اولین روزهایی بود که اومده بودم کربلا…این نوزاد مادرش دیابتی بود و کمی نارس…نفس هاش خیلی بد بود…با کمی اطمینان برگشتم به همراهانم که متخصص اطفال بودند گفتم بعیده که این نی نی ، با همین اکسیژن تو بینی خوب بشه…احتمالا مجبور بشیم تداخل های پزشکی بیشتری براش بکنیم مثلا تزریق سورفاکتانت و … ساعتی بعد باباش اومد و گفت این نوشته امو بذارین بالای سرش…نوشته بود: امانت موسی بن جعفر
اشک تو چشمام حلقه زد…الان که دارم مینویسم هم دارم گریه میکنم…ورق برگشت…فردا صبحش در حالیکه حالش کاملا خوب بود زیر سینه مادر شیرخورد و رفت خونه…و تمام محاسبات پزشکی منو بهم ریخت.😭😭😭تو هم دستتو بذار روی قلبت و بگو «قلبی و مَن فیها بامانت موسی بن جعفر»کشورمون رو یادت نره…یا امام…همه نفس هامون مثل این نی نی به شماره رفته…آروممون کن و بذارمون زیر سینه مادر…ميشه شما که امانت دار خوبی هستی،محاسبات رو به هم بريزي؟…
#امانة_موسى_بن_جعفر
#برهم_زدن_محاسبات_عادی_دنيا
#امام_کاظم 🥀