اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مسمّط ترکیببند کربلا و امام حسین علیهالسلام
شبی در حوالیِ رودِ فرات
شدم خیره آقا به گلدستههات
تمامِ هوایِ دلم یک کلام
من و هرچه دارم فدایِ نگات
دلم رویِ موجِ نگاهت نشست
نَمِ اشک بر دیدهام حلقه بست
به لطفِ شما در حرم دل شکست
وَ شد وِردِ لب نیمهشب روضههات
تمامیِ شب نافلهخوانِ یار
شبی تا سحر میهمانِ نگار
دوچشمَم به اِیوان و دلْ بیقرار
شدم زائرِ صحنِ غرقِ صفات
صفایِ حرم بود و آوایِ من
نوایِ من و نالهیِ اَنجمن
دَمِ شاهِ لبتشنهیِ بیکفن
غمِ خنجر و حنجر و دستوپات
سخن از شهیدانِ دشتِ جنون
غمِ پیکرِ خفته در خاکوخون
وَ شاهی که از اسب شد سرنگون
غروبِ غم و آتش و خیمههات
غروبی که آتش زبانه کشید
وَ رنگِ رُخِ نازدانه پرید
غروبی که با خنجر انگشتِ تو
به عشقِ نگین ساربان میبرید
غروبی که بر نیزه مهتاب بود
پس از چند روزی عطش آب بود
به هر گوشهیِ قتلگَه تکّهای
از اندامِ صدچاکِ ارباب بود
غروبی که عمّه گرفتار شد
سِپر بهرِ دلدارِ بیمار شد
جهان بر سرِ زینب آوار شد
سرِ نیزه سر دید و بیتاب بود
حرم بود امّا حریمی نداشت
هوا بود امّا نسیمی نداشت
بیابان هوایِ یتیمی نداشت
وَ آن غنچه غش کرده یا خواب بود
همان غنچه که دامنش سوخته
به راهِ نجف چشمِ خود دوخته
فداکاری از یاس آموخته
همان عکسِ تاری که در قاب بود
امان از پریشانی و بیکسی
غم و غارت و ترس و دلواپسی
وَ طفلی به چنگالِ خار و خَسی
همانی که از ترس سیراب بود
امان از غمِ کودکِ خونجگر
بهانه سفر تازیانه پدر
سر و تشتِ زرّین و نازآفرین
وَ دِق کردنِ دختری پیشِ سر
سَراپایِ این عاشق و دردِ عشق
غبارِ رَهِ زائر و گردِ عشق
دوباره دلم تنگِ کربوبلاست
هواییِ ششگوشهیِ مردِ عشق
#کربلا #روضه #دلتنگی
#امام_حسین_علیه_السلام
#حرم_بود_اما_حریمی_نداشت
#نوکری_خانهی_تو_میدهد_عزت_حسین
#ما_با_ولایت_زنده_ایم
#حسین_ایمانی
@sehreashk