احساسات دانش آموزان نوجوان مانند یویو است.
اوایل نوجوانی دوران آشفتگی هیجانی است.
بدن و ذهن نوجوان به سرعت در حال تغییر است
و موجب بی ثباتی احساسات و رفتار ها می شود.
این بی ثباتی در نوجوانی طبیعی است
اما باعث گیج شدن نوجوان، والدین و معلم ها می شود.
اینکه به نوجوان و اطرافیان او کمک کنیم تا متوجه طبیعی بودن این نوسانات بشوند بسیار مهم است.
نوجوان غرق در زمان حال است و
به راحتی زیر فشار احساسات منفی قرار می گیرد و
رفتارهایی انجام میدهد که نتیجه اش می تواند ناکامی و اتفاقات منفی باشد.
هیجان در نوجوان دقیقا مانند یویو بالا و پایین می رود و
ممکن است باعث شود که نوجوان تحت تأثیر هیجاناتش اعمالی انجام دهد
که اثر دومینویی داشته باشد!
اثر دومینویی یعنی کاری کنیم که زمینه وقوع اتفاقات دیگر را فراهم کند،
مثل مهره های دومینو که سقوط یکی از آنها باعث سقوط مهره های بعدی می شود.
🌐 @servicelearning
همه درسهایی که بیست شدم را فراموش کردم
اما قصه های کودکی ام را هرگز ... 💔
🌐 @serviclearning
مربیان بزرگ
چرا اکثر مربیان بزرگ، به نحوی غربی هستند؟
آیا اول بار موضوع علم تربیت در غرب طرح شده؟
شرق مربی بزرگ نداشته یا نام شان از قلم افتاده؟
آیا نقش ادیان و مربیان دینی در خصوص تربیت در این نشانه گذاری مربیان برای تبیین و تقویت معنا دار دیده شده است یا نه؟
فارغ از توجه به سن توماس که به عنوان یک مربی بزرگ در خصوص ایجاد واقع گرایی دینی کوشیده و نام او ذکر شده آیا به دیگر مربیان شرقی و یا مربیانی که بعضی نیز سبقه دینی هم دارند توجه شده یا نه؟
مثلا بودا، کنفوسیوس، غزالی، ابن سینا، سهروردی، سعدی ، مولوی، صدرا نظریه تربیتی قوی و منحصر به فردی ندارند که در خصوص آن کوشیده باشند
و اطلاق مربی بزرگ لااقل در حد فروبل موسس کودکستان داشته باشند؟
بدون شک مربیان بزرگ حایز ویژگی های هستند که لیاقت این لقب را دارند و می شود در مورد آن اندیشه کرد.
🌐 @servicelearning
(سرویس لرنینگ)مجله آموزشی
مربیان بزرگ چرا اکثر مربیان بزرگ، به نحوی غربی هستند؟ آیا اول بار موضوع علم تربیت در غرب طرح شده؟
حاشیه ای در میان بررسی مکاتب و آرا تربیتی
وقتی سخن از مربیان بزرگ می شود به متفکران تربیتی اشاره میشود که بنیاد و مکتب فکری آنها در موضوع تربیت است یا در تقویت و تبیین مکاتب فکری قبلی،به صورت پژوهشگرانه و نوآورانه نقش داشته اند.
به طور مثال :
مکتب فکری سقراط بر خودشناسی تاکید دارد.
افلاطون: هدف تربیت را بیرون آمدن از عالم سایه و ملحق شدن به کمال مثالی میداند.
ارسطو: هدف تربیت را درک واقعیت میداند.
روسو: هدف تربیت را تربیت انسانی طبیعی می داند که روح پاک و دوست داشتنی دارد و مناسبات اجتماعی او را نیالوده.
فروبل: کودکستان را برای پیوند بین دو یادگیری خانه و مدرسه ایجاد کرد.
دیویی: هدف از تربیت را رسیدن به پژوهشگری میداند که عملگرا و مترصد رسیدن به سود است.
لاک: هدف از تربیت را شهروند آزادی میداند که در کنار تخصص باید متفنن هم باشد.
🌐 @servicelearning
اگر نگران استفاده کودکان از شبکههای اجتماعی هستند بخوانید
✍علی نوری، متخصص علوم اعصاب تربیتی
راههای مناسب برای کمک به فرزندتان وجود دارد که از شبکههای اجتماعی به شیوهای مسئولانهتر استفاده کند.
من پنج مورد از این راهها را در پایین فهرست کردهام:
۱. با فرزند خود درباره رسانههای اجتماعی و اعتیاد به آنها گفتگو کنید.
انتظار نداشته باشید در جریان گفتگو همه چیز طبق انتطارات شما پیش برود و همینطور بعد گفتگو بلافاصله منتظر تغییرات در رفتار فرزندتان نباشید.
