تاثیر باور در موفقیت فردی
به خودتون باور داشته باشید و به شاگردانتان باور دهید.
حل مساله حل نشدنی به جای تکلیف
وقتی جورج دانتزیگ دانشجوی دکترای دانشگاه کالیفرنیا بود، دیر به کلاس آمارش رسید.
او دو قضیه آماری روی تخته مشاهده کرد و آن را با تکلیف خانه اشتباه گرفت.
او بدون اینکه بداند که این دو مسئله نمونه ای از مسالهها ی«حل نشدنی» جهان هستند.
به خود باور داشت که این دو تکلیف منزل هستند. کار را برای حل آنها را آغاز کرد و توانست هر دو را حل کند. و در نهایت استاد خود را دچار شگفتی کرد.
🌐 @servicelearning
دانش آموزان باهوش را چگون هدایت کنید
♦️ شاگران باهوش را باید اجازه دهید در چند رشته ورزشی و یا چند رشته موسیقی و یا چند رشته خدمات اجتماعی فعالیت کند.
🔺 بهره هوشی بیش از حد مانند قد خیلی بلند باعث گرفتاری است.
🔺کسی که به هر دلیلی باهوش است را نباید تحت فشار قرار داد که بیشتر در یک خط بماند یعنی هوش او باید پخش شود.
🔺باید انقدر کارهای متفاوت در دست داشته باشد که یکدفعه فیزیکدان و شیمیدان بار نیاید که فاجعه به بار خواهد آمد.
بچههای باهوش را در ورزشهای انفرادی شرکت ندهید زیرا در ورزشهای انفرادی مانند شنا دوست دارد رقابت کند و پیروز باشد ولی چون در انتها به جایی میرسد که هیچ کس در آنجا نیست، تنها میماند و میشکند ولی در بازیهای جمعی اینطور نیست.
🔺 بچههای باهوش باید در بازیهای جمعی مانند بسکتبال و فوتبال مشارکت داده شوند تا در آنجا در حد خودش بدرخشد.
🔺حتی به مدارس خصوصی هم نفرستید.
🔸 فرد باهوش باید بچه خوبی باشد
خواهر یا برادر خوبی باشد
همسر خوبی باشد
پدر یا مادر خوبی باشد
همکار خوبی باشد.
قرار نیست دانشمند باشد.
🔸خدا هم آدمهای متوسط را بیشتر دوست دارد چون تعداد بیشتری از آدمهای خلق شده، آدمهای متوسط هستند.
🔸ما به این دنیا آمدهایم که زندگی کنیم.
ما نیامدهایم که برنده شویم.
🔸ما نیامدهایم تنها شویم.
ما نیامدهایم از بقیه جدا شویم.
بنابراین بچههایی که تواناییها و ظرفیتهای بالایی دارند را در قسمتهای مختلف بگذارید که جنبههای مختلف و متفاوتشان رشد کند
وگرنه یک بچه ناقصالخلقه خواهید داشت یعنی بچهای درست میکنید که سری بزرگ ولی دست و پای کوچکی دارد.
🔸 بسیاری از استادان برجسته از دیدن زندگیشان مات و متحیر مانده اند که آخر این چه زندگی است که آنها دارند.
🔸دست از روحیه رقابتی دادن به شاگردان باهوش بردارید.
🔸به خاطر موضوعاتی که فرض میکنید درست است و یا حتی به خاطر خودتان فرزندتان را به آتش نکشید.
🔸نیازی نیست کسی به ما بگوید فرزند خود را کجا بفرستید یا نفرستید. ما ابدا نمیخواهیم دانشمند درست کنیم.
ما میخواهیم انسان بار بیاوریم.
مهمترین چیز «آزادی» است.
🔸 مهمترین فرصتی که در اختیار بچه باهوش باید قرار گیرد آزادی است و بدترین چیز آن است که در یک خط قرار گیرد و دیگران برای او تکلیف تعیین کنند.
بگذارید بچه های باهوش درست رشد کنند.
🌀 تدریس، یادگیری، تحول
https://eitaa.com/servicelearning
https://t.me/+Tjor3qSOuPXlvgRi
آدرس تلگرامی
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
آدرس ایتا
https://eitaa.com/servicelearning
🔴🟠🟡🟢🟢🔵🔵🟣🟣⚫️⚫️⚪️⚪️
کانال تدریس، تحول، یادگیری
📌مقاله کوتاه:
♻️ کدام یک در آموزش مهمتراست،،،،، انگیزش یا یادگیری؟⁉️
🖋نویسنده: مارک انسر (Mark Enser)
🔴مارک انسر مقاله خود را با این نقل قول از کتاب جدید کرِشنر شروع می کند که:
🚸“بین انگیزه و یادگیری رابطه ای متقابل وجود ندارد، بلکه یادگیری خود منجر به انگیزش می شود"🚸
انسر توضیحات خود را در این رابطه اینگونه ادامه می دهد:
🔰این پژوهش نکات مهم بسیاری را برای معلمان و مدارسی به همراه دارد که هزینه زیادی را صرف برانگیختن انگیزشی دانش آموزان می کنند.
