هیچ وقت نباید کسی را به دلیل عملش تحقیر و یا به جهت کاری که کرده توبیخ کنیم.
چون او در محیطی رشد کرده که مقتضیات تربیتی و محیط و عادتهای اکتسابی و ارثی خود را داشته است.
((آبراهام لینکلن))
🌐 @servicelearning
دوگانگیها در آموزش
گفته میشود، اگر صد مورچه سیاه و صد مورچه قرمز را در کوزهای بگذارید، اتفاقی نمیافتد. اما اگر کوزه را به شدت تکان دهید، مورچهها شروع به کشتن یکدیگر میکنند! چرا؟
چون مورچههای قرمز فکر میکنند که مورچههای سیاه دشمن هستند و مورچههای سیاه فکر میکنند که مورچههای قرمز دشمن هستند! مورچهها در حقیقت و در خلقت در برابر هم نیستند! دشمن واقعی کسی بود که کوزه را تکان داده بود!
این مثال، نمونه زیست اجتماعی روزمره آدمیست! مورچههای اجتماعی الزاما در برابر هم نیستند! مرجع دوگانگیها آنهایی هستند که مورچهها را در برابر هم قرار می دهند! سیاه و سفید، روستایی و شهری، مرد و زن، بورژوا و پرولتر، خودی و نخودی و دهها دوگانگی آتشین دیگر که اعتباری و غالبا سیاسی هستند! دوگانگیهایی که خانواده و قدرت (از طریق آموزش و متون درسی) در مدیریت آنها نقش محوری دارند!
ما به تعلیم و تربیتی نیاز داریم که مرجع دوگانگیها نباشد! در عین حال، تاب آوری در برابر مخالف را به نسلها یاد دهد. شکیبایی در برابر مخالف وگفت وگو باید بخشی از تجربه و تمرین روزمره دانش آموزان باشد!
🌐 @servicelearning
سندروم اردک : 🦆
این اصطلاح توسط پژوهشگران دانشگاه استنفورد بعد از بررسی پست های مجازی چند دانشجو و رفتار چند دانش آموز ابداع شد.
🦆🪿 اگر به شنا کردن اردک در آب توجه کنیم ما تنها قسمتی از بدن او را می بینیم که به آرامی بر روی آب درحال حرکت است، درحالی که متوجه تقلای این اردک که با تلاش پاهای خود را تکان می دهد تا حرکت کند، نمی شویم.
در واقع مبتلایان به « سندرم اردک» کسانی هستند که همواره تصویری شاد و موفق از آنان میبینیم در صورتی که در زندگی با مشکلات زیادی مواجه هستند. مصداق بارز سندرم اردک را در بلاگرهای فضای مجازی هم مشاهده میکنیم .
دانش آموزان فوق العاده مرتب و منظم و درس خوان بدون هیچ نقطه ضعف و کم و کسری که ممکن است تصویر امید بخش از موفقیت در ظاهرشان باشد ممکن است در واقعیت با مشکلات روحی زیاد دست و پنجه نرم می کنند و درگیر والدین هلیکوپتری هستند.
🚁 والدین هلیکوپتری احتمال بروز سندروم اردک را بیشتر میکنند.
این والدین بهشکلی افراطی خود را درگیر زندگی فرزندشان و مراقبت از آنها میکنند. آنها به بهانه محافظت از فرزندشان، اجازه نمیدهند او سرخوردگی را تجربه کند. این کار هنگام رویارویی با سرخوردگیهای اجتنابناپذیر، به نقطهضعف فرد تبدیل میشود.
این پدر و مادرها بهجای اینکه به فرزندشان یاد بدهند که از چالش استقبال کند، اغلب بر توانمندیهای فرزندشان تمرکز میکنند؛ چیزی که میتواند به رنج ذهنی فرد منجر شود.
