مالِ من فقط مالِ منه، انقدر سخته فهميدنش؟اینکه هی بهش نزدیک نشین؟اینقد سخته؟!
میدونی من دلم برا تو تنگ نمیشه!
دلم برای خودم تنگ میشه،دلم میسوزه واقعا..
دلم تنگ میشه واسه اون کسی که مامان باباش به وجودش افتخار میکردند ، دلم تنگ میشه واسه اون آدمی که شادی اطرافیانش مهم ترین وجه زندگیش بود، دلم تنگ میشه واسه اون آدمی که برای زندگیش هدف و انگیزه داشت،دلم تنگ میشه برای اعتماد کردن به آدما،دلم تنگ میشه برای ارتباط گرفتن با اطرافیانم، میدونی تمام وجودم هرشب پای جنازه ی خودم اشک میریزه و زجه میزنه ولی صد حیف که هیچ وقت برنمیگرده و زندگیم شده جهنمی که بی انتهاس..
نمیدونم از کجا و چجوری باید دوباره بسازمش،یا درست ترش دوباره خودم رو بسازم ولی میدونم باعث شدی بفهمم تو این دنیا کسی رو جز خودم مهم ندونم..
من خیلی زیاد نامه مینویسم میفرستم
مستقیم یا غیرِ مستقیم..
خیلیاشم نمیفرستم
ولی کاش حددددداقلش یکی بود واسه خودم یه نامه کوتاه مینوشت(:
حسِ خوبی نیست واسه عالم و آدم بلد باشی بنویسی و حالشونو خوب کنی ولی حتی یك نفر نتونه این کارو کنه...!
یک آن دلم واسش خیلی تنگ شد..
صداش تو مغزم اکو میشد،حرفاش،نگاهاش(:
ولی من حق ندارم دلتنگ شم؛
زندگیِ نامرد.
فکر میکنی به نبودنش عادت کردی که یهو وسطِ روز بی هیچ دلیلی بخاطرِ نبودنش گریه ات میگیره و چونه هات میلرزن و بغضی میشی..
نه تو میمانی،
نه اندوه
تنها چیزی که میماند خاطره ای خواهد بود،
از تو و اندوه بعد از تو.....
فقط چند روز مامان نبود و ندیده بودمش و مامانِ خونه من بودم
قدرِ چندسال کار کردم و برا بچه ها مادری کردم
و واااااااقعا و عمیقا حس کردم مامانم با ما چی میکشیده.
مادر بودن یجوری سخته...
که فقط برید قدرِ مادراتونو بدونید
ببوسیدش دورش بگردید نزارید یك لحظه دلش بشکنه(: