eitaa logo
ستاره‌های زمین
27.6هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
297 فایل
خونه ای که در اون قرآن خونده بشه مثل ستاره‌ای برای آسمانیان میدرخشه، پس شما هم می‌تونید ستاره بشید. ستاره‌ای از "ستاره‌های زمین" 🌠 ارتباط با ادمین @Setare114_admin وب سایت: https://b2n.ir/z58400
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام همراهان ستاره های زمین امروز دیر اومدیم ولی دست پر اومدیم😍 💢قراره یک جلسه قرآن ویژه رو خدمتتون معرفی کنیم 📍 پس همراهمون باشید…
💠چهارشنبه های قرآنی💠 جلسه خونگی قرآن هر هفته خونه یکی از قرآن آموزان به گفته مربی شون تعداد جلساتشون به ۵۰ الی ۱۰۰ نفر می‌رسه❗️🔆 و حتی در پارک هم جلسه قرآن برگزار کردن و تا ۲۰۰ نفر در این جلسه شرکت کردند😍 جلسات خونگی قرآنشون فقط تلاوت قرآن نیست و اضافه بر جمع خوانی قرآن📖، اردو 🏞و بازی🏃🏻 و مسابقه🎯 هم در برنامه هاشون برای بچه ها دارن رمز ادامه داشتن جلساتشون رو هم همین کار های ویژه برای بچه ها دونستن ✅ ارسالی از شهرستان •┈•✾•☘️🌸🍀•✾•┈• 🆔 @setare114
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺پویش نصر نصر تا پیروزی فاطمه زهرا قنبری ۹ ساله از استان ، 🔆این نسل، نسلِ زمینه ساز ظهور است •┈•✾•☘️🌸🍀•✾•┈• 🆔 @setare114
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تصویر سازی صحنه های به شهادت رسیدن حضرت فاطمه س 💔 شامل ( میخ و در و دیوار ' وداع یتیمان با حضرت فاطمه س ' تشییع جنازه حضرت فاطمه س ' قبرستان بقیع) با همکاری دختران و پسران و مادران قرآنی در زینبیه روستای لچوی بخش خمک شهرستان زهک •┈•✾•☘️🌸🍀•✾•┈• 🆔 @setare114
19.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ‌اگه همه‌ی آدما قراره یه روز برن و دیگه برنگردن، پس تو چطوری رفتی که هنوز هستی؟ پس ما چطوری هنوز تو رو کنار خودمون می‌بینیم؟ پس ما چطوری هنوز صدات رو می‌شنویم؟ فیلم کوتاه یادگاری رو با اعضای خانواده به تماشا بنشینید... •┈•✾•☘️🌸🍀•✾•┈• 🆔 @setare114
ما در کلاس دوم دانشکده فنی که حدود ‌160 دانشجو داشت، مشغول درس بودیم. مهندس شمس، نقشه برداری تدریس می کرد. صدای چکمه‌ی سربازان از راهرو پشت در به گوش می رسید. اضطراب و ناراحتی سایه سیاهش را روی کلاس پهن کرده بود و کسی به درس توجه نمی کرد. مستخدم دانشکده مخفیانه وارد کلاس شد و به دانشجوها گفت:(( خیلی مواظب باشید، سربازا میخوان به کلاس حمله کنن اگه اعلامیه یا روزنامه دارید از خودتون دورش کنید)). شلوغی بیرون کلاس و صدای برخورد محکم چکمه‌های سربازان روی راهرو سنگی دانشکده خبر از حادثه‌ای هولناک می‌داد. در کلاس محکم کوبیده شد و پنج سرباز با مسلسل سبک وارد کلاس شدند. یکی از آنها لوله را به طرف شاگردان عقب کلاس گرفت و آماده تیراندازی شد و یکی دیگر مامور بچه‌های جلوی کلاس شد. یکی از سرباز‌ها مستخدم را به داخل کلاس کشید. سرخی و کبودی صورت و بدن او از ضرب و شکنجه سربازان حکایت می کرد. لحظه ای پس از خروج سربازها، کلاس مثل بمب منفجر شد. همهمه و غوغای بچه‌ها به اوج خودش رسیده بود. رییس و معاون دانشکده فنی هر چه تقلا کردند قادر به جلوگیری از ورود سربازان نشده بودند و این همه وحشیگری را با حرص تماشا می‌کردند. اعتصاب کردند و گفتند: «تا زمانی که دست نظامیا از دانشگاه کوتاه نشه، دانشکده فنی به اعتصاب خودش ادامه می‌‌ده» . برای حفظ جان دانشجویان دانشکده را تعطیل کردند. بچه‌ها هم به پشتوانه این تصمیم محوطه را ترک کردند. هنوز نیمی از دانشجوها خارج نشده بودند که تعداد زیادی از سربازان به دانشکده فنی حمله کردند. گروهی‌شان دانشکده فنی را به محاصره کامل درآوردند تا کسی فرار نکند.