eitaa logo
ایثارگران بدانند
3.9هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
922 ویدیو
25 فایل
هدف کانال، آگاهي بخشي ،تحليل و بررسی تخصصی قوانین ومقررات،پيگيري مطالبات قانوني ايثارگران ودفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
«پزشکِ مدیر یا مدیرِ پشتیبان؟ تأملی بر کارآمدی، اتلاف سرمایه انسانی و تعارض منافع» 🔰رئیس سازمان نظام پزشکی اعلام کرده است که حدود ۳۰ هزار پزشک در کشور عملاً طبابت نمی‌کنند؛ آماری که به‌خودیِ خود زنگ خطری جدی برای نظام سلامت و سیاست‌گذاری منابع انسانی است. 🛑پزشک، به‌ویژه در حوزه‌های تخصصی، مأموریتی سنگین و تمام‌وقت دارد: رسیدگی به بیماران، اداره مطب یا بخش درمانی، انجام اعمال جراحی، پیگیری‌های پس از درمان، به‌روزرسانی مستمر دانش پزشکی و—در صورت عضویت در هیئت علمی—آموزش دانشجویان و تولید علم. با این حجم از مسئولیت‌های تخصصی، این پرسش جدی مطرح می‌شود: ❓چگونه می‌توان هم‌زمان انتظار داشت یک پزشک، مدیر اجرایی موفق و تمام‌وقت نیز باشد؟ 🛑از منظر حکمرانی عمومی، کشور سرمایه عظیمی برای تربیت پزشک هزینه می‌کند؛ از آموزش عمومی تا تخصص و فوق‌تخصص. وقتی این سرمایه انسانی کمیاب، به‌جای خدمت در حوزه تخصصی خود، وارد مسئولیت‌های اجرایی می‌شود، در عمل نه جامعه از تخصص پزشکی او بهره‌مند می‌شود و نه مسئولیت اجرایی به‌درستی انجام می‌گیرد. این وضعیت، بیش از آن‌که «خدمت» باشد، اتلاف سرمایه ملی است—آن هم در شرایطی که هیچ «قحط‌الرجالی» در حوزه مدیریت اجرایی وجود ندارد. 🛑اگر هدف، خدمت به مردم است، پزشکی—به‌ویژه در حوزه‌های تخصصی—یکی از انسانی‌ترین و مؤثرترین اشکال خدمت است. 🛑 پرسش اساسی اینجاست: چرا برخی، این مسیر را رها می‌کنند و به مسئولیت‌هایی می‌روند که نه با تخصص‌شان هم‌خوان است و نه با واقعیت زمان و تمرکز موردنیاز آن؟ ادعای «کنار گذاشتن موقت پزشکی برای خدمت اجرایی» نیز، در اغلب موارد، خودفریبی مدیریتی است. 🛑 دستگاه‌های اجرایی، به‌ویژه در حوزه‌های کلان، دارای حجم بالای مشغله، تعارض مطالبات و فشار تصمیم‌گیری هستند. جمع این مسئولیت‌ها با طبابت، دانشگاه و بیمارستان، عملاً ممکن نیست و اگر ممکن جلوه داده شود، اعتماد عمومی را مخدوش می‌کند. 🛑از منظر نظریه‌های حکمرانی، برخی اشکال خدمت به مردم ذاتاً با کار اجرایی جمع‌پذیر نیستند؛ مگر آن‌که منافع پنهانی در میان باشد. 🛑 اینجاست که مسئله تعارض منافع به‌طور جدی مطرح می‌شود: ترکیب تصمیم‌گیری اجرایی با ذی‌نفع بودن حرفه‌ای یا مالی، نه‌تنها کارآمدی را کاهش می‌دهد، بلکه سلامت تصمیم را نیز زیر سؤال می‌برد. 🛑نکته قابل‌تأمل آن‌که در اغلب کشورهای توسعه‌یافته، مدیریت‌های پشتیبانی بهداشت و درمان—از جمله مدیریت بیمارستان‌ها و ساختارهای اجرایی—لزومـاً در اختیار پزشکان نیست. این حوزه‌ها را معمولاً به مدیران حرفه‌ای و متخصص در مدیریت می‌سپارند تا بدون درگیری با مطب، بیمار، دانشگاه و تعارض منافع، پشتیبانِ مؤثرِ امر درمان باشند؛ و پزشک، تمام توان خود را صرف همان کاری کند که برای آن تربیت شده است: درمان انسان‌ها کانال ایثارگران بدانند در پیام رسان های ایرانی با لینک های زیر در خدمت ایثارگران: دوستان را به کانال دعوت کنید . https://eitaa.com/setad1395 ایتا https://ble.ir/yammoj بله https://splus.ir/setad1395 سروش
