خوشبختانه درمیان آبهای طغیانی این زندگی، چند جزیره کوچک هست، که بتوان بدان پناه برد : کتاب های زیبا، شاعران، موسیقی..
از الان دلم برایِ پسرِ آینده ام میسوزه،دوستاش هی میخوان بگن جون چه مامانی و بچم اعصابش خورد میشه((=
با کسی که دوستش دارید ساعتها حرف بزنید، چای بنوشید، او را از لابهلای روزمرگیها نجات دهید و نگذارید به همین سادگی بمیرد(:
گریه نکن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دل هایِ ما
با غمِ هم آشنا کرد(: