هدایت شده از علمای زنجان
زنجان مرکز حوزه علمیه آذربایجان
✍علی محمدی هوشیار
بهتر است با نقلی از آیت الله سید موسی شبیری زنجانی شروع کنم: «زنجان شهر دینیِ سابقهداری است و حوزهٔ علمیهٔ آن در سطح بالایی بوده است. طلاب وقتی در قفقاز مراحل ابتدایی علوم دینی را پشت سر میگذاشتند، به اردبیل میآمدند و در اردبیل که معلوماتشان تکمیل میشد، برای کسب اجتهاد وارد حوزهٔ علمیهٔ زنجان میشدند؛ مانند مرحوم آقا سید یونس اردبیلی که از مراجع تقلید عصر خویش بود و مدتی در زنجان شاگرد آخوند ملا قربانعلی بود و در همانجا تحصیل میکرد».
📚 جرعهای از دریا، ج۴، ص۴۶۳.
اکنون با تکیه بر این نقل، باید چنین نتیجه گرفت:
زنجان در تاریخ تشیع، نه صرفاً یک شهر علمی، بلکه مرکز تکامل معرفت دینی در حوزه ترکزبانان و قفقاز بوده است؛ نقطهای که مسیر علمی طلاب آذربایجان، در آن به اجتهاد ختم میشد. این نسبتِ تاریخی، خود حامل یک مأموریت معاصر است که زنجان را به جایگاه طبیعی خویش دعوت می کند؛ یعنی باید به سطحی برسد که طلاب آذری و ترکزبان، حتی از جمهوری آذربایجان، ترکیه، و دیگر مناطق قفقاز و آسیای میانه برای تکمیل دروس عالی و اجتهادی به زنجان بیایند. چنین احیایی نه بازگشت به گذشته، بلکه استمرار مأموریت تاریخی زنجان است.
این جهتگیری اگر تحقق یابد، زنجان دوباره به نقش تاریخی خود بازخواهد گشت و میزبان مرحله نهاییِ اجتهاد و پرورش فقیه بینالمللی ترکزبان در امت اسلامی خواهد بود.
🔹دلایل این امر روشن است:
اولاً، زنجان برخلاف سایر مناطق برخوردار از جامعه المصطفی، دارای گذشته و تجربه تاریخی در پذیرش و تربیت طلاب ترکزبان خارجی بوده است. و همانگونه که پیشتر اشاره شد، مسیر علمی از قفقاز تا اجتهاد، بهطور طبیعی در زنجان ختم میشد. در نتیجه این شهر قابلیت فرهنگی و زبانی لازم برای ارتباط عمیقتر، فهم متقابل، و انتقال علمی میان عالمان و طلاب ترکزبان را دارد.
ثانیاً، طلاب خارجی آذری و ترکزبان هماکنون در قم، مشهد و اصفهان در مراکز وابسته به جامعهالمصطفی به جهت هویتی پراکندهاند و به دلیل فاصله فرهنگی و زبانی با محیط پیرامون، دچار نوعی غربت آموزشی و خستگی روانی میشوند. بسیاری از آنان، بهرغم استعداد و انگیزه، تحصیل را در میانه راه ترک میکنند، زیرا احساس تعلق و ارتباط طبیعی با محیط علمی ندارند.
ثالثاً، زنجان از نظر جغرافیایی و فرهنگی در میانهٔ حوزههای علمی ایرانزمین و جهان تُرک قرار گرفته و حلقهٔ اتصال طبیعی میان حوزههای ایران، قفقاز و آناتولی است. این موقعیت ممتاز، آن را بهطور ذاتی «دروازه اجتهاد برای جهان ترکزبان» میسازد.
رابعاً، احیای چنین جایگاهی افزون بر بازگشت به میراث دینی و علمی زنجان، موجب توسعه روابط تمدنی و فرهنگی میان کشورهای ترکزبان و حوزهٔ علمیهٔ ایران میشود؛ بهویژه در عرصه فقه تطبیقی، کلام مقارن، و انسانشناسی دینی که هر سه نیاز امروزِ جهان ترکاند.
خامساً، با توجه به تحرکات و تبلیغات جریانهای وهابیت در آذربایجان و نیز گرایشهایی نظیر پانترکیسم، تقویت و گسترش این حوزه در زنجان فوائدی راهبردی دارد؛ از جمله:
۱. ایجاد سدّ معرفتی و اعتقادی در برابر شبهات اعتقادی که بهویژه در مناطق ترکزبانِ قفقاز و آسیای میانه در حال گسترش است؛
۲. تربیت مبلغان بومیِ آشنا با زبان و فرهنگ منطقه برای مقابله علمی و آرام با این انحرافات؛
۳. تقویت پیوند فکری و تمدنی میان اندیشمندان دینی ترکزبان و حوزهٔ ایران.
در نتیجه، زنجان اگر بتواند این مأموریت را احیا کند، نه تنها مدرسه علمی خود را بازسازی کرده، بلکه پل تمدنی میان حوزه علمیه ایران و جهان ترک را نیز برقرار خواهد ساخت؛ همان نقشی که در قرون گذشته با درایت ملا علی قارپوز آبادی و آخوند ملا قربانعلی و شاگردان قفقازیاش ایفا میکرد.
➖➖➖➖➖
آثار و اسناد و تاریخ حوزه علمیه هزارساله زنجان را در کانال علمای زنجان دنبال کنید:
@olama_zanjan
جدال بر سر حجاب
🔹در روزگارِ غوغا و هیاهو، سخن از حجاب دیگر صرفاً یادآورِ پوششِ زن نیست؛ بلکه نمادِ نحوهی رویارویی یک تمدن با امرِ قدسی است. آنجا که امرِ الهی به جدالِ سیاسی و شعاری بدل میشود، هر حرکت — چه از سرِ لجاجت و شیطنت، چه از انگیزهی دینی و وظیفهگرایی — در بازیای ناخواسته شرکت میکند: بازیِ دشمن، که هدفش نه آزادیِ زن است، نه ایمانِ مرد، بلکه فروپاشیِ آرامشِ جامعه و محوِ هویتِ دینی در شلوغیِ تفسیرهاست.
📌 یادداشت صراط را اینجا بخوانید
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
قلمها خسته از سکوتاند
▫️در جهان رسانه، حقیقت اگر زبان نداشته باشد، به سکوتی دلخراش میانجامد. این روزها، سکوت دیگر به معنای بیطرفی نیست؛ بلکه نشانهی همدستی است. از همین روست که صدها نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی، بهعنوان وجدانهای زندهی جامعهی خویش، تصمیم گرفتهاند از «نیویورک تایمز» فاصله بگیرند ـ روزنامهای که پیشتر نمادِ آزادی قلم بود و اکنون در نقشِ سخنگوی اشغالگران ظاهر شده است. این کنارهگیری، نه فقط یک اعتراض شغلی، بلکه زنگ بیدارباشی است در دل جهانِ خوابآلودهای که هنوز نمیخواهد رنجِ کودکان غزه را ببیند.
▫️نویسنده، در عمیقترین معنای خود، ادامهی پیامبران است؛ حاملِ وحیِ آگاهی و روشنگری. وقتی نویسندهای سکوتش را میشکند، در حقیقت، قلم را بهمثابهی شمشیرِ عدالت به کار میگیرد. آنان که از نیویورک تایمز بریدند، در واقع از خودِ نظامِ رسانهایای بریدند که از حقیقت فاصله گرفته است. اینان با کنارهگیریشان، بار دیگر یادآوری کردند که رسانه نه کارخانهی خبر، که میعادگاه وجدان است؛ و هرگاه حقیقت از صفحهها رخت بربندد، انسانیت نیز از دل کلمه فرار میکند.
▫️در سالهای اخیر، امپراتوری رسانهای غرب، جنگ را نه فقط در میدان گلوله، بلکه در میدان معنا ادامه داده است. تعیینِ روایت، خود گونهای تسلط است؛ کسی که روایتِ درد را در اختیار دارد، افکار را نیز هدایت میکند. «نیویورک تایمز» در این میان، بهجای چشمی برای دیدن، به لولهی تنگی بدل شد که از آن تنها بخشی از واقعیت، آن هم واقعیتی دستکاریشده، دیده میشود. در برابرِ این فروبستگیِ معنا، این نویسندگان با کنشِ استعفای جمعی، معنای تازهای آفریدند: عدالت را میشود با خاموشی اعلام نکرد؛ میشود «نه» گفت با سکوتِ آگاهانه و کنارهگیریِ اخلاقی.
▫️انسانِ امروز بیش از همیشه نیازمند بازگشت به اخلاقِ گفتار است. رسانه، اگر از عدالت خالی شود، تعبیرِ جدیدی از ظلم میسازد؛ همان ظلمی که لباسِ حقیقت به تن دارد. در جهانی که خونِ بیگناهان به تیترِ کوچکی در صفحهی چهارم بدل شده، کنارهگیری نویسندگان آمریکایی، نوعی بازگشت است به سرچشمهی خطابهی نبوی: نوشتن برای دفاع از جانِ آدمی.
▫️این رویداد از مرز آمریکا فراتر میرود. جهانِ آزاد، با این حرکت، مجبور است در آینهی خودش نگاه کند و بپرسد: آزادیِ بیان، تا کجا آزاد است؟ آیا آزادی، به معنای چشم بستن بر جنایت است یا دیدنِ بیپردهی درد انسان؟ این پرسش، شبیه همان پرسشی است که تاریخ بارها طرح کرده و هر بار، خونِ بیپناهان پاسخ داده است.
▫️جنبشِ نویسندگانِ معترض، در ظاهر، واکنشی رسانهای است، اما در بطن خود، اعتراض به بنیانیترین بیعدالتیِ عصر مدرن است: انحصارِ حقیقت. در روزگاری که حقیقت در اتاقهای خبر تعیین میشود، هر حرکتِ وجدانمندانه، چون نوری است که دیوارهای ضخیم دستکاری معنایی را میشکافد. آنان با امتناع از مشارکت در این بازیِ دستکاری، در واقع رسانه را از اسارتِ منافع آزاد میکنند.
▫️در این کنشِ جمعی، معنایی تازه از مقاومت فرهنگی متولد میشود. مقاومت یعنی بازگرداندن واژهها به ریشههایشان، یعنی احیای عدالت در متنِ روایت، یعنی نگذاشتنِ خونِ مظلوم فراموش شود زیرِ غبارِ تبلیغات. به همین معنا، کنارهگیری این نویسندگان، نوعی جهادِ فرهنگی است ـ بیهیاهو، اما عمیقتر از بسیاری از فریادها.
▫️تاریخ نشان داده هر جا قلم از قدرت فاصله گرفته، به حقیقت نزدیکتر شده است. از تولستوی تا بورخس، از بالزاک تا فروغ، نویسندهی حقیقی همیشه در جوارِ انسان ایستاده است نه در کنارِ نظام. و اکنون نیز، نویسندگان آمریکایی مسیر خویش را از سلطه جدا کردهاند. این تصمیم، اگرچه هزینه دارد، اما آبروی قلم در گرو همین هزینههاست.
▫️شاید این آغاز فصلی تازه در تاریخ رسانه باشد: فصلی که در آن، خبرنگار، شاعر و پژوهشگر، همه بار دیگر به معنای نخستینِ خویش بازگردند؛ به مقامِ شاهد. همانگونه که در سلوک عرفانی گفته شده، شاهد، نه برای دانستن، بلکه برای دیدن حقیقت میزید.
▫️قلمها اگر دوباره بیدار شوند، شاید بتوان جهان را از انجماد ظلم رها کرد. زیرا تاریخِ حقیقت، با وجدانِ نویسندگان نوشته میشود، نه با خواستِ سیاستمداران. آنچه این روزها در آمریکا رخ داده، نه یک جنبش روزنامهنگاری، بلکه نشانهای از بیداری وجدان جهانی است ـ نوری که از دل تاریکی خبر میتابد و به ما یادآوری میکند:
«تا زمانی که انسان هست، قلم خواهد شورید؛ و تا زمانی که قلم مینویسد، حقیقت بیپناه نخواهد ماند.»
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
خمینی آذربایجان!
🔹گاهی دشمن، بهترین توصیف را از زندگی یک مبارز میکند. به هرحال این نیز جزو رودست هایی است که خدا به دشمنانش میزند تا بهترین واژگان در مورد بندگان خوبش را خود آنها به کار ببرند.
▫️مصداق بارزش هم همین توصیف زیبا و دقیق از شهید محراب آیت الله قاضی طباطبایی است. «خمینی آذربایجان» توصیفی دقیق از میزان اهمیت و اثرگذاری ایشان در تحولات منجر به پیروزی انقلاب اسلامی است که ساواک در گزارش خود در مورد آیت الله قاضی طباطبایی به کار میبرد.