اقدام دولت در : «انتقال یارانه ارزی از ابتدای زنجیره تأمین به انتهای زنجیره مصرف» تهدید یا فرصت ؟ 🔰پرسش کاملاً دقیق و سیاست‌گذارانه است. اگر «انتقال یارانه از ابتدای زنجیره به انتهای زنجیره» بدون مقدمات انجام شود، نه اصلاح است و نه عدالت؛ بلکه شوک معیشتی ایجاد می‌کند. بنابراین پاسخ را ساختاریافته و مرحله‌ای ارائه می‌کنیم: 🔹 مقدمات ضروری برای اجرای موفق انتقال یارانه به انتهای زنجیره مصرف ۱️⃣ پیش‌نیاز اول: شناسایی دقیق ذی‌نفعان (دهک‌بندی واقعی) چرا حیاتی است؟ اگر ندانیم: چه کسی واقعاً نیازمند است چه کسی مستحق یارانه نیست ➡️ یارانه یا هدر می‌رود یا بی‌عدالتی ایجاد می‌کند. الزامات اجرایی: پایگاه اطلاعاتی یکپارچه (درآمد، دارایی، مصرف) اتصال: مالیات، بیمه، بانک، املاک، خودرو امکان اعتراض و اصلاح دهک‌بندی 📌 بدون این مرحله: انتقال یارانه = توزیع کور پول ۲️⃣ پیش‌نیاز دوم: کنترل تورم و ثبات کلان اقتصادی مسئله کلیدی: آزادسازی قیمت‌ها در اقتصاد تورمی یعنی: یارانه داده می‌شود اما اثرش توسط تورم بلعیده می‌شود. اقدامات ضروری: انضباط بودجه‌ای دولت پرهیز از کسری بودجه پنهان کنترل پایه پولی هماهنگی بانک مرکزی و دولت 📌 اگر تورم مهار نشود: یارانه مستقیم فقط مُسکن موقت است. ۳️⃣ پیش‌نیاز سوم: تأمین پایدار منابع یارانه سؤال مهم: یارانه قرار است از کجا تأمین شود؟ منابع سالم: صرفه‌جویی ناشی از حذف رانت ارزی مالیات بر عایدی سرمایه مالیات بر سوداگری و رانت کاهش هزینه‌های غیرضرور دولت ❌ منابع خطرناک: استقراض چاپ پول بدهی پنهان 📌 یارانه‌ای که منبع پایدار ندارد، نقض غرض است. ۴️⃣ پیش‌نیاز چهارم: ایجاد ابزار جبرانی هوشمند چرا فقط پول نقد کافی نیست؟ در کالاهای اساسی: نقدی → تورم‌زا کالابرگ → هدفمندتر ابزارهای مکمل: کالابرگ الکترونیکی یارانه انرژی هدفمند حمایت ویژه از کودکان، سالمندان، بیماران خاص 📌 ترکیب نقدی + کالایی = عقلانیت سیاستی ۵️⃣ پیش‌نیاز پنجم: اصلاح نظام نظارت و مقابله با سوءاستفاده خطر جدی: پس از آزادسازی قیمت‌ها: احتکار تبانی افزایش غیرمنطقی قیمت الزامات: تقویت نهادهای نظارتی شفافیت زنجیره توزیع داده‌محوری در رصد بازار برخورد سریع و علنی با متخلفان 📌 بازار آزاد بدون نظارت = هرج‌ومرج اقتصادی ۶️⃣ پیش‌نیاز ششم: اقناع افکار عمومی و اعتمادسازی تجربه جهانی می‌گوید: اصلاحات اقتصادی بدون همراهی مردم شکست می‌خورد. باید شفاف گفته شود: چرا این تصمیم گرفته شد رانت قبلی دست چه کسانی بود منافع مردم دقیقاً چیست برنامه جبران چگونه است 📌 سیاست درست بدون توضیح، به تصمیم غلط تبدیل می‌شود. ۷️⃣ پیش‌نیاز هفتم: اجرای تدریجی و مرحله‌بندی‌شده خطای مرگبار: اجرای شوکی و یک‌باره الگوی صحیح: اجرای آزمایشی (Pilot) شروع با چند قلم محدود ارزیابی اثرات اصلاح مسیر سپس تعمیم 📌 اصلاح اقتصادی مسابقه سرعت نیست، آزمون عقلانیت است. ۸️⃣ پیش‌نیاز هشتم: تفکیک سیاست رفاهی از سیاست سیاسی خطر پنهان: تبدیل یارانه به ابزار: محبوبیت‌سازی فشار انتخاباتی وعده‌درمانی ضرورت: قانون‌مند شدن یارانه‌ها منع تصمیمات سلیقه‌ای پاسخگویی نهادی 📌 یارانه اگر ابزار سیاست شود، عدالت قربانی می‌شود. 🔹 جمع‌بندی راهبردی انتقال یارانه از ابتدای زنجیره به انتهای زنجیره، اصلاح اقتصادی است نه شعار اقتصادی. ✔ اگر با این مقدمات اجرا شود: رانت کاهش می‌یابد عدالت تقویت می‌شود اعتماد عمومی بازمی‌گردد ❌ اگر بدون این مقدمات اجرا شود: فشار معیشتی افزایش می‌یابد مردم متضرر می‌شوند اصل اصلاح زیر سؤال می‌رود کانال ایثارگران بدانند در پیام رسان های ایرانی با لینک های زیر در خدمت ایثارگران: دوستان را به کانال دعوت کنید . https://eitaa.com/setad1395 ایتا https://ble.ir/yammoj بله https://splus.ir/setad1395 سروش
اصلاح یا انفجار معیشتی؟ ⚠️ اصلاحی که اگر درست اجرا نشود، ضدِ عدالت می‌شود اصلاح نظام ارز ترجیحی، به‌ویژه انتقال یارانه از ابتدای زنجیره تأمین به انتهای زنجیره مصرف، در ذات خود اقدامی اصلاحی و ضد رانت است؛ اما تنها در صورتی که با مقدمات لازم و اجرای دقیق همراه باشد. در غیر این صورت، این سیاست نه‌تنها به عدالت منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند به بی‌ثباتی معیشتی و اجتماعی بینجامد. واقعیت نخست: فقرا همیشه اولین آسیب‌دیدگان‌اند در هر شوک قیمتی، پیش از آنکه سازوکارهای جبرانی فعال شوند، این دهک‌های پایین هستند که: قدرت خریدشان کاهش می‌یابد، امنیت غذایی‌شان تهدید می‌شود، و فشار روانی و اجتماعی را تحمل می‌کنند. اگر یارانه ارزی حذف شود، اما جبران مؤثر و پیش‌دستانه صورت نگیرد، عملاً فشار از بودجه دولت به سفره مردم منتقل می‌شود؛ آن هم سفره‌هایی که پیشاپیش کوچک شده‌اند. واقعیت دوم: «بعداً جبران می‌کنیم» یک خطای پرهزینه است تجربه‌های شکست‌خورده نشان می‌دهد هر جا سیاست‌گذار وعده داده: «الان اصلاح می‌کنیم، بعداً جبران می‌شود» نتیجه چیزی جز: افزایش نارضایتی عمومی، بی‌اعتمادی اجتماعی، و بازگشت به سیاست‌های پوپولیستی نبوده است. جبران باید پیش از آزادسازی قیمت‌ها و نه پس از آن انجام شود؛ در غیر این صورت، اصلاح اقتصادی به بحران اجتماعی تبدیل می‌شود. واقعیت سوم: بدون شناسایی دقیق، یارانه دوباره هدر می‌رود نبود بانک اطلاعاتی دقیق از دهک‌های درآمدی، باعث می‌شود: بخشی از محرومان واقعی جا بمانند، و بخشی از منابع دوباره به دهک‌های بالاتر نشت کند. در چنین شرایطی، سیاستی که قرار بود رانت را حذف کند، صرفاً شکل رانت را تغییر می‌دهد. واقعیت چهارم: بازار بی‌نظارت، اصلاح را می‌بلعد در نبود نظارت هوشمند و لحظه‌ای بر بازار: آزادسازی قیمت به گران‌فروشی افسارگسیخته می‌انجامد، انتظارات تورمی تشدید می‌شود، و هزینه اصلاح از کنترل خارج می‌گردد. تعزیرات پسینی و نمایشی، جای نظارت ساختاری را نمی‌گیرد. هشدار نهایی اصلاح ارز ترجیحی، آزمون صداقت حکمرانی اقتصادی است. اگر: پرداخت‌های جبرانی واقعی نباشد، اجرای طرح تدریجی و شفاف نباشد، و معیشت دهک‌های پایین در مرکز تصمیم‌گیری قرار نگیرد، این سیاست نه اصلاح، بلکه جابجایی فشار خواهد بود؛ فشاری که پیامدهای آن تنها اقتصادی نیست، بلکه اجتماعی، روانی و امنیتی است. اصلاح اقتصادی بدون عدالت اجتماعی، دیر یا زود هزینه خود را با بهره‌ای سنگین بازمی‌گرداند. کانال ایثارگران بدانند در پیام رسان های ایرانی با لینک های زیر در خدمت ایثارگران: دوستان را به کانال دعوت کنید . https://eitaa.com/setad1395 ایتا https://ble.ir/yammoj بله https://splus.ir/setad1395 سروش
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقایان مسئول؛ شما خودتان تأمین هستید و طعم واقعی گرانی، اضطراب معیشت و ناامنی اقتصادی را نمی‌چشید. نکند با اجرای شتاب‌زده و نادرستِ سیاست «انتقال یارانه ارزی از ابتدای زنجیره تأمین به انتهای زنجیره مصرف» کاری کنید که محرومان این سرزمین، مانند بی‌خانمان‌های آمریکا و کانادا، سرگردانِ خیابان‌ها شوند. این انقلاب، انقلابِ محرومان بود؛ انقلابی برای آنان که چیزی نداشتند جز کرامت و ایمان. اما امروز گویا در این مسیر، اشتباهی کیسه‌های دیگران پر شد و فاصله‌ها عمیق‌تر گردید. اصلاح اقتصادی اگر بدون درک رنج مردم، بدون سپر حمایتی واقعی و بدون مقدمات لازم اجرا شود، نه اصلاح است و نه عدالت؛ انتقال فشار از دولت به فقراست. هشدار می‌دهیم: محرومان عدد و نمودار نیستند. معیشت، خط قرمز است. و بی‌توجهی به آن، هزینه‌ای دارد که نه با بودجه جبران می‌شود و نه با بخشنامه.
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ هشدار بیدارباش: دشمنی که حتی از زبان خودشان اعتراف می‌شود وقتی یک خاخام صهیونیست از ماهیت جنایتکارانه این رژیم سخن می‌گوید، دیگر جای تردید باقی نمی‌ماند که با چه پروژه‌ای و علیه چه ملت‌هایی طراحی و عمل می‌کنند. سؤال اینجاست: چگونه هنوز عده‌ای این واقعیت عریان را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند؟ بدانید آن دسیسه‌ای که برای ایران چیده شده، فقط متوجه حاکمیت نیست؛ تمامیت کشور، امنیت مردم و آینده نسل‌ها را هدف گرفته است. آنان که امروز ساده‌لوحانه یا منفعت‌طلبانه در زمین این پروژه بازی می‌کنند و به تضعیف کشور دل خوش کرده‌اند، باید بدانند در لحظه‌ای که مأموریتشان تمام شود، هیچ مصونیتی نخواهند داشت. تجربه تاریخ روشن است: دشمنان این سرزمین، ابزار مصرفی را دوست ندارند؛ از آن استفاده می‌کنند و سپس کنار می‌گذارند. نه رحم می‌کنند، نه وفادار می‌مانند، نه شریک می‌پذیرند. این هشدار، تهدید نیست؛ واقع‌بینی تاریخی است. همراهی با پروژه‌ای که هدفش تضعیف ایران است، نه اعتراض است و نه اصلاح؛ بازی در نقشه‌ای است که پایانش پشیمانی است. پیش از آنکه دیر شود، پیش از آنکه هزینه‌ها غیرقابل جبران گردد، باید ایستاد، فهمید و انتخاب کرد: در کنار ایران، یا در حاشیه پروژه‌ای که حتی همراهانش را قربانی می‌کند.
⚠️ ملت‌ها نه فقط با دشمن، که با خائن و جاهل سقوط می‌کنند در تاریخ ملت‌ها، بارها و بارها یک حقیقت تلخ تکرار شده است: هیچ کشوری تنها با حمله دشمن فرو نریخته؛ بلکه پیش از آن، با دو گروه داخلی ضربه خورده است: گروه خائنان و گروه ابلهان. خائن، آگاهانه یا منفعت‌طلبانه، پای دشمن را به کشور باز می‌کند؛ درِ نفوذ را می‌گشاید، مسیر را هموار می‌سازد و منافع ملی را معامله می‌کند. اما خائن به‌تنهایی کاری از پیش نمی‌برد؛ او بر دوش جاهلان سوار می‌شود. جاهل، بی‌آنکه بداند در چه بازی‌ای افتاده، با شعار، هیجان، ساده‌انگاری و تحلیل‌های سطحی، سوخت پروژه‌ای می‌شود که مقصدش نابودی کشور است. نه نیت خیانت دارد و نه درک پیامد؛ اما نتیجه عملش، تفاوتی با خیانت ندارد. در همه این تجربه‌ها، خطرناک‌ترین چهره آنجاست که خائن و جاهل در لباس خودی ظاهر می‌شوند؛ با ادعای دلسوزی، با نقاب اصلاح، با زبان مردم. و درست در همین نقطه است که ملت‌ها غافلگیر می‌شوند. هشدار تاریخ روشن است: دشمن بیرونی بدون ستون پنجم و حماقت داخلی، کاری از پیش نمی‌برد. و ملتی که میان نقد دلسوزانه و بازی در زمین دشمن تمایز قائل نشود، هزینه‌ای می‌پردازد که جبران‌ناپذیر است. امان از خائن؛ که آگاهانه می‌فروشد. و امان از جاهل؛ که ناآگاهانه ویران می‌کند.
