#نقاشی
گام به گام
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
#معما شما میخواهید یک تخم مرغ را در دو دقیقه بجوشانید. اما فقط یک تایمر سه دقیقهای(ساعت شنی) ، یک
جواب
پس از جوشاندن آب ، تایمر سه دقیقه ای و تایمر پنج دقیقه ای را روشن کنید. هنگامی که تایمر سه دقیقه ای تمام شد ، تخم مرغ را در آب جوش قرار دهید. وقتی تایمر پنج دقیقه ای تمام می شود ، دو دقیقه دیگر تمام شده است و زمان آن است که تخم مرغ را از آب بیرون بیاورید. شما به تایمر چهار دقیقه ای برای این معما احتیاج ندارید.
دوستان گلی که پاسخ دادن 😇😇🙏🏻
فاطمه روح الامین محمد
صبا صفری
ریحانه میری
فاطمه زهرا احمدی
.
فکرهای خوب کن
حرفهای خوب بزن
به بقیه خوبی کن
همه چیز به خودت برمیگرده
#انگیزشی
#استوری
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دلیل_زندگی
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو که میدونی آرزوی منو
#امام_زمان
#وارث
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت32 علیمیترسیدقزمیتزودیت
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══
•¦[📙💠⃟❅]¦•
🔶گردان قاطرچی ها
🔹داوود امیریان
◾️قسمت33
ایستگاهراهآهناندیمشکغلغلهبود.
پیروجوانوکودکیاميخواستندسوارقطاربشوندیابرایبدرقهمسافرانآمدهبودند.
صداییازعقبجمعیتبلندشدومردمباترسوواهمهکناررفتند.
یکباریکهيخلوت،وسطجمعیتدرستشدویوسفدرحالیکهافساردوقاطرراگرفتهبودواردباریکهراهشد.
پشتسرشکربلاییوحسینوعلیواکبرخراسانیوسیاوشومشبرزوظاهرشدند.
هرکدامافساریکیادوقاطررامیکشیدندوبهطرفواگنآخریقطارمیرفتند.
مردمباحیرتآنهارانگاهميکردند.رزمندههایيکهمیخواستندسوارقطارشوند،دورآنهاجمعشدند.
چندکودکونوجوانکهازشادیدلشانغنجمیرفت،باسروصدادنبالقاطرهاراهافتادهبودند ودستافشانیوسروصدامیکردند.
سیاوشدرنگاهنوجوانانهمسنوسالخودشیکقهرمانبود!
خودشهماینموضوعرافهمیدهبودوفخرمیفروخت.
باتکبرسینهجلودادهبودوالکیهیاهووخودشیرینیمیکرد:
حواستکجاستمشبرزو،قاطرتدرنره!
کربلاییاگهنمیتونی،افسارقاطرهاتروبدهمنبراتمیآرم.
آقایوسفسوارکدومواگنبشیم؟
یوسفکهازنگاهکنجکاومردمکلافهشدهبود،دقدلیاشراسرسیاوشخالیکرد.
حرفنزنبچه،سرتبهکارخودتباشه!
قاطرهارابردندتهقطار،نزدیکواگنباریکهبدنهاشچوبیبود.
قاطرهادردنیایخودشان بودندودمتکانمیدادندوحشراتمزاحمرادکمیکردند.
آقاابراهیموسیدعلیومرادکهبرای بدرقه يیوسفودوستانش
قبولزحمتکرده و تاآنجاآمدهبودند،نمیتوانستندجلویخندهيگاه وبیگاهشانرابگیرند.
یوسفباصدایآهستهگفت:«دستتدردنکنهآقاابراهیم.خوبماروفیلمملتکردی».
آقاابراهیمباقیافه يحقبهجانبگفت:
«کدومفیلمیوسفجان؟»
مگهنمیبینید؟ملترسماًدارنبهما میخندنوچشموابرومیآن.
نمیشدایناروباماشینی،کامیونیچیزیبفرستید،ماهمباقطارپشتسرشونمیرفتیم؟
اونوقتکیبایدحواسشبهقاطرهامیشد؟
هرچینباشهتو و دوستانت قبولمسئولیتکردیدوقاطرهاتحت نظرشماهستن.
درگوشهيدیگرسیاوشداشتبهکودکانونوجوانانکنجکاودربارهقاطرهاتوضیحمیداد
وحسابیاحساسغرورمیکرد.
یکپسربچهکهسرماخوردهبودوتندتندمُفشراباآستینشپاکمیکرد،پرسید:
«ازشوننمیترسی؟»
سیاوشباغروروافتخارگفت:
«ازچیبترسم؟ایناکاریبامنندارن.منو میشناسن».😎
درهمینلحظهقاطریبهاسمعقابکهیکچشموخیلیشروربودوبیقراریمیکرد،
باکلهبهکتفسیاوشکوبید.🐴
سیاوشچنانسکندریخوردکهاگرعلیحواسشنبودواورانمیگرفترویزمینپهنمیشد.🥴
بچههاخندیدند.🤣🤣🤣
سیاوشکهبورشدهبود،کمنیاوردوگفت:
«اینقاطریهچشم،کم یخلوچله،خودمدرستشمیکنم».😏
ادامه دارد....
#رمان
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