"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و یازدهم:
💠مسافرت موفقیت آمیز/سفر به حجاز:
تمام روز را در حرم پيامبر به زيارت و نماز گذراندم و فقط براى تجديد وضو بيرون مى رفتم.
پس از نماز عصر بود كه ديدم يكى از خطبا، ميان عده اى از نمازگزاران نشسته و درس مى دهد.
به سوى او راه افتادم و از حاضرين فهميدم كه او قاضى مدينه است.
نشستم و به سخنانش گوش دادم كه برخى از آيات قرآن را تفسير مى كرد.
پس از پايان درس و وقتى مى خواست بيرون رود، متوقفش كردم و گفتم:
آقاى من! ممكن است مقصود از اهل بيت در اين آيه شريفه كه مى فرمايد:
«إِنَّمٰا يُرِيدُ اَللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» برايم بيان بفرمائيد؟
فورا پاسخ داد: مقصود زنان پيامبر است.
و اوّل آيه را خواند كه خطاب به زنهاى پيغمبر مى كند.
گفتم: علماى شيعه مى گويند كه اين آيه اختصاص دارد به على و فاطمه و حسن و حسين، و من هم طبعا پاسخشان دادم كه در آغاز آيه «يٰا نِسٰاءَ اَلنَّبِيِّ» دارد.
آنها جواب دادند: تا آنجا كه سخن از زنان پيامبر بود، تمام افعال با صيغۀ جمع مؤنث و «نون النسوه» آمده است مثل:
«لستن، ان اتقيتن، فلا تخضعن، و قرن فى بيوتكنّ، و لا تبرّجن، و اقمن الصلاة و آتين الزكوة، و اطعن اللّه و رسوله».
ولى در اين فراز از آيه كه خاصّ به اهل بيت است، صيغۀ جمع عوض شده و «ليذهب عنكم، و يطهّركم» آمده است.
عينكش را بالا زد و نگاهى معنى دار به من كرد.
ادامه دارد.
#محمد_تیجانی_سماوی
#چگونه_مستبصر_شدم
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و دوازدهم:
💠مسافرت موفقیت آمیز/سفر به حجاز:
و گفت: زنهار، بترس از اين افكار زهرآلود! شيعيان، طبق هواى خودشان، آيات قرآن را تأويل مى كنند و اصلا درباره على و فرزندانش آياتى دارند كه ما هيچ اطلاعى از آنها نداريم و قرآن ديگرى دارند كه آن را «مصحف فاطمه» مى نامند.
من هشدارت مى دهم كه فريبشان نخورى.
گفتم: نترس، آقاى من! من خودم مواظب هستم و از آنها چيزهاى زيادى مى دانم ولى مى خواستم تحقيق كرده باشم.
گفت: تو از كجا هستى؟ گفتم: از تونس. گفت: اسمت چيست؟ گفتم: «تيجانى» خنده متكبّرانه اى كرد و گفت: مى دانى احمد تيجانى كيست؟
گفتم: آرى، او شيخ طريقت است. گفت: و همچنين دست نشانده استعمار فرانسه. و استعمار فرانسه در جزائر و تونس به او كمك فراوانى كرد. و اگر تو سرى به پاريس زدى، به كتابخانه ملى برو و خودت فرهنگ فرانسوى را باز كن و در حرف «الف» مى بينى نوشته است كه فرانسه مدال افتخار به احمد تيجانى داد زيرا خدمات ارزنده اى به آنها نمود. از سخنش تعجّب كردم و تشكر نمودم و خداحافظى كردم و گذشتم. يك هفته تمام در مدينه ماندم كه در طى آن، چهل نماز خواندم و همۀ زيارتگاهها را زيارت كردم و در طول مدت اقامتم، خيلى كنجكاو و دقيق بودم و در نتيجه روز بروز نفرت و خشمم نسبت به وهّابيت فزونتر مى گشت. از مدينه به سوى اردن مسافرت كردم كه در آنجا نيز با برخى از دوستان-كه قبلا در ايّام حج آشنا شده بودم و در صفحات گذشته يادآور شدم-ملاقات نمودم.
