نه تو میمانی،
نه اندوه
تنها چیزی که میماند خاطره ای خواهد بود،
از تو و اندوه بعد از تو.....
فقط چند روز مامان نبود و ندیده بودمش و مامانِ خونه من بودم
قدرِ چندسال کار کردم و برا بچه ها مادری کردم
و واااااااقعا و عمیقا حس کردم مامانم با ما چی میکشیده.
مادر بودن یجوری سخته...
که فقط برید قدرِ مادراتونو بدونید
ببوسیدش دورش بگردید نزارید یك لحظه دلش بشکنه(:
شاملو تو یکی از نامههاش به آیدا میگه :
من با تو ، انسانی را که هرگز در زندگیِ خود نیافته بودم ، پیدا کردم .
از میانِ تمام چیزهایی که دیده ام ،
تنها تویی که میخواهم به دیدنش ادامه دهم .
هدایت شده از ‹ فَریادِ سكوت ›
دردلمیادکسیهستکهخودبیخبر
ازحالمنست!
اینغمِسخت،مگرولکنمامیگردد؟:)
حرف زدن با آدمایی که دوستشون دارم
هیجانزدهام میکنه،حتی اگه یه گفتوگوی
ساده و بدون محتوا باشه،حتی اگه وانمود کنم واسم مهم نیست.