هدایت شده از اِهتمام
_حکایت ما تو فضای مجازی_
+خوبی؟
-اره
همون لحظه تو واقعیت:
کنج اتاق،چشمای اشکی،دست به بغل
[ادماغیرقابلپیشبینیان
هموقضاوتنکنیم]
‹ فَریادِ سكوت ›
حدود ساعتِ باران به وقتِ شرعیِ شعر نشسته ام که دو رکعت غزل به جا آرم..
بدونِ علم عروض و... بدون آرایه
چقدر ساده نوشتم که: "دوستت دارم"