🔸یکی از مهم ترین تحولات قبل از پیروزی انقلاب، برگزاری مراسم چهلم فاجعه 19 دی قم در 29 بهمن در تبریز در سال 56 بود.
مطابق اسناد تاریخی و تاریخ شفاهی از روند تحولات تبریز در دوران نهضت، شهید آیت الله قاضی طباطبایی محوریت طراحی ها علیه رژیم پهلوی را برعهده داشتند.
🔹این شخصیت والا مقام و امام جمعه تراز انقلاب، در 10 آبان سال 58 توسط گروهک فرقان به شهادت رسید و با عنوان اولین شهید محراب زندگی سراسر مجاهدت خود را به پایان رساند و به سوی معبود خود شتافت.
📌سالروز شهادت آیت الله قاضی طباطبایی
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
24.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برخی از علما آنچه آمریکا میخواست را انجام دادند..
سید هاشم الحیدری:
در جایی که ملت کنار حکومتی الهی بایستد آمریکا ناتوان میشود. مثل جمهوری اسلامی..
🔹 عراق ـ بغداد | ۱۴۰۴/۸/۲
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
هالووین در ایران؛ استعمار فرهنگی با ماسک لبخند!
🔹وقتی جامعهای از حافظهی تاریخی خویش تهی میشود، نخستین نشانهی زوال را در آینهی جشنها میتوان دید. «هالووین» تنها یک آیین غربی نیست، استعارهای است از یک جهان فرهنگی که در پیِ استحالهی دیگران است؛ جهانی که بهجای گفتوگو، با نمادها فتح میکند و بهجای ارتش، با مد و سرگرمی میتازد. ما امروز در خیابانهای خود با ارتشی از ماسکهای بیچهره روبهروایم؛ ارتشی که پرچم ندارد، اما تکتک چهرههایش نشانهی تسلیم فرهنگیاند.
🔹اینجا، در دل تهران یا شیراز یا رشت، نوجوانانی با دندانهای پلاستیکی و نقابهای خونین از مرگ سخن میگویند، بیآنکه بدانند پشتِ آن جشنِ «مرگ» در غرب، تاریخی از اسطوره و باستان و مسیحیتِ زمینی پنهان است. آنچه در غرب میزید، در ایران تقلیدِ بیجان میشود؛ چون ریشه در خاکِ خود ندارد. استحالهی فرهنگی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: وقتی «معنا» قربانیِ «نمایش» شود، وقتی «هویت» به قیمتِ «باکلاسیِ ظاهری» فروخته شود.
🔹این جریان، چکیدهی همان بحرانِ مدرنِ انسان است که از خویش بیگانه شده؛ همانکه در هیاهوی جهانیشدن، بهجای کشفِ خود، در تقلیدِ دیگری غرق شد. کسانی که تاریخ شکوهمند خود را از یاد بردند، محکوم شدند تا در آینهی شرق و غرب به دنبال خویش بگردند. آنان که شعارِ نپرسیدنِ «عرب و عجم» میدهند، اما در برابر هر واژهی انگلیسی و هر جشنِ بیگانه سر تعظیم فرود میآورند، دچار دوگانگیایاند که جانِ فرهنگ را میفرساید.
🔹در پسِ این تقلید، فقدانی عمیق نهفته است؛ فقدانِ معنای اصیلِ جشن در جامعهی ما. ما جشن را با تفریح اشتباه گرفتهایم، همانطور که مدرنیته را با لباس و واژه میسنجیم. حال آنکه در سنت ایرانی ـ اسلامی، جشن یادِ نور بود، شادمانیِ حقیقت و روحِ زندگی؛ نه رقص در سیاهی و خون مصنوعی. هالووین با نقابهایش ما را سرگرم میکند، اما در حقیقت، «نقاب» را از سیمای هویتمان میزداید.
🔹در این میانه، خطر بزرگتر از خود هالووین است: نهادینه شدنِ تقلید. زمانیکه نسل جوان ما به جای خلاقیت، در دنبالهرویِ بیفکرانه معنا میجوید، تمدن از درون تهی میشود. تمدنها زمانی میمیرند که خود را در لباسِ دیگری زیبا ببینند. فرهنگ غربی از طریق کالا، فیلم، موسیقی و اکنون «جشن»، جهانی را بیآنکه مستعمره کند، استعمار کرده است. این همان استحالۀ نرم است؛ آهسته، جذاب، بیدافعه، اما ویرانگر.
