#فاضل_نظری میگه؛
جان پس از عمری دویدن لحظهای آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل روبهرو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بود
میان جمعیت گشتم که پیدایت کنم از دور
به شوق اینکه یکلحظه تماشایت کنم از دور
زمستانی اگر از بیکسی یخ کرد دستانت
منم من آتشی دیوانه تا هایت کنم از دور
اگر روزی بیابان بود حالت، گریه در گریه
برایت ابر خواهم شد که دریایت کنم از دور
چه شبهایی که پشت پنجره چشمم بهماه افتاد
چه شبهایی نشستم تا تماشایت کنم از دور
شنیدم قاصدک میگفت احوالت مساعد نیست
برایت حمد خواندم تا مداوایت کنم از دور
۱ جهان ، ۹سیاره ، ۱۹۲ کشور ، ۸۰۹ جزیره ، ۷ میلیارد آدم
اونوقت قلبم قفلی زده رو تو ..