𝙨𝙚𝙥𝙪𝙡𝙘𝙝𝙧𝙖𝙡 | سِـپـالکـرالِـ
من موندم خانواده ها باید چه حرفی به بچه هاشون بزنن؟ فقر رو عادی سازی کنن؟ یا بیکاری رو ؟
تمام زندگی یک شخص ایرانی سانسور شدست چه اخبارش چه فیلمش چه کتابش چه تاریخش
درسته باید فضای مسمومو دور کرد ولی اون خلا رو باید با چی پر کرد ؟
مد گرایی نه مد نه رسانه نه فیلم غربی نه
با قران ؟ با دعا ؟ با صلوات بر ظهور اقا امام زمان و یا سرود روحانی؟
اوکی باشه ولی تا چه قدر ؟ چشم یه انسان توانایی هضم دیدن تنها نور و فضای سفید رو نداره بعد از یه مدت رو به زوال میره
نیاز داره رنگ ببینه تا چشم کار کنه عقل پردازش کنه
اینکه دیگه عقله
صرفا قصد بر بی احترامی ندارم به هیچ یک از مقدساتی که نام بردم ولی تا چه حد محدودیت؟
𝙨𝙚𝙥𝙪𝙡𝙘𝙝𝙧𝙖𝙡 | سِـپـالکـرالِـ
👆👆👆 مواظب باشید ببینید کدام سمت تاریخ قرار خواهی گرفت..... یعنی به خاطر ناراحتی از وضع اقتصادی، حاض
من به عنوان یه جوون ایرانی تا کی توانایی مقابله با این حجم از مشکلات اقتصادی اجتماعی و غیره رو دارم ؟
از جنگ دوازده روزه تا الان خیلی چیز ها از دست رفت
با قطعی نت نود درصد کار و کاسبی ها
ابزار الات الکترونیکی
وقتی حتی نتونی یه کدنویسی ساده رو انجام بدی چون کشورت تحریمه و یا چون نت ملیه من چطور نزدیک بر یک ماه دست خالی پیش برم و پرچم بالا بگیرم تا شرافتم رو حفظ کنم
وقتی دستام میلرزده و میگم ببخشید من چیزی برای ارائه ندارم
𝙨𝙚𝙥𝙪𝙡𝙘𝙝𝙧𝙖𝙡 | سِـپـالکـرالِـ
👆👆👆 مواظب باشید ببینید کدام سمت تاریخ قرار خواهی گرفت..... یعنی به خاطر ناراحتی از وضع اقتصادی، حاض
اره بچه ها نیاز به توجیح و گفت و گو دارن
تا درک کنن واقعا تو چه وضعیتی هستیم
اگه نمیتونن درس بخونن مشکلی نداره اگه توانایی ادامه ندارن نا امیدن و ارزو هاشون بر باد رفته مشکلی نداره
هر روز دردناک تر از دیروز، حتی نمیشه سرمو با کار شلوغ کنم چون کاری نیست برای انجام دادن، کار هم باشه امیدی نیست، امید هم باشه اینده ای نیست، اینده ای هم باشه معلوم نیست روشنه و یا فقط قراره دل ادمو خوش کنه...
𝙨𝙚𝙥𝙪𝙡𝙘𝙝𝙧𝙖𝙡 | سِـپـالکـرالِـ
هر روز دردناک تر از دیروز، حتی نمیشه سرمو با کار شلوغ کنم چون کاری نیست برای انجام دادن، کار هم باشه
داخل یه سردرگمی بی معنی فقط در حال ادامه دادنیم... امید هیچوقت ظاهر خوشی نداشته حالا هم غیبش زده.
گاهی حس میکنم زندگی واقعا متوقف شده.
هدایت شده از •صومعهدرختنارنگی•🍊
_مشکل اینجا بود که میدانستید ما خودمان را نمیکشیم. ترس از جهنم و عدم تمایل برای به عذاب انداختن اطرافیانی که شاید سر سوزنی مارا دوست داشتند و البته اینکه نمیخواستیم خانواده را به خرج و دردسر بیندازیم باعث میشد خیالتان راحت شود.
میبینید؟ ما آدمهای به فکری هستیم منتها این خیال راحتتان باعث میشد راحت با بی توجهی در حالی که توی باتلاق دست و پا میزدیم تنهایمان بگذارید و بگویید آخرش که نمیمیرد، از پس خودش بر می آید. اینطور فکرتان از بابت ما آرام میگرفت.
دریغ از اینکه اینگونه بدون هیچ اصراری چیزهای دیگری در ما میمیرد؛ مثل روح و مثل توانایی احساس کردن جهان اطراف. در نهایت دیگر بدبختی هرچه که بود درون ما اتفاق می افتاد و همانجا چیزهایی که برایمان باقی مانده بود را هدف میگرفت. البته اگر هنوز هم چیزی باقی مانده بود. •هیوا•
𝙨𝙚𝙥𝙪𝙡𝙘𝙝𝙧𝙖𝙡 | سِـپـالکـرالِـ
منم خندهم میگیره از درک و فهم بعضیها، عجب تفاهمی.
اگر قرار بر عزاداری باشه، ملت ایران همیشه عزادارن
عزادار رحلت ها، مرگ ها، جنگ ها و سالهایی که میگذره و شوق خاموش میشه
اگه داشتن و تلاش برای زندگی عادی و یا حتی وعده ی امید با معرفی یه فیلم وطن فروشی حساب میشه ...یعنی اینکه من دنیا اومدم تا فقط درد بکشم، سیاه پوش درد دیگران باشم و بمیرم اره؟ اینطوری شرافت خودمو حفظ کردم؟
این متن بی وجدانانه ترین متنی بود که خوندم
مردم دارن عقلشون رو از دست میدن