🔹ما از تاریخِ خویش دور افتادهایم، از جشنهای مهر و یلدا، از شکوهِ نیایشِ جمعی، از آیینِ رو به نور بودن. آنچه در گذشته «جشن» بود، برخاسته از فلسفهی نور و هستی بود؛ اما امروز، شادی مصرفی است و هویت، تزئینِ موقتی برای شبکههای اجتماعی.
🔹کاش دوباره میدانستیم که اصالت، در بازگشت به نور خویش است، نه در سایهی ماسکی که دیگری برایمان ساخته. شاید روزی درک کنیم که هالووین در ظاهر جشنِ مرگ است، اما در باطن، مرگِ جشنهای ما را سوگواری میکند؛ چون هر نقابی که بر چهره میزنیم، لایهای از حقیقتِ خود را از دست میدهیم.
◾در جهانِ بیریشهی امروز، شاید بزرگترین کنشِ فرهنگی آن باشد که خودمان را به یاد آوریم.
✍️گروه اجتماعی صراط
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹اینجا، در دل تهران یا شیراز یا رشت، نوجوانانی با دندانهای پلاستیکی و نقابهای خونین از مرگ سخن میگویند، بیآنکه بدانند پشتِ آن جشنِ «مرگ» در غرب، تاریخی از اسطوره و باستان و مسیحیتِ زمینی پنهان است.
📌 یادداشت صراط را در این زمینه از اینجا بخوانید.
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پزشکیان: ما بر اساس فتوای مقام معظم رهبری، استفاده از بمب هستهای را حرام میدانیم.
▪️رئیسجمهور در دیدار با مدیران ارشد صنعت هستهای: فعالیتهای هستهای ما همه برای برطرفکردن مشکلات مردم و مسائل غیرنظامی است.
▪️دشمنان سعی میکنند در مورد صنعت هستهای ایران این را القا کنند که ما به دنبال ساخت بمب هستیم؛ در حالی که ما بر اساس فتوای مقام معظم رهبری، استفاده از بمب هستهای را حرام میدانیم.
▪️علم در درون ذهنهای دانشمندان ماست و با از بین بردن ساختمانها و کارخانهها مشکلی پیش نخواهد آمد؛ ما دوباره و با قدرت بیشتری خواهیم ساخت.
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسن روحانی، لباس روحانیت را مخدوش کرد
▪️میثم لطیفی، رئیس سابق سازمان اداری و استخدامی در دولت رئیسی:با آقای جلیلی در ارتباط بودم اما حمایت من از آقای رئیسی به دلیل ضرورت بازسازی حیثیت روحانیت بود.
▪️در ۸ سال دولت قبلی، لباس روحانیت به شدت مخدوش شده بود و مردم انتظار دروغ از فردی که این لباس را میپوشید، نداشتند.
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 صحبت های دردناک مرحوم طالب زاده
ساعت کار قهوهخانهها حدود ۱۷ ساعت در شبانهروز
ساعت کار کافهها حدود ۱۵ ساعت در شبانهروز
ساعت کار پاساژها حدود ۱۳ ساعت در شبانهروز
ساعت کار گیمنتها حدود ۱۲ ساعت در شبانهروز
اما ساعت کار اکثر مساجد: حدود ۴ ساعت در شبانه روز آنهم با هیئت امنای پیر و خسته و بداخلاق!
کدام جبهه پرکارتر است؟
📌 یادداشت صراط را در این زمینه از اینجا بخوانید.
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
پایگاه تحلیلی صراط
🔻 صحبت های دردناک مرحوم طالب زاده ساعت کار قهوهخانهها حدود ۱۷ ساعت در شبانهروز ساعت کار کافهها
♨️مسجد خسته، قهوهخانه بیدار
شهری که قهوهخانههایش تا سپیدهدم روشناند، اما مسجدهایش زودتر از غروب خاموش میشوند، روحش را آرام آرام به خواب میبرد. طالبزاده وقتی از ساعت کار مسجد گفت، از ساعت خوابِ ایمان سخن گفت؛ از جامعهای که ریتمِ حیات معنویاش مختل شده، جایی که چراغِ تفریح شبانهروزی است و چراغِ حق چندساعتی در روز میسوزد.
