-نشستم صبح و ظهر و عصر در فکرت فرو رفتم . .
اذان گفتند و من کاری نکردم ؛ کافرم یعنی؟!
گاهی اوقات یه چیزِ کوچیک یا اتفاقی
ناچیز؛ جرقهای میشه تا آدم تمامِ
دردهای زندگیش رو یک جا گریه کنه :)
نه حرف میزنی
نه نگه میکنی
نه ناز!
بر من درِ امید به یکبارِ بستهای...((:!
‹ فَریادِ سكوت ›
آنکهدلکاشت؛ولیدلهُرهبرداشتمنــــم!
اینچنینعشقتودرسینهنگهداشت،منـــم!
‹ فَریادِ سكوت ›
"بینخودموننمونه" میگفتند تنها چیزی که همهی دردها را دوا میکند عشق است؛ پیدا بود که هنوز مبتلا
"بینخودموننمونه"
گاهی وقتا مجبور که میشم زیاد حرف بزنم
عمیقا جان درد میگیرم.
مورد داشتم بعد یه وراجی اجباری دلم خواسته گریه کنم...❗️
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گوید که به دل ره است دل را
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد!
مطمئنم گفته بودی با توام تا روز مرگ،
من فقط شک می کنم گاهی مبادا مرده ام !(: