eitaa logo
سپیدِمن.
2 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
از ادبیات، جنون جاری‌ست، و از عشق، تولدِ واژه‌ها...
مشاهده در ایتا
دانلود
و دوست دارم که به آتش این حس فوت کنم، گُر نگیرد مگر وقت‌هایی که لازمش دارم. برای ادامه. برای حیات...
morning core:
سپیدِمن.
ابروهاش، کمان بود. نه کمان‌های قدیم، به‌هم پیوسته و پُر خم. کمانی بود، تکه‌هاش از هم جدا. مثل دل من.
دوتا بریده‌ی از شانه دوتا خجول دو دیوانه منم دو دست که می‌خواهم بغل بگیرمت ای جنگل...
تفقدی، نظری، چیزی به این دو ساقه‌ی کم‌رو کن!
وصفِ حال.
این حال کثافت که فکر می‌کنی ممکنه از شدتِ «خواستن» بمیری چیه؟ همونو.
یه نوع حاد از دیوانگی شاید.
این‌طوری که نشستی این‌جا و یهو حس می‌کنی تمام سلول‌هات دارن تنگ می‌شن و به تکاپو می‌افتن و آشوب «طلب دیدار» ولو یک‌ثانیه، از سراسر وجودت چکّه می‌کنه. شاید رها شدن به اون سادگی که برای بقیه تجویز می‌کنم نباشه.