eitaa logo
ستاره شو7💫
753 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2هزار ویدیو
51 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم امام صادق علیه السّلام فرمودند: طوري به خدا اميد داشته باش که اميدت تو را بر ارتکاب گناهان جرئت نبخشد و به گونه اي از خدا بترس که ترست تو را نااميد از رحمت الهي نکند. (بحار الأنوار، ج 70، ص 384) 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 🔴خدا مهربون تر از این حرفاس که بخاطر لاک منو عذاب کنه... 🔴ایرادی توی حجابم نمیبینم... 🔴من افراطی نیستم... این جمله هارو زیاد میشنویم ولی عزیزانی که اینارو میگن مطمینن که احکام حجاب کامل ازطرف خدا و پیامبر خدا نیست؟؟!! آیا مطمئنن که میتونن بهتر از مجتهدان و کسانی که تخصصشون تفسیر آیات و روایاته احکام خدارو درمورد حجاب کامل تفسیر کنن؟ به این فکر کردن که ممکنه یکی از حکمت های احکام و دستورات خدا شاید امتحان ما بنده ها باشه؟ این که خدا بفهمه کی برای حرفش ارزش بیشتری قائله؟ کیه که بخاطر خدا از آرایشش میگذره؟ به خدا ثابت می‌کنه دوست داشتنش فقط کلامی نیست... ᘜ •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
ایرانيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت : - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليوانی كه ميخورن حتما درش رو ميليسن 😂😂 . . •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
قاتل انگیـــــــزه هامون❌ 😌 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلااام روزتون بخیر دوستای گلم اسامی زیر که روز 22 بهمن کنار غرفه هفت آسمان برای ما عکس فرستادند بعضی هنوز شماره تماس برای دریافت هدیه کارت شارژ نفرستادند لطفا برای ادمین شماره موبایل اعتباری تون را ارسال کنید 👇👇👇👇👇 @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌ زهرا خشاره نیایش شمسی محسن شمسی محمد یاسین باقری ریحانه احمدی زهرا احمدی ستایش ذبیحی حسین ذبیحی عزت خواجه مرضیه ناظمی پوریا ترابی جمالی مینا بابایئ رضایی علیرضا دانش افروز .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شاید‌آن‌روز‌ڪہ سهࢪاب‌نوشت‌تا‌شقایق‌هست‌زندگے باید ڪࢪد، خبࢪࢪاز‌دلِ‌پردࢪدِگلِ‌یاس‌نداشت...💔 باید‌اینگونه‌نوشت... هر‌گلیےهم‌باشد‌چه‌شقایق‌چه‌گل‌ِپیچڪ و‌ یاس... تانیاید‌مهدیےزندگیےدشواࢪاست... سه شنبه است و دلمون جمکران میخاد ... هر کجایی هستیم دست هایمان را بالا کنیم و برای فرجش دعا کنیم 🤲
نماهنگ خیالبافی.mp3
زمان: حجم: 3.6M
