- صِراط ؛
از خودت سوال بپرس.. این روزا از چه چیزی دارم فرار میکنم؟ چه چیزی در زندگیم حواسم رو پرت میکنه، اما م
و مهمتر از همه اگه همین سبک زندگی رو پنج سال دیگه ادامه بدم، آیا از آدمی که شدم راضی خواهم بود؟
شاید جواب یه سری از این سؤال ها خوشایند نباشه..
- صِراط ؛
و مهمتر از همه اگه همین سبک زندگی رو پنج سال دیگه ادامه بدم، آیا از آدمی که شدم راضی خواهم بود؟ شای
اشکالی نداره.
یه سری جوابا قرار نیست حالمون رو خوب کنن! قراره که بیدارمون کنن.
- صِراط ؛
اشکالی نداره. یه سری جوابا قرار نیست حالمون رو خوب کنن! قراره که بیدارمون کنن.
و خب آدم دقیقاً از همون لحظه ای شروع به تغییر میکنه که دیگه نمیتونه با جوابای قبلی خودش رو گول بزنه.
شاید چیزی که دنبالش می گردیم، یه زندگی شلوغ تر نیست؛ یه زندگی بیدارتره!
- صِراط ؛
#محفل_سوم چرا هیچ چیز دیگه سیرمون نمیکنه؟
التماس دعای عاقبت بخیری.
ـ ــ ـــ
✍🏻صِراط
ـ
تهِ تهِ آرزوم اینه که از نسل من، آدمایی باشن که تو رو ببینن و توی ساختن دنیایی که حقته، کنارت باشن! حتی اگه سهم من از تموم این انتظار، فقط حسرتِ ندیدنت باشه. فقط آقا، میترسم بیای و من هنوز همون آدمی باشم که میتونست برای تو بهتر بشه، اما هی امروز و فردا کرد. میترسم سال ها منتظرت مونده باشم، اما حتی خودم رو برای دیدنت آماده نکرده باشم. کاش اگه یه روز اومدی، این چشم ها از شرمِ هر چیزی که دیدن و نباید می دیدن، طاقت نگاه کردن بهت رو از دست ندن.. آخه من کجا و نگاه کردن به ماهِ تمامِ جهان کجا؟
ـ ــ ـــ
✍🏻صِراط
ـ
آدم برای دیدنِ کثیفیِ صورتش، آینه میخواد! اما برای دیدنِ عیب های خودش، گاهی یک عمر از آینه فرار میکنه. عجیبه که از دیگران انتظار داریم خودشون رو اصلاح کنن، اما وقتی نوبت به خودمون میرسه، برای هر عیبی یه دلیلِ قابل قبول پیدا می کنیم.
ـ ــ ـــ
✍🏻صِراط
ـ
چرا هنوز درگیر چیزی هستی که دیروز اتفاق افتاد، یا اتفاق نیفتاد؟ زندگی رودخانهای است كه مدام به سمت آینده در جریان است. هیچ قطرهای از آن دوبار از زیر یک پل رد نمی شود.
ـ ــ ـــ
✍🏻صِراط
ـ
بعضی چیزها مثل هوایی ان که نفس می کشیم! تا وقتی هستن، حتی حواسمون به بودنشون نیست. بعد که نباشن، تازه میفهمیم چقدر از زندگیمون بهشون بند بوده. حواست باشه یه سری از نعمت ها وقتی از دست میرن، تازه خودشون رو نشون میدن! اما اون موقع دیگه اسمش قدرشناسی نیست، حسرتِ دیرهنگامه.
ـ ــ ـــ
✍🏻صِراط
ـ
خدایا، تو میدانی و من نمیدانم.
خدایا، تو آگاهی و من بیخبرم.
خدایا، تو میبینی و من نمیبینم.
خدایا، تو میفهمی و من عاجزم از فهمیدن. خدایا، تو میدانی چه چیزی به صلاحم است و من فقط خواسته هایم را می شناسم. خدایا، تو از فردایم باخبری و من در امروز خودم مانده ام. خدایا، تو راه را میدانی و من گاهی حتی از قدم بعدی ام بی خبرم. خدایا، تو حکمت داری و من سؤال. خدایا، تو تدبیر میکنی و من نگرانم. خدایا، تو بسنده ای و من هنوز به غیر تو دل میبندم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم، پس به دانایی ات اعتمادم بده، وقتی از ندانستن میترسم.
ـ ــ ـــ
✍🏻 صِراط