ادامه دارد.
#محمد_تیجانی_سماوی
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و چهاردهم:
💠مسافرت موفقیت آمیز/آغاز بحث:
خيلى خوشحال شدم و كتابها را در اطاق مخصوصى كه آن را «كتابخانه» ناميدم، صف دادم، و چند روزى استراحت كردم و وقتى برنامه اوقات كارم را در آغاز سال تحصيلى نو، دريافت نمودم، ديدم سه روز پشت سرهم كار دارم و چهار روز دنبال هم-در هفته-استراحت دارم.
شروع به خواندن كتابها كردم. كتاب «عقائد الاماميه» و «اصل الشيعه و اصولها» را مطالعه نمودم و آسايش خاطرى نسبت به عقايد و افكار شيعه در من پيدا شد.
آنگاه كتاب «المراجعات» نوشته سيد شرف الدين موسوى را مطالعه كردم، همين كه چند صفحه از آن را خواندم، بقدرى شيفته اش شدم و مرا مجذوب خود ساخت، كه جز در وقت ناچارى، حاضر نبودم رهايش كنم و گاهى آن را با خود به دانشكده مى بردم.
اين كتاب واقعا مرا شگفت زده كرد كه در آن صراحت و رك گوئى يك روحانى شيعى را مى ديدم و مى دانم كه چگونه اشكالهاى علمى روحانى سنّى، «شيخ
الازهر» را برطرف مى سازد و آنچه را نفهميده، به او مى آموزد.
در كتاب، گمشده خود را يافتم زيرا اين كتاب، مانند ساير كتابهائى نيست كه نويسنده هرچه دلش خواست در آن مى نويسد و هيچ اعتراضى و اشكالى به او نمى شود بلكه «المراجعات» گفتگوئى است بين دو روحانى از دو مذهب مختلف كه هريك با دقّت مطالب ديگرى را زير ذرّه بين مى گذارد و هر ريز و درشتى را مورد محاسبه قرار مى دهد و در بحثها تكيه شان فقط به دو منبع اصلى تمام مسلمانان است:
ادامه دارد...
#محمد_تیجانی_سماوی
#چگونه_مستبصر_شدم
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و پانزدهم:
💠مسافرت موفقیت آمیز/آغاز بحث:
قرآن و سنت صحيحى كه مورد اتفاق تمام صحاح سنيان است.
و كتاب در حقيقت، نقش مرا بازى مى كرد به عنوان يك پژوهشگر كه در جستجوى حقيقت است و هرجا آن را يافت، مى پذيرد.
و از اين روى اين كتاب بسيار مفيد بود و بر من حقّ بزرگى داشت.
و بهت زده به آنجائى-در كتاب- رسيدم كه سخن از عدم اطاعت اصحاب، از دستورات پيامبر داشت، و در اين مورد، نمونه هائى ذكر كرده بود، از جمله حادثه روز پنجشنبه است كه اصلا باور نمى كردم كه سرورمان عمر بن خطاب، به سخن پيامبر اعتراض كند و او را متهم به هذيان گوئى نمايد.
در آغاز پنداشتم كه اين روايت، در كتابهاى شيعه است ولى تعجّب و شگفتىام افزونتر شد وقتى ديدم آن روحانى شيعى، اين روايت را از «صحيح بخارى» و «صحيح مسلم» نقل مى كند و به خود گفتم:
«اگر اين روايت را در صحيح بخارى يافتم، قطعا نظر ديگرى خواهم داشت».
به پايتخت رفتم و در آنجا «صحيح بخارى»، «صحيح مسلم»، «مسند امام احمد»، «صحيح ترمذى»، «موطّا امام مالك» و ديگر كتابهاى مشهور را خريدم و اصلا منتظر نماندم كه به منزل برسم بلكه در همان بين راه تونس و قفصه، در اتوبوس عمومى، كتاب بخارى را گشودم و دنبال «حادثه روز پنجشنبه» در لابلاى كتاب گشتم به اين اميد كه آن را پيدا كنم.