🇮🇷 تمامیت ارضی ایران؛ خط قرمزی که فقط با جمهوری اسلامی حفظ می‌ شود ⭕️تجربه چهار دهه گذشته به‌روشنی نشان داده است که حفظ تمامیت ارضی ایران، جز در سایه جمهوری اسلامی ممکن نبوده و نیست. در منطقه‌ای که دولت‌ها یکی‌یکی فروپاشیدند، مرزها جابه‌جا شد و کشورها به میدان تاخت‌وتاز بیگانگان بدل شدند، ایران ایستاد؛ نه اتفاقی، بلکه به پشتوانه حاکمیت ملی، قدرت بازدارندگی و انسجام مردمی. ⭕️در مقابل، آنچه به نام «اپوزیسیون» عرضه می‌شود، ترکیبی است از: جماعتی خائن که آگاهانه نسخه تجزیه کشور را امضا کرده‌اند، گروه‌هایی وابسته که بقای خود را در فروپاشی ایران می‌بینند، و جریان‌هایی که با دشمنان تاریخی این ملت هم‌نوا شده‌اند. ⭕️نتیجه روشن است: اگر اینان به قدرت برسند، ایرانِ واحد دوام نخواهد آورد و تجزیه، نه یک احتمال، که یک پروژه قطعی خواهد بود. ⭕️حتی بخش نسبتاً عاقل‌تر اپوزیسیون—آنان که هنوز به «ایرانِ واحد» باور دارند—امروز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که دشمنان این سرزمین به‌دنبال نابودی ایران‌اند و تنها ساختاری که عملاً توانسته در برابر این پروژه بایستد، جمهوری اسلامی است. ⭕️اما خطر از جایی دیگر سر برمی‌آورد؛ از عده‌ای ابله در داخل که ندانسته یا از سر هیجان، به بازیچه مزدوران بدل شده‌اند و با تضعیف وحدت ملی، به ریشه تمامیت ارضی کشور تیشه می‌زنند. اینان نه اپوزیسیون‌اند و نه اصلاح‌گر؛ بلکه سوخت پروژه‌ای هستند که مقصدش فروپاشی ایران است. ⭕️با این همه، تاریخ پاسخ این هیاهوها را داده است: ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری ایران با اتکای به مردم، هویت تاریخی و حاکمیت خود، مسیرش را ادامه خواهد داد؛ و هر جریانی که در برابر وحدت ملی بایستد، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، در تاریخ به عنوان خائن رسوا خواهد شد . 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 پرچم بالاست
در خصوص ادعای کسب سود تاریخی ۲۶ هزار میلیارد تومانی بانک دی در سال جاری، با جمع‌بندی اطلاعات موضوع را در چند بخش روشن می‌کنیم: 📌 ۱) ادعای خبر بر اساس گزارش رسانه‌ها، بانک دی اعلام کرده است که از ابتدای سال جاری توانسته ۲۶ هزار میلیارد تومان سود ثبت کند؛ که بخش عمده این سود از دو منبع بوده است: 🔹 حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان سود حاصل از فروش املاک مازاد 🔹 حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان سود از واگذاری سرمایه‌گذاری‌های غیر‌بانکی مانند سهام شرکت‌ها (مثلاً نیروگاه دماوند و بیمه دی) این خبر توسط چند منبع داخلی منتشر شده و به‌عنوان «سود تاریخی» بانک عنوان شده است . 📌 ۲) آیا این سود ناشی از فعالیت بانکی است ؟ ❌ این سود نه صرفاً نتیجه فعالیت‌های بانکی معمول مانند اعطای تسهیلات و دریافت سود سپرده مشتریان است، بلکه محصول فروش دارایی‌ها و واگذاری سرمایه‌گذاری‌ها است. چرا این مهم است؟ سود عملیاتی یک بانک معمولاً از طریق: ✔ سود تسهیلات داده‌شده ✔ کارمزد خدمات بانکی ✔ مدیریت ریسک بدهی‌ها به‌دست می‌آید. اما بخش اعظم سود گزارش‌شده در این مورد: از فروش املاک مازاد بانک است و از واگذاری سهام شرکت‌های غیر‌بانکی که اینها فعالیت‌های سرمایه‌ای یا دارایی‌فروشی هستند، نه سود ناشی از عملکرد بانکی عادی. بنابراین این افزایش سود به‌معنای «عملکرد بهتر بانک در خدمت‌رسانی بانکی» نیست، بلکه نتیجه مولدسازی دارایی‌ها است. 📌 ۳) نقش تورم و قیمت ملک در سود گزارش‌شده به‌احتمال بسیار زیاد، بخش قابل‌توجهی از سود ۱۴ هزار میلیارد تومانی فروش املاک به دلیل افزایش قیمت زمین و مسکن حاصل شده، نه ارزش‌افزایی عملیاتی بانک. در شرایط تورمی ایران، املاک بانک که در سال‌های قبل تحصیل شده، در شرایط فعلی با ارزش بسیار بالاتر فروخته می‌شود. در واقع: ✔ بخش زیادی از سود، بازتابِ افزایش قیمت املاک در بازار است ❌ نه بازتاب افزایش کارآیی یا فعالیت بانکی مستقیم. 📌 ۴) منبع دارایی‌ها – بانک دی چگونه این املاک را داشته؟ منابع رسمی، مانند گزارش‌های قبلی درباره وضعیت بانک دی اشاره دارند که در سال‌های اخیر این بانک: 🔹 از محل ادغام‌ها و تملک دارایی‌ها دارایی‌های غیرعملیاتی به‌دست آورده است 🔹 سابقه زیان انباشته قابل توجه داشته که به‌طور تاریخی گزارش شده است این بدان معناست که املاک مازاد لزوماً «هدیه» نبوده؛ بلکه ✔ بانک در سال‌های قبل آنها را داشته، ✔ یا در اثر مسائل بانکی و تملک دارایی از محل مطالبات به‌دست آمده، و اکنون در شرایط بازار با ارزش بالاتر فروخته شده است. 📌 ۵) تحلیل قابل استناد: سود غیرپایدار این سود ۲۶ هزار میلیارد تومانی را می‌توان از منظر حرفه‌ای به دو قسمت تقسیم کرد: 📍 سود «پایدار» 🔹 سودی که از فعالیت بانکی واقعی به‌دست می‌آید با توجه به گزارش‌های قبلی، درآمد تسهیلات بانک دی در برخی ماه‌ها بسیار پایین بوده (مثلاً حدود ۲۳۱ میلیارد تومان در اردیبهشت) . 📍 سود «غیرپایدار و یک‌باره» 🔹 سود حاصل از فروش دارایی و واگذاری سرمایه‌گذاری‌ها، که تکرارش در سال آینده لزوماً قطعی نیست. این نوع درآمدها: نمی‌توانند مبنای تداوم سودآوری بانکی قرار گیرند و در تحلیل بانک‌ها معمولاً به‌عنوان سود غیرعملیاتی شناخته می‌شوند 📌 ۶) جمع‌بندی نهایی ✔ بانک دی گزارش کرده سود بزرگی کسب کرده است، ✔ اما این سود از فعالیت‌های سرمایه‌ای و فروش دارایی‌ها است، نه عملکرد بانکداری، ✔ بخش قابل‌توجهی از آن ممکن است ناشی از تورم در بازار املاک باشد، ✔ و این نوع سود «پایدار» تلقی نمی‌شود. 📌 نتیجه مهم برای تحلیلگران و عموم 📌 این رقم عظیم به‌معنی سود واقعی و تکرارشونده بانکی نیست. 📌 این سود بیشتر محصول فروش دارایی و آثار تورم روی املاک است. 📌 برای ارزیابی واقعی عملکرد بانک، باید به درآمد تسهیلات، نسبت‌های نقدینگی و سود عملیاتی توجه شود نه فقط عدد کلی سود سالانه.
