دلم واسه شبایی که تا صبح حرف میزدیم و میخندیدیم و آخرش با یه لبخندِ قشنگ خوابم میبرد خیلی تنگ شده(:
میگفت: توی این مدت زندگی جوری گذشت که میتونم سالها بدونِ اینکه هیچ اتفاق غمانگیزی رخ بده غمگین بمونم.
امروز رفتم خیابون یه دختر بچه 7/8 ساله زد به مامانش اشاره کرد به من گفت مامان این دختره چقد قشنگه(:
و من یه لبخند به روشون زدم و قلبم اینجوری شد:💖💖💖💖🥺
ولی جدی فکر کنید پیامرسانا این قابلیت رو داشتن اعلام کنن به طرف که:
فلان کاربر برای دویستمین بار آخرین بازدید شمارا نگاه کرد
فلان کاربر برای صدمین بار پروفایل شمارا نگاه کرد
فلان کاربر برای صدودهمین بار با بیوی شما اشک ریخت
فلان کاربر برای شصتمین بار پیام های قبلی را نگاه کرد..