوز احساس بی‌پایانی بهت دارم و یه چیزی از تو تو وجودمه که هیچوقت ترکم نمیکنه،و این قشنگ‌ترین یادگاریه که برام میمونه! مخاطب؟! نداره..
تا خرخره از حرف پرم،با که بگویم؟ این شهر،پر از کور و کر و لال و نفهم است...
فرودگاه ها نسبت به سالن های عروسی ؛ بوسه های از ته قلب بیشتری دیدن! دیوار های بیمارستان نسبت به دیوار های مسجد ؛ دعا های خالصانه تری شنیدن!