و على رغم ميل باطنيم، روايت را يافتم، چند بار آن را خواندم، همان گونه بود كه سيد شرف الدين در كتابش نقل كرده بود.
ادامه دارد...
#محمد_تیجانی_سماوی
#چگونه_مستبصر_شدم
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و شانزدهم:
💠مسافرت موفقیت آمیز/آغازِ بحث:
تلاش كردم حادثه را تا آخر منكر شوم و خيلى بعيد دانستم كه عمر چنان نقشه خطرناكى در سر مى پرورانده ولى مگر مى شود انكار كرد آنچه در صحاح ما آمده كه صحاح اهل سنت و جماعت است و خود را متعهد نسبت به آن مى دانيم و به صحتش گواهى داده ايم و اگر شك در آن داشته باشيم يا برخى از آن را تكذيب نمائيم، مستلزم اين است كه از كتاب صرف نظر كنيم و اين باز مستلزم اين است كه دست از عقايدمان برداريم.
و اگر عالم شيعى از كتابهاى خودشان نقل كرده بود، هرگز تصديق و باور نمى كردم ولى حال كه از كتابهاى صحيح اهل سنت نقل كرده، جائى براى خدشه در آن نمى ماند، براى اينكه ما خود را قانع كرده ايم كه اينها صحيح ترين كتابها، پس از كتاب خدا است.
پس ناچار بايد به آنها تن دردهيم وگرنه مستلزم شك و ترديد در تمام صحاح است و در آن صورت چيزى از احكام اسلام، نمى ماند كه به آنها اعتماد كنيم، زيرا احكامى كه در قرآن وارد شده، خلاصه و مجمل است و تفصيل و شرح ندارد و ما از دوران رسالت فاصله زيادى داريم و پدران و نياكان ما، احكام دينمان را از راه همين صحاحها به ما منتقل كرده اند، پس به هيچ نحوى، ممكن نيست چشم از اين كتابها بپوشيم.
و با خود پيمان بستم، حال كه در اين بحث طولانى و دشوار وارد مى شوم، احاديث صحيحى كه مورد اتفاق شيعه و سنى است، مدرك قطعى قرار دهم و احاديثى كه يك فرقه منهاى ديگر فرق، اعتماد كرده كنار بگذارم.
ادامه دارد...
#محمد_تیجانی_سماوی
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و هفدهم:
💠پژوهش/اصحاب در نظر شيعه و اهل سنت /اشاره
با خود پيمان بستم، حال كه در اين بحث طولانى و دشوار وارد مى شوم، احاديث صحيحى كه مورد اتفاق شيعه و سنى است، مدرك قطعى قرار دهم و احاديثى كه يك فرقه منهاى ديگر فرق، اعتماد كرده كنار بگذارم. و با اين روش ميانه، هم از تأثيرهاى عاطفى و تعصبهاى مذهبى و ملى و ميهنى دور شدهام و هم راه شكّ و ترديد قطع كرده و به بلنداى يقين رسيدهام كه همان صراط مستقيم خداوند است.
در ژرفاي پژوهش
اصحاب در نظر شيعه و اهل سنت
اشاره
از مهمترين بحثهائى كه محور اصلى تمام مطالبى است كه به حقيقت سوق مى دهد، بحث در زندگى اصحاب و رفتار آنها و روش برخورد آنها و باورها و عقايد آنها است. زيرا آنها ستون و اساس همه چيزند و ما دينمان را از آنها فرا گرفته ايم و بوسيلۀ چراغ روشنائى آنان، ظلمتهاى گمراهى را مى شكافيم تا به احكام نورانى خدا پى ببريم. و چون علماى اسلام بر اين امر واقف بودند، لذا در گذشته بحث دربارۀ آنها و روش زندگيشان به تفصيل كرده اند و در اين زمينه كتابهايى مانند «اسد الغابه فى تمييز الصحابه» و «الاصابة فى معرفة الصّحابه» و «ميزان الاعتدال» و ديگر كتابهائى كه از نظر اهل سنت و جماعت، بيوگرافى اصحاب را مورد نقد و بررسى قرار مى دهند، مورد نگارش و تأليف قرار دادند.
