🔻 رویای صادقه
خوابهای دختر شهید مدافع حرم
#حاج_عبدالکریم_غوابش
موقع شهادت ایشون من 6ماهه باردار بودم،هفته سوم بعد از شهادت بابام خوابهای من شروع شد...
هفته ای سه تا چهار بار به خوابم می اومد،هر بار این خواب مثل یک دیدار کامل بود،خواب با ورود بابام به خونه شروع میشد سلام، احوالپرسی، سوالاتی که بعضا من می پرسیدم ازشون و ایشون جواب می دادن و بعد می گفت که دیگه بیشتر از این نمی تونه بمونه و منتظرش هستن و باید بره و خداحافظی می کرد و می رفت و من بیدار میشدم.
اوایل که به خوابم می اومد، خیلی اصرار بر این داشت که برای من گریه نکنید، من نمردم، من زنده ام...
من به رسم همه سیاه پوشیده بودم ولی توی خواب به من می گفت چرا سیاه پوشیدی...
یه بار ازشون پرسیدم بابا راسته که میگن شهدا می رن دیدار پیغمبر؟
گفت: بله هرچی در مورد مقام شهدا میگن راسته ما رفتیم دیدار پیغمبر.
گفت: اول که وارد شدم،شهید حزباوی اومد به استقبالم.
اون موقع من شهید حزباوی رو نمی شناختم، بیدار که شدم از مادرم پرسیدم که ایشون کی هستن شما می شناسی؟گفت بله،دو سه مزار بالاتر از مزار بابات مزار این شهید هستش....
@seedammar