به خاطر داشته باشید هدف شما متقاعد کردن فرزند نیست،
بلکه قصد دارید او را از وضعیت موجود آگاه کنید و تاکید کنید که خودش تصمیم نهایی را خواهد گرفت.
همینطور، فراموش نکنید که اصول و قواعد گفتگوی واقعی را رعایت کنید.
۲. دلایل استفاده بیش از حد فرزندتان از رسانه های اجتماعی را پیدا کنید.
گاهی ممکن است این اعتیاد به خاطر مشکلات مهمتری مانند اضطراب اجتماعی،ضعف تحصیلی،استرس یا حتی نحوه رفتار خودتان باشد که برای تسکین آن مشکلات کودک دست به دامن رسانههای اجتماعی شده است.
۳. از تقویتکنندههای فعالیتی استفاده کنید.
به عنوان مثال، میتوانید استفاده از شبکههای اجتماعی را وابسته کنید به انجام فعالیتهای واقعی دیگر مانند انجام تکالیف درسی، ورزش و نظافت منزل.
فراموش نکنید که درگیری فرزند شما در فعالیتهای هنری و ورزشی همانند آب و غذا برای او ضروری است.
با انجام این فعالیتها اضطراب و استرس تسکین پیدا میکند، عزت نفس افزایش پیدا میکند و توانایی شناختی تقویت میشود.
۴. استفاده از تلفن همراه را برای زمانهای مشخصی ممنوع اعلام کنید.
مثلا هنگام گفتگو در مورد مسائل خانوادگی، هنگام غدا خوردن و حداقل یک ساعت قبل از خواب.
۵. عزت نفس فرزند خود را تقویت کنید.
به او بیاموزید که آنچه افراد در شبکههای اجتماعی منعکس میکنند واقعا تصویر دقیقی از زندگی واقعی آنان نیست.
افراد در شبکههای اجتماعی تصویری از خود به نمایش میگذارند که میخواهند دیگران ببینند.
پس نباید خود یا زندگی خود را با دیگران در شبکههای اجتماعی مقایسه کنند.
همینطور به فرزندخود بیاموزید که داشتن دوستان کمتر درشبکههای اجتماعی باعث نمیشود که محبوبیت کمتر یا ارزش کمتری داشته باشد.
🌐 @servicelearning
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشم زیبا
عبادت ها قبول حق، روز همگی بخیر
🌐 @servicelearning
معلمی محبوب باشید تا کیفیت آموزشتان بالا رود
مغز دانش آموزان از کسی که دوستش دارند بیشتر میآموزد.
به گفته دانشمندان علوم اعصاب در سوئد،
مغز انسان برای دریافت دانش از طرف کسانی که مورد علاقه ما هستند، برنامهریزی شده
و برعکس، زمانی که اطلاعات را از افرادی که دوستشان نداریم دریافت کنیم به احتمال کمتری مطلب جدیدی یاد میگیریم.
🌐 @servicelearning
https://t.me/+Tjor3qSOuPXlvgRi
لینک کانال تلگرامی
تامل در یادگیری و آموزش
گاهنامه مدیریت
سال ها پیش یکی از مدیران ارشد یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد.
جان دی راکفلر مدیر عامل وقت شرکت بود.
روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید بیشتر مدیران شرکت به بهانه های مختلف می کوشیدند تا از مدیر عامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند.
تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیر عامل برود شخصی به نام ادوارد تی بدفورد بود.
او یکی از شرکای شرکت بود و خوب میدانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.
زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد کله قدرتمند امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون اینکه مزاحم کار او شود ایستاد. راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت آه بدفورد تویی.
به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیده ای. بدفورد بلافاصله خبر خسارت را تایید کرد.
راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر میکنم و قبل از اینکه مدیر مربوطه را برای باز خواست بخواهیم داشتم موارد مهمی را یادداشت میکردم. بدفورد بعدها اینطور تعریف کرد.
بالای کاغذ نوشته شده بود : نقاط قوت آقایِ...
سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرح حال مختصری از کمکهای او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیم هایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود و ... را روی کاغذ نوشته بود.
بدفورد میگوید:
من هرگز این درس را فراموش نمیکنم.
در سالهای بعد هر وقت که در صدد برخورد و تنبیه کسی در زندگی ام بودم قبل از هر چیز خودم را وادار میکردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم
و تنها پس از تهیه یک چنین فهرستی متوجه میشدم که قادرم مساله را از بعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پر هزینه ترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم.
من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه میکنم که از این روش استفاده کند.
🌐 @servicelearning
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کتاب ۳ بعدی دروس پزشکی
🌐 @servicelearning