سود تاریخی یا مسکن موقت؟ تأملی بر «اصلاحات» بانک دی و آنچه سهامداران باید بدانند اعلام تحقق «سود تاریخی ۲۶ هزار میلیارد تومانی» در بانک دی، در نگاه نخست خبری امیدوارکننده و جذاب برای افکار عمومی و به‌ویژه سهامداران به نظر می‌رسد؛ اما بررسی دقیق ترکیب این سود و هم‌زمانی آن با گزارش‌های ضعیف از عملکرد درآمدی بانک در ماه‌های میانی سال، این پرسش جدی را پیش روی ناظران می‌گذارد: ❓آیا با اصلاح واقعی ساختار بانکی مواجه‌ایم یا صرفاً با یک ترمیم حسابداری و نمایشی؟ ❓سود از کجا آمده است؟ بر اساس اطلاعات منتشرشده، بخش عمده این سود نه از محل فعالیت اصلی بانک یعنی اعطای تسهیلات و خدمات بانکی، بلکه از دو منبع زیر حاصل شده است: فروش املاک مازاد واگذاری سرمایه‌گذاری‌های غیر بانکی این یعنی سود شناسایی‌شده، غیرعملیاتی، یک‌باره و غیرتکرارشونده است؛ سودی که بیشتر به «آزادسازی دارایی‌های منجمد» شباهت دارد تا نتیجه اصلاح موتور درآمدزایی بانک. تناقض ظاهری با گزارش‌های ماهانه گزارش‌هایی که از افت شدید درآمد تسهیلات بانک دی و رشد بالای هزینه‌های سپرده در برخی ماه‌ها حکایت دارد، در تعارض ظاهری با این سود بزرگ قرار می‌گیرد؛ اما در واقع تناقضی وجود ندارد. بانک ممکن است در یک سال، از محل فروش دارایی سود بالایی ثبت کند، در حالی که عملکرد بانکی روزمره آن همچنان ضعیف و حتی زیان‌ده باشد. ⭕️آیا این اصلاحات قابل دفاع است؟ از منظر مدیریت بحران، پاسخ مثبت است. بانکی که با ناترازی، دارایی‌های منجمد و فشار نظارتی مواجه است، ناگزیر به فروش دارایی برای تأمین نقدینگی و بهبود ظاهری ترازنامه می‌شود. ❌اما از منظر اقتصاد بانکی، این اقدام درمان ریشه‌ای نیست. فروش ملک و سرمایه‌گذاری، جایگزین اصلاح ساختار تسهیلات، کنترل هزینه سپرده و افزایش بهره‌وری عملیات بانکی نمی‌شود. ❌نفع سهامداران کجاست؟ برای سهامداران، این وضعیت دو چهره دارد: کوتاه‌مدت: بهبود سود هر سهم، افزایش جذابیت ظاهری سهم، کاهش ریسک توقف نماد و ایجاد فضای روانی مثبت. میان‌مدت و بلندمدت: اگر درآمد عملیاتی بانک اصلاح نشود، این سود تکرار نخواهد شد و حتی می‌تواند مقدمه بازگشت به زیان باشد. در این حالت، آنچه رخ داده نه خلق ارزش، بلکه مصرف دارایی‌های گذشته است. ❌پرسش کلیدی که نباید فراموش شود املاک و دارایی‌هایی که امروز فروخته می‌شوند، در بسیاری موارد حاصل سال‌ها انباشت دارایی، تملک وثایق یا سرمایه‌گذاری‌هایی هستند که با منابع سپرده‌گذاران شکل گرفته‌اند. وقتی سود جایگزین درآمد پایدار بانکی می‌شود، باید پرسید: پس از اتمام این دارایی‌ها، بانک با چه چیزی قرار است سود بسازد؟ 🔰آنچه امروز در بانک دی رخ داده: نه یک اقدام صوری و ساختگی است، نه یک اصلاح عمیق و پایدار بانکی. بلکه اقدامی اضطراری برای تنفس کوتاه‌مدت است. قضاوت نهایی درباره موفقیت یا شکست این مسیر، به آینده نزدیک وابسته است: اگر درآمد تسهیلات، حاشیه سود عملیاتی و کارایی بانکی اصلاح نشود، سود تاریخی امروز به عددی زیبا در گزارش‌ها تبدیل خواهد شد، نه نشانه سلامت مالی پایدار
