من دوست دارم وقتی وارد داستان یکی میشم واسش فرق کنم..
نمیگم حتماً بشم نقشِ اولِ داستانش
ولی یچیزی با نقش و اهمیتِ اون
و دوست دارم همونی باشم
که وقتی نیست خیلی چیزها میریزه بهم!
یا وقتی نیست یك چیزی کمه؛
عمیقاً کمه..(:
یه سوال⁉️
عاشقش بودی یا صرفاً دوست داشتی یه داستانی باهاش داشته باشی..؟!
جوابت هرچی باشه قطعا یه آسمون فرقشه.
لطفاً تنهایی کافه/سینما/خرید/شهربازی و خصوصاً بیمارستان رفتن رو نرمالیز کنید!
چیزِ عجیبی نیست که.
بیشترِ اوقات بزرگترها هستند که به ما القا
میکنند رؤیاهایمان غیرقابل دسترساند.
و آنها بهجای اینکه ما را به داشتنِ اهداف
بلند تشویق کنند ازما میخواهند از رؤیایمان
دست برداریم،رؤیاهایی که بابِ میلِ آنها نیست..!
یکی از جملاتی که دعا میکنم هیچوقت به زبونت نیاد اینه:
من که داشتم زندگیمو میکردم..