ادامه دارد...
#محمد_تیجانی_سماوی
#چگونه_مستبصر_شدم
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و هیجدهم:
💠پژوهش/اصحاب در نظر شيعه و اهل سنت /اشاره
اشكالى كه در اينجا مطرح است اين است كه علماى پيشين معمولا بگونه اى مى نگاشتند و تاريخ نويسى مى كردند كه با آراء و نظرات حكّام اموى يا عبّاسى كه نسبت به اهل بيت پيامبر، عداوت و كينۀ بسزائى داشتند، موافقت و مطابقت داشت بلكه با هركس كه از آنها پيروى كرده و راهشان را مى پيمود. بنابراين، دور از انصاف است كه تنها به نوشتجات آنها بسنده كنيم و به آنها اطمينان كنيم بى آنكه اقوال ساير علماى مسلمين كه آن حكومتها آنان را تحت فشار قرار داده و آواره كرده و به قتل رسانده تنها به اين جرم كه پيرو اهل بيت بودند و منشأ انقلابها عليه حكومتهاى مستبدّ و منحرف بودند، مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم.
مشكل اصلى ما در اين زمينه، خود اصحاب هستند. زيرا آنها خود در مورد كتاب و مرقومۀ پيامبر اختلاف ورزيدند، همان نوشته اى كه آنان را تا روز رستاخيز، از گمراهى مى رهانيد و اين اختلاف بود كه امت اسلامى را از اين فضيلت محروم كرد و آن را به وادى گمراهى كشاند و در نتيجه، متشتّت و پراكنده شدند و با هم كشمكش و نزاع كردند و به سقوط كشيده شدند و آبرويشان رفت. و آنان خود بودند كه در خلافت، اختلاف كردند و به دو گروه:
حزب حاكم و حزب مخالف، تقسيم شدند و به شيعه على و شيعه معاويه درآمدند، و آنان خود در تفسير كتاب خدا و احاديث پيامبرش، اختلاف ورزيدند كه در نتيجه مذاهب و فرقهها و ملتها و گروههاى گوناگون تشكيل شد
ادامه دارد.
#محمد_تیجانی_سماوی
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و بیستم:
💠پژوهش/اصحاب در نظر شيعه و اهل سنت /اشاره:
... و گاهى اذيّتش مى كردند و به امر و نهيش اهميّت نمى دادند بلكه در مقابل نصّ صريح، نظرات خود را به رخ مى كشيدند، تا اينكه قرآن گاهى آنان را سرزنش و گاهى تهديد مى كرد و خداوند در بسيارى از آيات رسواشان كرده و پيامبر در بسيارى از روايات هشدارشان داده و شيعيان، بدون اينكه احترام و تقديرى از اينها بعمل آورند، كارها و رفتارهايشان را يادآور مى شوند. بخش سوم: منافقينى هستند كه خود را بعنوان اصحاب رسول اللّه جا زدند و نسبت به پيامبر نظر سوء داشتند. اينان بظاهر اسلام آوردند ولى در باطن بر كفر خود باقى ماندند و اينكه خود را به پيامبر نزديك كردند براى اين بود كه مى خواستند نسبت به اسلام و مسلمين، توطئه كنند. و خداوند يك سوره درباره آنان نازل فرمود و در جاهاى زيادى از آنان ياد كرد و وعدۀ پائين ترين درجه جهنم را به آنها داد و حضرت رسول «ص» نيز آنان را ياد كرد و به مسلمانان هشدار داد و به برخى از اصحابش، نام و نشانه هاى آنان را آموخت، و شيعه و سنى در لعنت بر آنها و بيزارى از آنها اتحاد دارند!
و گروه ويژه اى نيز وجود دارد كه گرچه از اصحاب هستند ولى امتيازى كه بر آنان دارند در خويشاوندى با حضرت رسول و فضائل اخلاقى و درونى و ويژگيهائى است كه خدا و رسولش براى آنان قائل شدند و هيچ كس را در آن حقى نيست، و اينها همان اهل بيت اند كه خداوند رجس و پليدى را از آنان دور ساخته و پاك و طاهر قرارشان داده است.