قهوهخانهها زندهاند چون مردم هنوز عطش گفتوگو دارند؛ آنها به جمع نیاز دارند، حتی اگر در قالبِ دود و فنجان. اما مسجد، که باید پناهِ دلهای ناآرام باشد، بدل شده به مکانِ ساکتِ مأموریتهای محدودهدار. ایمان، به جای زیستِ شبانهروز، در برنامهٔ «چهار ساعت حضور» خلاصه شده است. این همان است که طالبزاده آن را دردِ تمدنِ وارونه میدانست: جایی که شورِ ایمان در خود فرورفته و شوقِ سرگرمی بیدار مانده.
هیئتامنای خسته، درها را زود میبندند؛ شاید از تکرارِ سکوت، شاید از ترسِ بیحوصلگیِ نسل جدید. امّا نسل جوان در خیابان و کافه به دنبال معناست، نه فقط هیجان. اگر پناه نبیند، پناهِ نادرست میجوید. مسجد باید از چنبرهٔ تکلیف بیرون بیاید و به دعوت تبدیل شود جایی که گفتوگو، فرهنگ، چای ساده و لبخند صادقانه جای نفسِ تازه را بدهد. ایمان اگر نتواند با مردم بنشیند، مردم از کنارش برمیخیزند.
مسجدِ امروز باید بیدار باشد، نه فقط برای وضو، بلکه برای حضور. باید تا نیمهشب نفس بکشد، کتاب بخواند، بحث کند، دستِ جوان را بگیرد، و فضای خود را از قُدسِ ایستا به قدسِ جاری بدل سازد. در این نبردِ نرم، جبههٔ سرگرمی با همهٔ توان در میدان است و جبههٔ ایمان هنوز پشتِ درهای بسته مانده. پیروزی از آن کسی است که بیشتر بیدار است، نه آنکه پرشعارتر.
جامعهای زنده است اگر مسجدش شب را بشناسد. اگر چراغِ ایمان تا سپیدهدم روشن باشد، قهوهخانهها منفعل خواهند شد؛ اما تا وقتی دلهای مؤمن در چرخهٔ خستگیِ روزانه حرکت کنند، سرگرمیها جای سلوک را خواهند گرفت. طالبزاده با آن جملهٔ دردناک، آینهای پیشِ رویمان گذاشت: ایمان، اگر در ساعتهای کوتاه خلاصه شود، در روزهای بلند دیگران فرو میرود. مسجد باید بیدار شود، نه برای شمارشِ نمازها، بلکه برای دوباره برافروختنِ حقیقت در دلِ مردمِ شبزنده.
✍️گروه اجتماعی صراط
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
آیت الله العظمی جوادی آملیآیت الله جوادی آملی.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
خطری که با تسخیر لانه جاسوسی از ایران رفع شد
/ تبیین ماجرای تسخیر لانهجاسوسی توسط آیتاللهجوادیآملی
🔹 عده ای هم كه برابر سوره «مائده» #بیماری_سیاسی داشتند و فكر می كردند كه شاید نظام شكست بخورد [و] دوباره آمریكایی ها برگردند، اینها هم سرسپرده بودند؛ آن روز در #مجلس_خبرگان تدوین قانون اساسی، ما دیدیم یك كسی در كمیسیون مشترك ـ نه صحن علنی ـ یك وقتی گرفت برای سخن گفتن، ما خیال كردیم درباره این اصول می خواهد سخن بگوید، این وقتی كه آمد شروع كرد، از علما خواست شما چون جزء زعمای قوم هستید به عرض امام برسانید كه این جوان ها را نصیحت بكنند كه دست از این سفارت آمریكا بردارند!
🔹هیچ كس فكر نمی كرد كه او آنجا پرونده دارد، وقتی این دانشجویان عزیز پرونده او را خواندند ـ بعد از اینكه آن رشته شده ها را هماهنگ كردند و این شخص هم سر از #جاسوس_خانه درآورد ـ طولی نكشید كه فرار كرده (از ایران گریخت)، خدا به این انقلاب رحم كرده بود، در زمان دولت موقت این جزء استانداران رسمی این كشور بود.
📚 خطبه های نماز جمعه
1385/08/12
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1