🔰 او زمان زیادی را به امید بهبود عملکرد دانش آموزان ضعیفش، صرف انگیزه دادن به آنها کرده است.
در حالیکه اکنون در این مقاله اینگونه تلاش ها را موثر نمی داند.
🔰وی در جایی از این مقاله کوتاه از خود می پرسد که اگر به جای صرف این همه وقت برای انگیزه دادن به دانش آموزانم، سعی می کردم که شرایطی را برای آنها فراهم سازم که طعم موفقیت را بچشند،
⏪⏪چه بسا دانش آموزانی هستند که وقتی با یک تکلیف دشوار مواجه می شوند و قادر نیستند آن را انجام دهند،
به محض اینکه بفهمند توانایی انجام آن را دارند، در صدد انجام آن بر خواهند آمد.
💢💢 یا زمانی که یک موضوع برای دانش آموزی خسته کننده است، زمانی که در آزمون نمره خوبی نسبت به همتایان خود کسب می کنند انگیزه لازم رو برای یادگیری آن موضوع به دست می آورند.
🔆در آخر نیز مارک انسر چند توصیه به شرح زیر، برای ایجاد موقعیت هایی که در آن یادگیری می تواند منجر به انگیزش شود را ذکر می کند:
✅ مارک انسر به عنوان نتیجه پایانی بیان می کند :
که معنای واقعی
"یادگیری منجر به انگیزه می شود،"
این است که اگر واقعاً به خوبی بر روی آموزش دانش آموزان تمرکز کنیم، یادگیری آنها آسان تر خواهد بود و بنابراین برای ادامه کار انگیزه ی بیشتر خواهند داشت.
از این رو دیگر نیازی به سخنان انگیزشی یا تشویق کننده نیست.
🔹🔹🔹🔹🔹
کانال، یادگیری، تدریس،تحول
https://eitaa.com/servicelearning
🌐 برای مطالعه بیشتر در این رابطه، به این وبسایت (https://www.tes.com/news/what-comes-first-motivation-or-learning#:~:text=What%20comes%20first%3A%20motivation%20or,way%20around%2C%20says%20Mark%20Enser.&text=They%20cite%20studies%20in%20motivation,et%20al%2C%202014%20as%20evidence.) مراجعه کنید.
📛📛📛📛📛📛📛📛📛
🚫 والدين آسيب زننده
🔺والدینی که حاضر نیستند کودک شان طعم هیچ شکست و حتی سختی را بکشد و فرصت تجربه کردن را به او نمی دهند آسیب زیادی به فرزند خود می زنند.
🔺 آنها کاردستی های کودک شان را درست می کنند تا در مدرسه بهترین باشد.
🔺 وقتی حوصله درس خواندن ندارد.خودشان با صدای بلند برایش کتاب را می خوانند تا آن را به خاطر بسپرد.
🔺و وقتی قرار است با کودکان دیگر مسابقه دهد. برای این که شکست نخورد، به او راه های میان بری را یاد می دهند.
🔺این والدین می دانند فرزندشان کاستی هایی دارد؛ اما مدام از او تعریف می کنند و برای این که تعریف های شان درست از آب دربیاید،
🔻فرصت تجربه کردن و تنها وارد گود شدن را از او می گیرند.
کانال تدریس، تحول، یادگیری.
https://eitaa.com/servicelearning
🔴🟠🟡🟢🔵🟣
📙 کتاب شهامت تدریس the courage to teach
🔸مقدمه و خلاصه ای از این کتاب🔚
▪️نویسنده کتاب پاکر پالمر جامعه شناس و اندیشمند بلندآوازه آمریکا است.
▪️ این کتاب در ۱۹۹۸ چاپ شد و از آن زمان بارها تجدید چاپ گردیده است.
▪️پالمر بابت کتاب هایش به ویژه این کتاب سیزده دکتر افتخاری و سه جایزه بزرگ دریافت کرد.
📝📝 اخیرا خانم نوگل روحانی این کتاب را به فارسی ترجمه و انتشارات هوش ناب آن را منتشر می کند.