🌐 @servicelearning
پرسشگری سقراطی
▫️هیچوقت از خودتان سوالاتی پرسیده اید که مجبور شوید اندیشه کنید؟
▫️مثلا از خودتان بپرسید:
چرا وجود دارم؟
آیا واقعا من با ارزش هستم؟
از کجا می توانم ارزش خودم را بفهمم؟
نکند من یک خواب و رویا باشم ؟
من در مکان هستم، همه چیز در مکان است پس مکان در کجاست؟
🔘بر خلاف سوفیست ها که در یونان باستان خود را «حکیم» می نامیدند سقراط خودش را «فیلوسوفوس» یعنی «دوستدار حکمت» نامید؛
وجه تسمیه «فلسفه» و «فیلسوف» نیز بر آمده از اسمی است که سقراط بنیاد کرد.
سقراط ذهن مخاطبان را با طرح سوالات ویژه و منحصر به فرد چنان به تلاطم می انداخت که به او لقب خرمگس آتن داده بودند.
تنها کسی که در پایتخت یونان یعنی آتن گاه با یک سوال مخاطب را به یکباره از خواب جدا میکرد، شخص سقراط بود همانگونه که خر مگس اگر به آدم خواب نیش بزند راهی جز بیدار شدن ندارد.
سقراط به دلیل این ویژگی بیدار کننده توسط دوستان یا شاگردان خودش که در راس قدرت بودند متهم به تشویش افکار عمومی شد و محکوم به نوشیدن جام شوکران شد.
شوکران زهر کشنده ای بود که خورنده آن حتما می مرد.
پرسشهای شما اگر منجر به تهدید جان شما شود حایز نکات مهمی است از جمله:
۱. پرسش های شما منافع بعضی را در معرض خطر و انهدام قرار داده.
۲. پرسشگری شما آن قدر موثر و قدرتمند بوده که منجر به حذف یا تهدید به حذف پرسشگر شود.
۳. پرسشگری می تواند ذهن ها را نسبت به بعضی از چیزها تغییر دهد. در عین حال آن تغییر از درون باشد نه از بیرون.
🌐 @servicelearning
سقراط، با طرح پرسش های ویژه، حقیقت را از وجدان افراد استخراج می کند.
پیش از سقراط هم در بین سوفیست ها به عنوان وکلا و معلم یا سیاستمدار، پرسشگری وجود داشت.
اما نه پرسشهایی که بنیاد آن مبتنی بر امری باشد که هر وجدان بیداری به آن راه پیدا کند.
مثلا سوفیست ها می پرسیدند:
▪️آیا سقراط معلم با ارزشی است؟
▪️چند شاگرد موفق دارد؟
▪️آیا چند شاگرد او ازدواج موفق داشته اند؟ کسب و کارشان موفق بوده است ؟
آنها با طرح سوال خود با تکیه بر بعضی از مشاهدات می خواستند منکر شایستگی سقراط در امر تربیت و آموزش شوند.
سوال اول آنها سوگیرانه فقط ذهن های ضعیف را نشانه می گرفت
سپس در سوال دوم، بدون آنکه تعریفی از موفقیت داشته باشند آنرا به عنوان یک ملاک مطرح می کردند
و با طرح سوال ازدواج موفق یا نا موفق شاگردان که دلیل اصلی آن هوس ها یا انتخاب خود افراد بوده قصد داشتند ذهن را نسبت به شایستگی سقراط مشوش کنند.
اما اگر سقراط پرسش می کرد چنین پرسش می کرد:
🔻از کجا فهمیده اید که سقراط معلم خوبی نیست؟
🔻میشود خوبی را تعریف کنید؟
🔻معلم چه باید بکند؟
🔻آیا انتخاب های شما برای شما نیستند؟
🔻چه کسی مسوول انتخاب شماست؟ مسوول شکست شما کیست ؟
🔻آیا اگر معلم تان، شما را به عدالت راهنمایی کرد و جامعه شما به دست نا عادلان بود و شما شکست خوردید معلم شما مقصر است؟
🔘حاکمان وقت از سقراط خواستند که عذرخواهی کند و دست از پرسشگری و در واقع دست از نقادی بردارد و چون سقراط نپذیرفت او را به اعدام محکوم کردند.