شفافیتِ گمشده در سودهای بزرگ سهم سهامداران ایثارگر کجاست؟ 🔰اعلام سودهای کلان و عناوین پرطمطراق درباره «اصلاح ساختار» و «تحول مالی» زمانی معنا و اعتبار پیدا می‌کند که با شفافیت کامل در توزیع منافع همراه باشد. در غیر این صورت، این ارقام بیش از آنکه نشانه سلامت باشند، می‌توانند پرسش‌برانگیز شوند. در مورد بانک دی، که سهامداران اصلی آن را ایثارگران و خانواده‌های شهدا تشکیل می‌دهند، انتظار می‌رود هم‌زمان با ارائه گزارش‌های سود و فروش دارایی‌ها، گزارش دقیقی از حقوق، مزایا، پاداش‌ها و پرداخت‌های مدیریتی نیز در اختیار سهامداران قرار گیرد؛ گزارشی که نشان دهد منافع این بانک واقعاً به چه کسانی می‌رسد. پرسش اساسی اینجاست: ❌آیا سودهای اعلام‌شده، در نهایت به تقویت منافع سهامداران ایثارگر منجر شده است یا بخش قابل‌توجهی از آن صرف حقوق‌ها، پاداش‌ها و مزایای مدیریتی شده که ارتباط مستقیمی با بهبود پایدار عملکرد بانک ندارد؟ ❌در بانکی با مأموریت اجتماعی خاص، شفافیت در پرداخت‌ها نه یک لطف، بلکه یک الزام اخلاقی و حکمرانی است. اگر مدیران از اصلاح واقعی سخن می‌گویند، باید نشان دهند که خود نیز در خط مقدم صرفه‌جویی، پاسخ‌گویی و هم‌راستایی با منافع سهامداران قرار دارند. ❌انتشار جزئیات حقوق و مزایای مدیران و کارکنان، می‌تواند خط تمایز روشنی میان اصلاح واقعی و اصلاح نمایشی ترسیم کند؛ چرا که اصلاحی که فقط در ترازنامه دیده شود اما در رفتار مالی مدیران بازتاب نداشته باشد، دیر یا زود اعتماد سهامداران را فرسوده خواهد کرد. ❌بانک دی، بیش از هر بانک دیگری، نیازمند این شفافیت است؛ نه فقط برای اقناع بازار، بلکه برای پاسخ‌گویی به کسانی که سرمایه‌شان با نام ایثار و فداکاری گره خورده است.
🚨 هشدار جدی: «کشته‌سازی»؛ جرقه‌ای برای فروپاشی اجتماعی در بحران‌ها و فتنه‌ها 🔹کشته‌سازی در حوادث امنیتی، اعتراضات و فتنه‌ها، یکی از خطرناک‌ترین و شوم‌ترین ابزارهای جنگ ترکیبی دشمن است؛ ابزاری که هدف آن نه دلسوزی برای جان انسان‌ها، بلکه به آتش کشیدن سرمایه اجتماعی، شکستن انسجام ملی و سوق دادن جامعه به تقابل با خود است. 🔹در این سناریو، حقیقت قربانی می‌شود تا روایت‌سازی جعلی جای آن را بگیرد. کشته‌ها ــ واقعی یا ساختگی ــ بهانه‌ای می‌شوند برای تحریک احساسات، تولید خشم کور و تبدیل اختلاف نظرها به دشمنی‌های عمیق اجتماعی. 🔹پیامدهای شوم کشته‌سازی: ✔️دو قطبی‌سازی خطرناک جامعه و تقسیم مردم به «ما» و «آن‌ها» ✔️نفرت‌پراکنی و کینه‌توزی جمعی که تا سال‌ها التیام نمی‌یابد ✔️تحریف واقعیت و بی‌اعتمادسازی عمومی نسبت به حاکمیت، رسانه‌ها و حتی یکدیگر ✔️تضعیف امنیت ملی و فراهم‌سازی بستر مداخله و سوءاستفاده دشمن ✔️تقابل مردم با مردم؛ بزرگ‌ترین آرزوی طراحان فتنه 🔹در این میان، مأموریت اصلی مزدوران و شبکه‌های وابسته به دشمن، نه مطالبه‌گری واقعی و نه دفاع از حقوق مردم، بلکه کشته‌سازی هدفمند است؛ پروژه‌ای حساب‌شده برای شعله‌ور کردن احساسات، تحریک هیجانات لحظه‌ای و بردن جامعه به لبه درگیری داخلی. 🔴 مراقب باشید مراقب روایت‌های احساسی و بی‌سند باشید. مراقب خبرهایی که با اشک و خشم منتشر می‌شوند اما عقل و منبع ندارند. مراقب کسانی باشید که از مرگ انسان‌ها، نردبان قدرت، نفوذ و آشوب می‌سازند. آگاهی، صبر و رجوع به حقیقت، تنها سلاح مؤثر در برابر این جنگ روانی است. در فتنه‌ها، اولین قربانی حقیقت است؛ اجازه ندهیم آخرین قربانی، وحدت ملی باشد.