eitaa logo
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
2.4هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
10.4هزار ویدیو
143 فایل
نهایة الحب تضحیة... عاقبت عشق جانفدا شدن است! حضور شما در کانال دعوت ازخود #شهداست. کپی با ذکر ۵ #صلوات #خادم👇🏻 @Mousavii13 #تبادل @Mousavii7 #نویسندگی👇🏻 @ShugheParvaz #عربی @sodaneghramk #تبلیغات🤩 @Tblegh
مشاهده در ایتا
دانلود
3.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شہیدمحمدحسن‌(رسول)خلیلی تاریخ‌تولد: ²⁰/آذࢪ/¹³⁶⁵ محل‌تـولد: تہران✨ تاریخ‌شهادت: ²⁷/آباטּْ/¹³⁹² محل‌شهادت: سـﯡࢪیھ وضعیت‌تٵهل: مجࢪد🦋 محل‌مزار: ⇩🌱بہشت‌زهراقطعه⁵³ردیف⁸⁷شماره⁴ /
ࢪاوے‌یڪی‌ازدوستان‌‌شہید♡ میگفت:دࢪدوره‌ی‌آموزشےبسیج‌یك‌شب‌ ࢪسوݪ‌منوڪنارڪشید،اون‌موقع‌¹³‌سالش بود‌بم‌گفت‌؛آقامرتضےشماآدم‌خوبی‌هستید ومن‌بھ‌‌‌شمااعتماددارم:) یك‌چیزےمیخوام بگم‌وݪےازشمامیخوام‌به‌هیچڪس‌نگید!! حتےبه‌پدرومادرم🤭 من‌اول‌فڪرمیڪردم ڪارخطایۍ‌ڪردھ! گفتم‌خب‌بگو؛ گفت:آقامرتضےشماآدم‌پاك‌ومؤمنےهستید دعاتونم‌مستجاب‌میشھ🌱 دعاڪنیدمن شھیدبشم🙃 آقامرتضےگفت‌من‌اون‌لحظه چشام‌پُراز‌اشك‌شد‌رفتم‌پشت‌چادࢪهاوشرو؏ ڪردم‌به‌گࢪیه‌ڪردن! ڪه‌این‌بچھ‌‌تواین‌سن وساݪ‌چقدࢪازامثالِ‌ماسبقت‌گࢪفتھ ✋! /
اتاقش یک قفسه کتابی داشت که دیگر جوابگوی حجم کتاب‌هایش نبود. پیشنهاد دادم که در اتاقش یک کمد دیواری درست کند تا بزرگتر باشد، به همین منظور قفسه کتاب را خالی کرد و کتاب‌ها چند ماهی در گوشه اتاق جمع‌آوری شده بود. من یک روز به شوخی به او گفتم که اگر برایت اتفاقی بیفتد، اینجا می‌خواهیم مراسم برگزار کنیم، اینطوری که نمی‌شود؛ کمد را درست کن و این کتاب‌ها را از روی زمین جمع کن. همان روز رفت و سفارش طبقات کمد را داد و تا صبح در حال اندازه‌گیری و نصب طبقات آن بود. فرش اتاقش را هم شسته بود پسرم رسول مهیای رفتن بود.🥺💔 #
رسول قبل از اینکه در محل کارش شروع به کار بکنه، دو بار رفته بود کربلا، بعد از مشغول شدن به کار نمی تونست بره. این اواخر خیلی هوایی شده بود، قرار بود با هیئت ریحانه برن ولی رفته بود سوریه. وقتی برگشت دید دوستاش رفتن ناراحت شد. گفت هر جوری شده باید یه سفری بره. دوباره رفت سوریه ولی دیگه برنگشت. نتونست بره کربلا ولی در عوض آقا به دیدنش آمد و با خودش برد.♥️ راوی: مادرشهید https://eitaa.com/seedammar