🌐 @servicelearning
مدیر مدرسه - جلال آل احمد.pdf
حجم:
4.2M
مدیر مدرسه - جلال آل احمد.pdf
🌐 @servicelearning
مدت زمان لازم برای مطالعه حدود ۲ ساعت است
ایستاده درس بخوانید!
بر اساس یافته های بدست آمده،
دانش آموزانی که در کلاس درس سر پا هستند،
12 درصد بازدهی بیشتری دارند
و این میزان معادل هفت دقیقه بیشتر در هر یک ساعت آموزش است.
🌐 @servicelearning
اگر خواستید مجسمه بسازید
مجسمۀ معلمان را بسازید ،
آنها قهرمانان جامعه هستند ...
✍🏻گای کاوازاکی
🌐 @servicelearning
کنکور چینی
آزمون کنکور در چین در دو روز برگزار می شود،
که به عنوان بزرگترین آزمون آکادمیک جهان نامگذاری شده است.
برای جلوگیری از حواسپرتیهای داوطلبان،
قرار است بسیاری از کارگاههای ساختمانی در شهرها و شهرکها به مدت دو روز توقف کنند و به رانندگان نیز توصیه شده که از بوق زدن خودداری کنند.
همچنین از طیف وسیعی از فناوریها، از جمله فلزیابها و تجهیزات پارازیت و اختلال در سیگنال رادیویی، برای جلوگیری از تقلب استفاده میکنند.
🌐 @servicelearning
چابکی عاطفی
لازم است به عنوان معلم یا والدین چابکی عاطفی را بدانیم
همه ما گاهی در دام احساساتی مثل عدم اعتماد به نفس، خجالت، غم، ترس یا خشم می افتیم. واکنشهای ما به این احساسات ممکن است تا حد زیادی ناهوشیارانه و غیرطبیعی باشند. عده ای آنها را نادیده میگیرند، عده ای نیز انرژی زیادی را صرف مهار یا سرکوب هیجاناتشان میکنند.
چابکی عاطفی به معنای سرکوب هیجانات یا مثبت اندیشی نیست بلکه یعنی با این افکار و هیجانات مدارا کنیم، شجاعانه با آنها مواجه شویم و سپس از کنارشان عبور کنیم.
چابکی عاطفی یعنی اینکه بتوانیم افکار و احساسات خود را بفهمیم، این توانایی را داشته باشیم که خودمان را با شرایط مختلف سازگار کنیم و در مواجهه با چالشها طبق ارزشهایمان پیش برویم. اما برای اینکه بتوانیم چابکی عاطفی داشته باشیم به چه چیزهایی نیاز داریم و چه مراحلی را باید بگذرانیم؟
🌐 @servicelearning
مراحل هرم عاطفی نیازها که کمک میکنند بتوانیم با چالشهای زندگی و عواطفمان به شکل سالمی مواجه شویم و تاب آوری و چابکی عاطفی پیدا کنیم عبارتند از:
پذیرش(Gentle Acceptance):
ما نمی توانیم هر موقعیتی را کنترل کنیم.
شفقت(Compassion):
با خود و دیگران مهربان باشید.
عادت(Routine):
انسانها برای حفظ نظم و ثبات در زندگیشان نیاز به روتین دارند.
ارتباط(Connection):
ارتباط بسازید؛ چراکه حضور در جمع برای سلامتی ضروری است.
شجاعت(Courage):
تمایل به پذیرش و آموختن از احساسات و عواطف کاری شجاعانه است.
بازآرایی(Reset):
عادتهایی بر پایه ارزشهایتان ایجاد کنید.
خرد(Wisdom):
زیبایی و شکنندگی زندگی جدایی ناپذیر هستند. ممکن است روزی خوشحال باشید و روزی ناراحت، روزی سالم باشید و روزی دچار بیماری شوید. تنها قطعیت موجود در زندگی، عدم قطعیت است. وقتی این را درک کنید شادتر خواهید بود. شجاعت فقدان ترس نیست؛ شجاعت ترس از راه رفتن است.
🌐 @servicelearning