گروهی از سربازان‌ مسلح دانشجویان را جلوی کتابخانه و کریدور جنوبی دانشکده هدف گلوله‌هایشان قرار دادند. همه مات و مبهوت به این صحنه نگاه‌ می‌کردند. زمان کش می‌امد و تصاویر گنگ و صداها مبهم می‌شد. بغض یکی از دانشجوها ترکید. او که مرگ را به چشم می دید و خود را کشته می دانست دیگر نتوانست این همه فشار درونی را تحمل کند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شکل شعارهای کوتاه بیرون ریخت؛ (دست نظامیان از دانشگاه کوتاه). هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت. فرصت فرار نبود، به کلی غافلگیر شدیم. بچه‌ها یکی پس از دیگری مثل برگ.های خزان دیده روی زمین می‌افتادند. شریعت رضوی که با سرنیزه مجروح‌ شده بود هدف گلوله قرار گرفت. ناصر قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشت و در جای اولیه خود ایستاده بود یکی از سربازان «دسته جانباز» با رگبار مسلسل سینه او را شکافت و او را شهید کرد. من به اتفاق عده زیادی از دانشجویان از کریدور جنوبی دانشکده به سمت خروجی می‌دویدیم که به یک دسته سرباز برخورد کردیم. تفنگ‌ها را به سوی ما نشانه رفته بودند و دستور ایست می دادند. ولی چون در آن لحظات ایستادن میسر نبود، آنها نیز شروع به تیراندازی کردند. محصور شده بودیم. از دو طرف ما را هدف گلوله قرار داده بودند. نه راه رفتن بود و نه جای برگشتن. دسته ای بر روی زمین خوابیدند و دسته ای دیگر به اطاق های اطراف و کلاس‌ها و دستشویی پناه بردند. بالاخره فشار دانشجویان شیشه‌ها را شکست و دانشجویان یکی پس از دیگری از میان شیشه شکسته‌های در وارد آزمایشگاه شدند.من نیز همراه این عده وارد آزمایشگاه شدم. بین دوستان ما، شیشه پای یکی را شکافت. دیگری پایش هدف گلوله قرار گرفته و سوراخ شده بود. گلوله از یک طرف پا وارد شده و از طرف دیگر خارج شده بود. بدن مجروحین در حدود دو ساعت در وسط دانشکده افتاده بود و آنقدر خون از بدنشان رفت تا بالاخره جان سپردند. مهندس خلیلی رییس دانشکده فنی را بازداشت کردند و دکتر عابدی معاون دانشکده را به جنوب تبعید کردند. من مصطفی چمران هیچ وقت ثانیه‌های آن روز خونین را فراموش نکردم تا آخر عمر. 📌برداشتی ازاد از واقعه ۱۶ آذر 📝نویسنده :سرکار خانم فریده گورانلو 📍((روایه)) •┈•✾•☘️🌸🍀•✾•┈• 🆔 @setare114
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جلسه قرآن دختران کلاس چهارم💚 مدرسه شهیدان صافی ابرکوه_ یزد چقدر خوبه در مدارس هم جلسه قرآن برگزار کنیم و انس جمعی قرآن کریم رو بین بچه ها ترویج بدیم 💚 •┈•✾•☘️🌸🍀•✾•┈• 🆔 @setare114
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ 🔸 قرآن هم برای دردهای روحی دواست و هم برای دردهای جسمی. اما روش درمانی قرآن پیش‌گیری است. مثلا دربارۀ سرمنشأ حکمت، علم و قدرت می‌فرماید: «او از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است.» همین یک نسخه کافی است که در کوران زندگی، هیچگاه دلخسته نشویم، وا ندهیم و شکست نپذیریم. 🖇️سوره مبارکه اسرا، آیۀ۸۲ •┈•✾•☘️🌸🍀•✾•┈• 🆔 @setare114