-پیچك توجه به جزئیات پیچیده به پایِ دلِ من.
؛
باور دارم که بعد از چشمها،
پشتِ دستانِ آدمها داستانهای مختلفی پنهان شده.
از گرفتن و لمسِ انگشتانِ معشوقه گرفته،تا کار کردن و سختی کشیدن در کفِ بازار و سرکار،تا n سالِ تحصیلی و پاسخ به برگه امتحان و چرخیدن قلم بین انگشتها از سر استرس،تا رگهایِ سبزی که امواجِ غم در آن جریان دارد..!
و خیلی چیزهای دیگر،که کلمات کششِ توصیف آنها را ندارند.
حسِ زیبایی دارد.
تفسیر غم و درد و رنج و محنتِ مخفی شده در پشتِ داستانِ دستهارا میگویم...(:
-دست هایِ پرماجرا و زیبا؛
لا أنتَ بعيدٌ فأنتظركَ
ولا أنتَ قريبٌ فألقاكَ
ولا أنتَ لي فيطمئن قلبي
ولا أنا محرومٌ منكَ فأنساكَ
أنتَ في مُنتصف كُلّ شيء..!
و این دردناك است(:
گاهی گر از ملال محبت برانمت
دوری چنان مکن که به شیون بخوانمت..!
-استاد شهریار
به خودتون تلقین نکنید که شاید بلد نیست؛
واقعیت اینهکه همهی آدمها بلدن چطور با کسی که دوستش دارن رفتار کنن.
همشون ناز کشیدن،سوپرایز کردن،جنگیدن و صبوری رو خوب بلدن؛
ولی واسهی کسی که خودشون بخوان.
اگر کسی اونجوری که باید رفتار نمیکنه، پس خودش نمیخواد.
اونی که واسه تو کاری نمیکنه،واسه یکی دیگه صدش و میذاره،خودتون و گول نزنید.
باشد كه با فردى واردِ رابطه شويد كه
به زبانِ روحِ شما سخن بگويد و مجبور
نباشيد عمرى را صرفِ "ترجمهٔخود"براى
او كنيد.