تنها بود چیزی که هیچ وقت ندیدی اشکای دریا بود کاشکی اونکه دلم تنگه براش اینجا بود اینجا بود این تلخ ترین تصویر این دنیا بود مردی که شب تولدش تنها بود 🎙 #️⃣ •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧚🏻‍♂️ پرنده های نقاشیتو زیباتر بکش😍 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت27 ‌روستای‌قیز ‌لچمن‌که‌نزدی
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت28 بیش‌تر‌رزمنده‌ها‌از‌جا‌بلند‌شدند. ‌یوسف‌خوش‌حال‌شد‌ 😍 میخواست‌بگوید‌که‌فقط‌به‌ده‌نفر‌نیاز‌هست‌و‌اگر‌تعداد‌داوطلبین‌زیاد‌باشد،‌مجبور‌خواهد‌شد‌از‌بین‌آن‌ها‌گلچین‌کند؛‌اما‌آن‌هایی‌که‌بلند‌شده‌بودند‌پشت‌به‌یوسف‌کرده‌و‌در‌حال‌مزه‌پرانی‌و‌متلک‌انداختن‌به‌طرف‌در‌خروجی‌رفتند.‌🥺😟 ‌خیر‌سرمون‌اومدیم‌بجنگیم،‌نه‌این‌که‌قاطرچی‌بشیم! ‌جواب‌سر‌و‌همسر‌و‌چی‌بدیم؟‌ ‌منو‌باش.‌کافیه‌بچه‌های‌ده‌مون‌بفهمن.‌مگه‌تا‌آخر‌عمر‌دست‌از‌سرم‌برمی‌دارن. ‌شما‌بمونید‌و‌قاط ‌رهای‌جنگجوتون.‌خوش‌باشید.‌😏 آب‌در‌دهان‌یوسف‌خشک‌شده‌بود.‌فقط‌هفت‌نفر‌مانده‌بودند!😥 ‌یوسف‌به‌ورودی‌حسینیه‌که‌شلوغ‌شده‌و‌هرکس‌دنبال‌لنگه‌پوتینش‌بود،‌نگاه‌کرد‌و‌گفت: ‌«کجا‌‌میرید؟‌صبر‌کنید،‌هنوز‌حر‌ف هام‌تموم‌نشده». ‌اما‌آن‌هایی‌که‌میرفتند،‌تره‌هم‌برای‌حرف‌های‌یوسف‌خورد‌نکردند.‌پوتین‌هایشان‌را‌بند‌بسته‌و‌نبسته‌به‌پا‌کردند‌و‌زدند‌به‌چاک. ‌یوسف‌با‌چشم‌هاي‌وق‌زده‌شاهد‌پرپر‌شدن‌آرزو‌هایش‌بود.😳‌گیج‌شده‌بود.‌فکرش‌را‌هم‌نمی‌کرد‌با‌چنین‌برخوردی‌روبه‌رو‌شود. ‌به‌هفت‌نفری‌که‌مانده‌بودند،‌نگاه‌کرد.😶‌کربلایی‌داشت‌زانوی‌راستش‌را‌می‌مالید،‌سیاوش‌با‌لبخند‌مشتاقانه‌به‌یوسف‌چشم‌دوخته‌بود،‌ اکبر‌خراسانی‌و‌علی‌و‌حسین‌سر‌پایین‌انداخته‌بودند،‌مش‌برزو‌هم‌برِّوبر‌نگاهش‌میکرد‌و‌یک‌جوان‌دیگر‌که‌خواب‌خواب‌بود.😴‌با‌صدای‌گرفته‌پرسید:‌«شما‌حرفی‌ندارید؟»سیاوش‌دست‌بلند‌کرد‌و‌گفت:‌«اسم‌شما‌چیه؟»‌ ‌یوسف،‌یوسف‌بی‌ریا.‌ یوسف‌به‌دیگران‌نگاه‌کرد‌و‌پرسید:‌«با‌قاطر‌و‌الاغ‌تا‌حالا‌سر‌و‌کار‌داشتید؟»‌ هیچکس‌حرفی‌نزد.‌ یوسف‌آه‌کشید.‌به‌آن‌ها‌خیره‌شد‌و‌گفت:‌«میشود‌خودتون‌رو‌معرفی‌کنید؟» ‌حسین‌نجفی‌ ‌علی‌نجفی‌ ‌اکبر‌خراسانی‌ ‌سیاوش‌تبریزی‌ ‌کربلایی‌غفور‌مردآبادی.‌ و‌مش‌برزو‌که‌پا‌هایش‌بوی‌گربه‌مرده‌میداد،‌گفت:‌«مش‌برزو‌ارجمند». ‌نگاه‌ها‌به‌مرد‌جوانی‌دوخته‌شد‌که‌هنوز‌خواب‌بود.🙄 ‌مش‌برزو‌به‌شانه‌ي‌او‌زد‌و‌صدایش‌کرد.‌مرد‌جوان‌مثل‌فنر‌از‌جا‌پرید. ‌هراسان‌به‌این‌طرف‌و‌آن‌طرف‌نگاه‌کرد‌و‌با‌دلهره‌و‌هراس‌پرسید:‌«چی‌شده،‌چه‌خبره؟» و‌بعد‌بدون‌آن‌که‌منتظر‌جواب‌بماند،‌مثل‌گلوله‌دوید‌و‌از‌حسینیه‌بیرون‌زد‌و‌ناپدید‌شد. ‌یوسف‌دوباره‌آه‌جگر‌سوزی‌کشید.‌سیاوش‌موذیانه‌گفت:‌«شدیم‌هفت‌دلاور!»🤓 ادامه دارد... •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