بعد یه روز به خودمون میایم و میبینیم دیگه نمی دونیم خودمون چه فکری می کنیم.
نه اینکه تفکر نداریم؛ اتفاقاً اونقدر فکر و صدا و محتوا ریخته توی سرمون که صدای خودمون رو نمی شنویم.
- صِراط ؛
بعد یه روز به خودمون میایم و میبینیم دیگه نمی دونیم خودمون چه فکری می کنیم. نه اینکه تفکر نداریم؛ ات
و شاید مسئلهی اصلی نسل ما همین باشه. ما خیال می کنیم فقط داریم محتوا مصرف می کنیم؛ در حالی که محتوا داره ما رو میسازه.
چیزی که هر روز میبینی، روی چیزی که آرزو میکنی اثر میذاره.
چیزی که هر روز می شنوی، روی چیزی که طبیعی میدونی اثر میذاره.
آدمایی که مدام نگاشون میکنی، کم کم معیار قضاوتت دربارهی زیبایی، موفقیت، رابطه، پول، بدن، زندگی و حتی خوشبختی میشن.
بعد یه روز از خودت میپرسی چرا من اینقدر از زندگی خودم ناراضیم؟
شاید چون داری زندگی خودت رو با هزار زندگیِ انتخاب شده و ویراسته مقایسه میکنی.
میپرسی چرا هیچ چیز خوشحالم نمیکنه؟
شاید چون ذهنت اونقدر به تحریک های کوچیک و فوری عادت کرده که دیگه برای چیزهای عمیق، حوصله نداره.
- صِراط ؛
میپرسی چرا هیچ چیز خوشحالم نمیکنه؟ شاید چون ذهنت اونقدر به تحریک های کوچیک و فوری عادت کرده که دیگه
میپرسی چرا دیگه حوصلهی نماز، قرآن، کتاب، فکر کردن و خلوت ندارم؟
شاید مسئله این نیست که یه شبه بی ایمان شدی. شاید ذهنی که هر چند ثانیه یه چیز تازه میخواد، دیگه با چیزی که باید برای فهمیدنش مکث کرد، کنار نمیاد.
قرآن رو قبول داره، اما نمیخونه.
نماز رو قبول داره، اما عقب میندازه.
مرگ رو قبول داره، اما هیچوقت جدی بهش فکر نمیکنه.
قیامت رو قبول داره، اما تصمیم هاش طوریه که انگار قرار نیست روزی دربارشون سؤال بشه.
و عجیب تر اینکه ممکنه تموم اینا رو بدونه. دونستن، همیشه به معنی باور کردن نیست. ممکنه آدم چیزی رو با عقلش قبول داشته باشه، اما هنوز در عمق وجودش زندگیش نکرده باشه. هممون می دونیم روزی میمیریم؛ اما خیلی ها طوری زندگی میکنن که انگار مرگ فقط یه اتفاق برای دیگرانه.
- صِراط ؛
و عجیب تر اینکه ممکنه تموم اینا رو بدونه. دونستن، همیشه به معنی باور کردن نیست. ممکنه آدم چیزی رو با
می دونیم وقت محدوده؛ اما ساعت هامون رو خرج چیزهایی می کنیم که فردا حتی یادمون نمیاد چی بودن.
می دونیم عمر بر نمی گرده؛ اما بخش بزرگی از اون رو صرف تماشای زندگی دیگران می کنیم.
این تناقض، ارزش فکر کردن داره.
شاید یکی از بزرگ ترین گرفتاری های انسان امروز این نیست که چیز زیادی نمیدونه؛ اینه که نمی دونه چه چیزی ارزش دونستن داره.