مترجم نوشته است از طریق سخنرانی ها و نوشته ها من با این کتاب آشنا شده اند.
🔻روایت پالمر از «زندگی درونی معلمان» نه تنها جذاب و خواندنی است، بلکه بکر، تازه و تکاندهنده است.
🔻روایت او از ترسهایی که معلمان و مدرسان دانشگاه تجربه میکنند است.
📝 این روایت حاصل تجربۀ زیستۀ پالمر و درک و شهود شاعرانه و درونبینانۀ او از این حرفه است.
🔻پالمر نهتنها خودشناسی و درک معلم از زندگی درونیاش را لازمۀ تدریس خوب و معلم خوب میداند،
بلکه معتقد است معلمان خوب، نیازمند رسیدن به شناختی روشن و عمیق از دانشآموزانند.
📌 متاسفانه ترس و بیاعتمادی در فرهنگ آموزشی ایران نیز لانه کرده است.
⏮⏮⏮ در ادامه خلاصه قسمت هایی از کتاب را در چند بخش خواهیم داشت.
کانال آموزشی یادگیری، تدریس، تحول
https://eitaa.com/servicelearning
1⃣
🔻پالمر در این کتاب توضیح می دهد:
🔹 که در دنیای امروز معلمان مدارس و مدرسان دانشگاه با قلب شان تدریس نمی کنند.
🔹معلم "زندگی گسیخته "ای دارد.
🔹او ناگزیر است در کلاس درس بدون شوق، بدون حس حضور، بدون تعلق و بدون قلب حاضر شود.
🔹معلم قادر نیست فراگیران، موضوع درس، و خود یا خویشتن خود به هم پیوند بزند و ارتباطی گرم، خلاق و پرشور میان آنها برقرار کند.
🔹پیوند و پیوستگی میان مولفه های آموزش و تدریس از هم گسیخته شده است.
🔹 اشکال ویرانگری از ترس در نهان و آشکار فضای کلاس درس، فراگیران و مدرسان لانه کرده است.
2⃣
🔻 پالمر با نثری شاعرانه و جذاب این ترس ها را با تکیه بر سی سال تجربه زیسته اش روایت می کند.
♠️ترس معلم و مدرس از ناامنی شغلی، ترس از پذیرفته نشدن یا تحقیر شدن در میان فراگیران، ترس از برملا شدن از خود بیگانگی معلم، و ترس های دیگر.
♠️پالمر نشان می دهد ارتباط میان مدرسان نه تنها با فراگیران بلکه با یکدیگر از هم گسیخته شده است.
♠️فضای گرم محبت و یادگیری در اجتماع مدرسان وجود ندارد.
♠️ پالمر می نویسد مدرسان و معلمان با کارکنان نظام آموزشی و نهاد دانشگاه هم تعاملی معنادار و سازنده ندارند.
3⃣
🔻نظریه پالمر این است:
♣️ که ریشه این وضعیت و این زندگی گسیخته مدرسان در نظام آموزشی و جامعه است که اجازه نمی دهد مدرسان "هویت شخصی" شان را شکل داده و در فرایند و کنش تدریس ابراز دارند.
♣️نظام ارزشیابی کمیت سالار، قواعد دست و پاگیر دیوانسالاری دانشگاه ها و موسسات آموزشی، فشار بازار و ارزش های تجاری بر آموزش، بی اعتبار شدن ارزش های انسانی و اخلاقی، فقدان آزادی، حاشیه راندن معلم و مدرس در نهاد دانشگاه، تکنوکراسی و فن سالاری، و کم توجهی جدی به هنر و ادبیات و علوم انسانی در نهاد دانشگاه و نظام آموزشی، و عوامل دیگر باعث نادیده گرفتن و حذف فردیت مدرس و معلم شده است.
4⃣
🔻 نظر پالمر بر این است:
🔸مدرسان نمی توانند در کنش تدریس واقعا همان باشند که هستند.
🔸آنها در کلاس درس و آموزش محکوم به داشتن نقاب های ایدیولوژیک، سیاسی و اجتماعی شده اند.
🔸 این نقاب ها مانع برقراری ارتباط سازنده میان مدرسان و فراگیران، میان مدرسان با یکدیگر، و میان مدرسان با دیگر کارکنان شده است.
🔸 در نتیجه زندگی حرفه ای مدرسان زندگی گسیخته ای است. ارتباط آنها با قلب شان قطع شده است.
🔸 آنها چیزی را تدریس می کنند که به قلب آنها تعلق ندارد.