ادامه دارد
#محمد_تیجانی_سماوی
#سدرةالمنتهی
https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و بیست و یکم:
💠پژوهش/اصحاب در نظر شيعه و اهل سنت /اشاره:
و درود و صلوات را بر آنها واجب كرده، همان طور كه بر رسولش واجب كرده است، و سهمى از خمس را براى آنها قرار داده، [١] و محبت و مودّتشان را بر هر مسلمانى در مقابل پاداش رسالت محمّدى، [٢] واجب دانسته.
و اينهايند اولو الامرى كه امر به اطاعتشان نموده [٣] و اينها راسخين در علم اند كه تأويلهاى قرآن را مى دانند و متشابه را از محكم تشخيص مى دهند [٤] و اينها اهل ذكرند. حضرت رسول آنها را قرين و همنشين قرآن در «حديث ثقلين» قرار داده و دستور تمسّك به هر دو داده است [٥] و آنان را مانند كشتى نوح معرفى كرده كه هركس برفراز آن بيامد، نجات يافت و هركه از آن سرپيچى كرد، غرق و هلاك شد [٦] .
و اصحاب، قدر و منزلت اهل بيت را مى دانند و آنها را تعظيم و احترام مى كنند و شيعه نيز به اهل بيت اقتدا كرده و بر تمام اصحاب مقدّمشان مى دارند و برترى براى آنها قائلند و در اين مورد، دليلهائى صحيح از نصوص كتاب و سنّت دارند.
----------
[١]: سوره انفال-آيه ۴١.
[٢]: سوره شورى-آيه ٢٣.
[٣]: سوره نساء-آيه ۵٩.
[٤]: سوره آل عمران-آيه ٧.
[٥]: حديث ثقلين. از جمله منابعش: كنز العمال-ج ١-ص ۴۴ و مسند احمد بن حنبل-ج ۵ -ص ١٨٢.
[٦]: حديث سفينه: مستدرك حاكم، ج ٣-ص ١۵١ تلخيص الذهبى، الصواعق المحرقه ص ١٨۴ و ٢٣۴
ادامه دارد...
#محمد_تیجانی_سماوی
#چگونه_مستبصر_شدم
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و بیست و دوم:
💠پژوهش/اصحاب در نظر شيعه و اهل سنت /اشاره:
اين آن چيزى است كه از علماى اهل سنت مى دانم و آن، همان چيزى است كه از علماى شيعه درباره تقسيم بندى اصحاب شنيده ام. و چنين بود كه خواستم بحثم را با تحقيقى عميق نسبت به اصحاب، آغاز كنم و با خداى خود پيمان بستم-اگر هدايتم كرد-از هر احساس و عاطفه اى خود را رها سازم كه بى طرفانه اقوال هر دو گروه را بشنوم و بهترينش را دنبال نمايم و اعتمادم در اين بحث بر دو چيز است:
١-زيربناي منطقي سالم:
پس من به هيچ چيز اعتماد نمى كنم جز در مواردى كه همه بر آن اتفاق نظر دارند خصوصا در تفسير قرآن و احاديث صحيح از سنّت نبوى.
٢-عقل:
و عقل بهترين نعمتهاى الهى بر انسان است كه به آن، او را بر ساير مخلوقات، برترى داده و كرامت بخشيده. آيا نمى بينى هرگاه خداى سبحان، بر بندگانش احتجاج مى كند، آنان را به پيروى از عقل دعوت مى نمايد، مى فرمايد:
«آيا عقل ندارند؟ آيا نمى فهمند؟ آيا تدبير نمى كنند، آيا نمى بينند و و... » بنابراين، فعلا بگذاريد اسلام من، عبارت باشد از ايمان به خدا و فرشتگانش و كتابهايش و رسولانش و اينكه محمّد بنده و رسول خدا است و دين نزد خدا اسلام است. و در اين مورد بر هيچ يك از اصحاب تكيه نمى كنم، در هر مقام و منزلت والائى باشد و هرچه، خويشاونديش به حضرت زيادتر باشد، پس من نه اموى هستم و نه عباسى و نه فاطمى و من نه سنى هستم و نه شيعى..
ادامه دارد...
#محمد_تیجانی_سماوی
#چگونه_مستبصر_شدم
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و بیست و پنجم :
💠پژوهش/اصحاب در صلح حدیبیه:
سپس سلمانيش را صدا زد تا سرش را بتراشد. وقتى اصحاب اين را ديدند بلند شدند، قربانى كردند و هريك سر ديگرى را تراشيد و نزديك بود، برخى، برخى ديگر را بكشد... [۱] اين خلاصه اى از داستان صلح حديبيه بود و اين از رويدادهائى است كه شيعه و سنى بر آن، اتفاق دارند. تاريخ نويسان و اصحاب سير مانند طبرى، ابن اثير، ابن سعد و ديگران از قبيل بخارى و مسلم نيز آن را ذكر كرده اند. من در اينجا لحظه اى تأمل مى كنم، چون ممكن نيست چنين چيزى را بخوانم و متأثّر شوم و تعجّب نكنم از رفتار اين اصحاب نسبت به پيامبرشان. آيا هيچ عاقلى مى پذيرد اين سخن را كه اصحاب (رضى اللّه عنهم) براستى اوامر پيامبر را اطاعت مى كردند و آن را اجرا مى نمودند؟
----------
[۱]: اين داستان را اصحاب سير و تواريخ نقل كرده اند. بخارى نيز در صحيح خود در كتاب شروط، باب شروط جهاد، ج ٢-ص ١٢٢ آورده است. صحيح مسلم در باب صلح حديبيه، ج ٢.
ادامه دارد...
#محمد_تیجانی_سماوی
#چگونه_مستبصر_شدم
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─
"آنگاه هدایت شدم"
📚قسمت صد و بیست و ششم :
💠پژوهش/اصحاب درصلح حدیبیه:
اين داستان آنها را تكذيب مى كند و نظرشان را تخطئه مى نمايد.
آيا هيچ عاقلى تصوّر مى كند كه اين رفتار در مقابل پيامبر، كار آسانى است يا پذيرفته است يا اصلا معذور است؟
خداوند مى فرمايد:
«فَلاٰ وَ رَبِّكَ لاٰ يُؤْمِنُونَ حَتّٰى يُحَكِّمُوكَ فِيمٰا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً» [۱] .
-نه، به خدايت سوگند اينها ايمان نمى آورند تا تو را در اختلافهاى خود، حاكم قرار دهند، آنگاه در درون خودشان هيچ ملالى از آنچه تو حكم كرده اى نيابند، و بى چون وچرا تسليم فرمانت گردند.
آيا عمر بن خطاب در اينجا واقعا، امر پيامبر را گردن نهاد و در درون خود هيچ اشكال و ايرادى از قضاوت پيامبر «ص» نيافت؟
يا اينكه موضعگيريش، شك و ترديد در برابر امر پيامبر بود خصوصا آنجا كه گفت: آيا تو براستى پيامبر خدا نيستى؟
آيا تو نبودى كه به ما چنين مى گفتى...؟
و آيا پس از اينكه پيامبر با آن پاسخهاى قانع كننده، جوابش داد، تسليم شد؟
نه، هرگز تسليم نشد و لذا نزد ابو بكر رفت و همان سئوالها را از ابو بكر كرد.
و آيا پس از آنكه ابو بكر پاسخش داد و نصيحتش كرد كه اطاعت از پيامبر كند، او تسليم شد؟
نمى دانم، شايد با سخن ابو بكر، تسليم شده باشد، يا به جواب پيامبر يا به جواب ابو بكر قانع شده باشد!....
[۱]: سوره نساء-آيه ۶۵.
ادامه دارد...
#محمد_تیجانی_سماوی
#چگونه_مستبصر_شدم
#سدرةالمنتهی ↙️↙️↙️
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─ https://eitaa.com/joinchat/1790967818C763ece4c90
─┅═ೋ❅🕋❅ೋ═┅─